تبليغاتX
.: طنز نوشته های ابراهیم نبوی :.
اعترافات حسین موسویان
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - جمعه 21 اردیبهشت 1386 [2007.05.11]

po_nabavi_01.jpg

حسین موسویان که جاسوس بود و اقداماتی علیه امنیت ملی انجام داده بود و با یک دیپلمات آمریکایی از بیست سال قبل روابط مشکوک داشت و معلوم نبود چرا دائم خارج می رود و می آید و پرونده مشکوک اقتصادی داشت و هزارتا جرم دیگر، دیروز بعد از شش ساعت « چه کنم چاره کنم، پرونده شو پاره کنم» توسط وزارت اطلاعات و قوه قضائیه و غیره، آزاد شد و به خانه شان رفت. خبرگزاری فارس نوشت: « موسویان از کارهای خود اظهار ندامت و پشیمانی کرده است.» آگاهان گفتند که ظاهرا در همین دوسه روزی که موسویان زندانی بود، به اندازه یک سال به او فشار آمده و دهها ساعت اعتراف کرده و از کارهای زیر ابراز ندامت کرده است:

النظافه من الایمان( النجات فی الصدق سابق)
اینجانب حسین موسویان از اینکه هشت سال سفیر جمهوری اسلامی بودم ابراز ندامت و پشیمانی می کنم. من در این هشت سال گول خوردم و توسط هاشمی رفسنجانی و ولایتی فریب خوردم. من از این که هشت سال بعد از سفارت مسوول امور بین المللی شورای امنیت ملی بودم، بشدت پشیمانم و قول می دهم دیگر چنین کار اشتباهی نکنم. شاید بهتر بود به جای اینکه وارد شورای امنیت ملی شوم، اقدام علیه امنیت ملی می کردم. من از اینکه با کمال شرمندگی برای مدت چند سال یکی از مسوولین هیات مذاکره ایران بودم، بسیار ابراز ندامت می کنم، واقعیت این است که من گول حسن روحانی را خوردم، وگرنه به جای اینکه عضو هیات مذاکره ایران باشم، می رفتم عضو هیات مذاکره آمریکا می شدم. حسین موسویان از اینکه عضو مرکز مطالعات استراتژیک مجمع شده است، ابراز ندامت و پشیمانی کرد و گفت که من نمی خواستم این کار را بکنم، ولی فریب خاتمی و هاشمی و روحانی را خوردم. این مزدور استکبار جهانی و عنصر نادم و فریب خورده همچنین از اینکه با سیروس ناصری ارتباط داشته و به او گفته است که به ایران نیا، چون ممکن است تو را بگیرند، ابراز ندامت کرد و گفت که دفعه بعد خودم هم پیش او می روم تا در این راستا خدمتی به نظام کرده باشم.

نیکلا سارکوزی نژاد
این چپولی چیپولی های هموطن هم واقعا نبوغ عجیبی از خودشان در می کنند که هرجوری فکر می کنی معنی آن را نمی توانی بفهمی. یکی از برادرانی که در عنفوان طفولیت دچار چپ زدگی شده، از اصطلاح سارکوزی نژاد برای نیکلا سارکوزی استفاده کرده است. در همین راستا برخی شباهت های اساسی سارکوزی و احمدی نژاد، که جمعا می شود نیکلا سارکوزی نژاد، برای شما شرح می دهیم.
اول: با توجه به اینکه سگولن رویال با حزب الله و حماس دیدار کرد و سارکوزی اعلام کرد که دوست آمریکاست، و احمدی نژاد هم با حزب الله دوست است و هم با آمریکا دشمن است، طبیعی است که احمدی نژاد، شبیه سارکوزی است و فقط یک احمق این را نمی فهمد.
دوم: سارکوزی از نظر اقتصادی طرفدار راست هاست و چپ ها با او مخالفند، وقتی هم که روی کار آمد تمام راست ها خوشحال شدند و چپ ها ناراحت شدند، احمدی نژاد هم طبیعتا با سرمایه داری مخالف است و تمام رفقایش در جهان چپ ها هستند و همه راست ها هم با او دشمن هستند، طبیعی است که سارکوزی و احمدی نژاد شبیه هم هستند.
سوم: مخالفان سارکوزی فقرا و تهیدستان هستند، طرفداران احمدی نژاد هم فقرا و تهدستان بودند، طبیعی است که از این نظر هم به همدیگر شباهت دارند.
چهارم: تا یک هفته قبل از انتخابات پیش بینی می شد که سارکوزی 52 درصد رای بیاورد و پیروز شود، در روز انتخابات هم 53 درصد رای آورد و برنده شد. در مورد احمدی نژاد تا یک هفته قبل از انتخابات پیش بینی می شد که 25 درصد رای بیاورد و شکست بخورد، ولی یک دفعه 60 درصد رای آورد و پیروز شد، بنابراین نتیجه می گیریم که انتخاب هر دو اینها غیرمنتظره و با تقلب صورت گرفت.
نکته مهم: بعضی چپ های هموطن ما نمی توانند قبول کنند که ماهیت فکرشان در ابعاد جهانی همانی است که احمدی نژاد می گوید، فقط مشکل این است که دوست ندارند شبیه احمدی نژاد باشند، ولی چه می شود کرد، خدا آفریده است. جهت توضیح عرض می شود که منظور ما سوسیال دموکرات ها نیستند و آنها را حیلی دوست داریم، ولی از چپ هایی مثل چاوز و کاسترو که نهایتا همان استالین هستند اصلا خوشمان نمی آید.

قالیباف شهردار تهران شد
در عرض یک روز هفت هشت مشت محکم توی دهان احمدی نژاد خورد، اولا شهرداری تهران دست قالیباف افتاد و کلاغها خبرآوردند که احمدی نژاد شدیدا با این موضوع مخالف بود. ثانیا موسویان که قرار بود جهت نسق گرفتن و رو کم کنی و حال گیری از هاشمی در اوین یک چندی تروخشک شود، آزاد شد و رفت خانه شان. از طرف دیگر فراکسیون اصولگرایان مستقل بعد از چند ماه قرم قرم بالاخره اسم شب را گفتند و از مانع رد شدند و در یک کنفرانس مطبوعاتی که دیروز تشکیل شد، دلایل جدایی شان را از فراکسیون اکثریت اعلام کردند. در همین روز هم طرح تجمیع انتخابات که مورد حمایت فراکسیون اکثریت بود در شورای نگهبان رد شد و طرح کاهش سن رای دهندگان که توسط دولت برای جلب نظر هم سن و سال های رئیس جمهور به مجلس رفته بود، رای نیاورد. به نظرم می آید که امروز آن روزی بود که پشت احمدی نژاد در کشتی اش با طرف مقابل شکست و فعلا طرف رفته توی خاک و دارد به قول نیکان فتیله پیچ می شود. البته من که خیلی از قالیباف خوشم نمی آمد، ولی هرچه فکر می کنم می بینم یک پدرسوخته قرتی مسلک منظم و اهل معامله، قطعا از یک انقلابی کله خر دیوانه هزار بار بهتر است. به یک نکته دقت کنید که ما تا شش ماه دیگر شدیدا روزهای سخت و تلخ را خواهیم گذراند، اما طرف هم دارد آخرین مقاومتش را می کند، طبیعتا منظورم احمدی نژاد است نه جمهوری اسلامی.

معاون حراست و ارتباط با نهادها
به دنبال دستگیری یک دانشجوی پلی تکنیک در دو هفته قبل و اعلام دستگیری دو نفر دیگر از دانشجویان پلی تکنیک در روز شنبه گذشته و اعلام دستگیری یک نفر دیگر از دانشجویان همین دانشگاه در روز یکشنبه گذشته و اعلام خبر دستگیری چند نفر دیگر از همین دانشگاه در روز دو شنبه گذشته، دیروز اعلام شد که سه نفر دیگر از دانشجویان پلی تکنیک دستگیر شدند. به نظر می رسد اگر همین روند ادامه پیدا کند احتمالا امتحانات امسال پلی تکنیک باید در اوین برگزار شود. یکی از دانشجویان گفت: فعلا پانزده نفر دیگر باقی موندیم که دستگیر نشدیم که منتظریم که نوبت مون برسه. در همین راستا، مسوول حراست دانشگاه کرمانشاه در مورد معاون متجاوزش که هفته قبل به علت تجاوز به یک دختر دانشجوی این دانشگاه دستگیر شد، با یک توضیح دقیق همه مشکلات را حل کرد و گفت: « ما از یک سال قبل از فساد این فرد مطلع بودیم، ولی بخاطر ارتباط بعضی نهادها نمی توانستیم وی را احضار کنیم.»

پا توی کفش شان کردیم
احمدی نژاد در جمع فرماندهان بسیج حاضر شد و بعد از مدتها با استقبال گروهی که از او چیزی غیر از برق و آب و ارزانی می خواستند مواجه شد و اعلام کرد که « پیغام می فرستند پا در کفش ما نکنید.» آگاهان و کارشناسان کفش و امور بهداشتی توضیح دادند که این موضوع اصلا به سیاست مربوط نیست، بلکه به بهداشت مربوط است. یکی از آگاهان گفت: شما پای تان را بشوئید، جوراب تان را هر هفته یک بار عوض کنید، گاهی هم امشی بزنید، مشکل بوی پا که حل شد، پای تان را در کفش هرکسی خواستید بکنید.

Posted by من @ 15:9 |
موسویان آزاد شد، نشد، شد، نشد
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 19 اردیبهشت 1386 [2007.05.09]

po_nabavi_01.jpg

ظاهرا دم در اوین سنگربندی شده و درگیری شدید است. گروهی مشغول درآوردن موسویان از زندان و گروه دیگری مشغول بازگرداندن او به سلول زندان هستند. دو روز قبل وزارت اطلاعات جرم موسویان را جاسوسی برای یک کشور متخاصم اروپایی اعلام کرد و امروز وزیر اطلاعات گفت که جرم وی امنیتی است و قرار است دو نفر دیگر هم در همین رابطه دستگیر شوند. اما با واکنش هشت ریشتری بسیار شدید و تکان دهنده ای که هاشمی دو روز قبل نشان داد و گفت که « حقیقت در مورد موسویان بزودی معلوم می شود» وزیر اطلاعات در حالی که از ترس فرار می کرد، گفت: ای خاک به سرم! تو رو خدا یکی جلوی اینو بگیره، این چرا اینقدر واکنش خشن نشون می ده؟ در همین راستا، سخنگوی قوه قضائیه اعلام کرد که قرار وثیقه موسویان بزودی صادر می شود. منابع نزدیک به رئیس جمهور خبر دادند که وی گفته است یا باید موسویان در زندان بماند، یا.... همه پرسیدند: یا چی؟ استعفا می دی؟ تو رو خدا راست می گی؟ اما رئیس جمهور گفت: نه، نمی تونم استعفا بدم. یکی از اطرافیان پرسید: چرا نمی تونی؟ تو می تونی می تونی می تونی، ما می دونیم که تو می تونی، سعی تو بکن. اما احمدی نژاد گفت: اگر استعفا بدم و موافقت بشه، اون وقت دیگه رئیس جمهور نیستم، هستم؟ همه گفتند: نه. وی اظهار داشت: خب، منم از همین می ترسم.

همه عزل شوند

محمود احمدی نژاد در نامه ای به داوود دانش جعفری با توجه به تخلفات مالی دستور داد که « تمامی اعضای هیات مدیره و مدیرعامل شرکت بیمه ایران عزل شوند.» وی گفت: اگر لازم شد کلا هر نوع بیمه را تعطیل می کنیم و به جای بیمه به همه روستائیان وام ازدواج می دهیم. وی تاکید کرد: همه را عوض می کنم تا بالاخره چیزی عوض شود. احمدی نژاد اعلام کرد که بزودی قصد دارد همه مدیران کشور را از کلیه مشاغل صنعتی به کارهای فرهنگی منصوب و مدیران فرهنگی را برای اداره کارخانه ها بفرستد. وی گفت: اینطور نیست که یک نفر را عوض کنیم، همه را عوض می کنیم.

برنامه ریزی دقیق و آرمین

کارشناسان اقتصادی گفتند که اقتصاد ایران رو به ویرانی است. دیروز هم محسن آرمین گفت: « در طول اين دو سال در تمامي عرصه‌هاي سياسي، اقتصادي سير قهقرايي داشته‌ايم» برخی کارشناسان پرسیدند: پس اوضاع فرهنگی و اجتماعی چی؟ آگاهان نزدیک به دولت گزارش دادند که قسمت به قهقرا رفتن کشور در زمینه های اقتصادی و سیاسی برنامه دو سال اول رئیس جمهور بود، قسمت به قهقرا رفتن فرهنگی و اجتماعی برنامه سال سوم و چهارم است که پانزده روز است شروع شده.

حاج منوچهر بازهم عصب زد
منوچهر متکی رفت سوئد. حالا برای چی سوئد؟ خب می رفت افغانستان یا پاکستان. منوچهر متکی در سوئد با تظاهرات ایرانیان مخالف مواجه شد. خب برای چی رفت سوئد؟ می رفت افغانستان یا پاکستان یا لبنان تا با تظاهرات ایرانیان موافق مواجه شود. منوچهر متکی رفت سوئد و از دست دادن با معاون نخست وزیر سوئد خودداری کرد. خب، برای چی رفت سوئد که معاون نخست وزیرش زن است؟ خب می رفت پاکستان و افغانستان که معاون نخست وزیرش زن نیست و با او دست که می داد هیچ، معانقه هم می کرد. من نمی فهمم، این همه جای مناسب مثل افغانستان و توگو و پاکستان و گامبیا، برای چی می روند سوئد که هرجای آن بروی یک تعداد خانم بدحجاب هستند که تا می روی به طرفشان فوری دستشان را دراز می کند؟

واحد حراست از دانشگاه حفاظت می کند
سه روز قبل اعلام شد که « معاون حراست دانشگاه کرمانشاه به دلیل تجاوز به یک دختر دانشجو دستگیر شد.» دو روز قبل اعلام شد که « یکی از مسوولان واحد حراست دانشگاه کرمانشاه به دلیل تعدی به یک دانشجو دستگیر شد.» یک روز قبل اعلام شد که « یک کارمند عادی حراست که ظاهرا بعد از تجاوز معلوم شد که قبل از تجاوز هم معاون حراست نبود، به دلیل برخی ارتباطات نامشروع که معلوم نیست با رضایت طرفین بوده یا نه، همراه با همان دختر دانشجو بازداشت شدند.» امروز اعلام شد که « یکی از کارکنان حراست دانشگاه کرمانشاه با یکی از دانشجویان دختر دانشگاه با همدیگر ازدواج کرده و مراسم ازدواج آنان بزودی برگزار می شود.» فردا اعلام خواهد شد که « مسوول حراست دانشگاه کرمانشاه ضمن تکذیب ازدواج یکی از دربانان دانشگاه که هرگز با حراست همکاری نداشته مورد تجاوز یکی از دانشجویان دختر دانشگاه می خواست قرار بگیرد که دختر مذکور دستگیر و دربان مذکور آزاد شد.»

گاوداری باستانی
بنا به گزارش منابع خبری یک اثر تاریخی در خراسان رضوی به دامداری تبدیل شده است. کارشناسان آثار تاریخی اعلام کردند که در شرابط کنونی این موضوع کاملا طبیعی است، چون وقتی تعداد زیادی گاو و تعداد کمی اثر تاریخی وجود دارد، معمولا چنین چیزی اتفاق می افتد. یک گاو که در این محل زندگی می کند، گفت: « ما به آنها گفتیم که این کار خوبی نیست، ولی آنها پاسخ دادند که شما گاو هستید و نمی فهمید.»

Posted by من @ 15:8 |
وارطان شریعتمداری
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 18 اردیبهشت 1386 [2007.05.08]

po_nabavi_01.jpg

بعد از تبدیل مهاجرانی و پورنجاتی در میان اصلاح طلبان به رمان نویس، اسدالله بادامچیان در سال گذشته مجموعه شعر نوی خود را منتشر کرد و حسین شریعتمداری هم، اولین مجموعه داستان خود را با نام« او در میان ماست» منتشر کرد. پیش بینی می شود که حسین شریعتمداری تا سال دیگر مجموعه شعرنوی خودش را هم منتشر کند. اشعار زیر از مجموعه منتشر نشده شریعتمداری انتخاب شده و برای اولین بار رونمائی می شود.

وارطان غلط کرد

وارطان سخن نگفت
وارطان غلط نمود
باید سخن بگوید اگر بازجوئی اش

وارطان! سخن بگو
کلا به نفع تست
باید تو اعتراف کنی
اعتراف کن!
با من بگو که نیمه پنهان تو کجاست؟
چپ را رها کن و رو کن به سوی راست
وارطان بگو که از رفقای قدیم خود
هر آنچه دیده ای
الآن چگونه ای؟
در موضع خودتی یا بریده ای؟

وارطان! سخن بگو
اگرنه، من
محکم توی سرت بزنم
با دو دست خویش
اینجا منم و تو
نه راه پس برای تو مانده، نه راه پیش

وارطان سخن نگفت
منم تو سرش زدم
خوبم و یا بدم؟

در اینجا چار زندان است

در اینجا چهار زندان است
نه، یادم رفته، من یاد گذشته کرده ام گویا
در اینجا چار زندان نیست
اینجا دفتر من
توی کیهان است

مسابقه فرهنگی هنری سال
با توجه به انتشار مجموعه داستان حسین شریعتمداری به نام« او در میان ماست» مسابقه زیر برای علاقمندان هنر و ادبیات و بازجویی انجام می شود. لطفا گزینه مناسب را انتخاب کنید و بعد از پرکردن پاسخنامه، آن را به دفتر کیهان بفرستید، فقط یادتان باشد که اسم تان را ننویسید و قبل از ارسال نامه، اثر انگشت تان را هم پاک کنید:

سووال اول: منظور از « او» در عبارت « او در میان ماست؟» چه کسی است؟
1) عامل نفوذی دشمن
2) یکی از عوامل استکبار جهانی
3) یکی از سربازان گمنام امام زمان
4) روح مرحوم حاج سعید امامی

سووال دوم: منظور نویسنده از « میان ما» در عبارت « او در میان ماست» چیست؟
1) او لای ماست، ولی ما خبر نداریم
2) او یکی از ماهاست که باید یک نفر روی او کار اطلاعاتی کند
3) او وسط ما گیر کرده و باید رد شود، وگرنه بقیه را لو می دهد
4) میان ما، همان میان شماست، ولی خودتان خبر ندارید

سووال سوم: قبل از اینکه « او در میان ما باشد» چه کسی در میان ما بود؟
1) رژیم فاسد شاه خائن معدوم سابق
2) رژیم شاه خائن مخلوع معدوم سابق
3) رژیم شاه سابق و مسعود بهنود صهیونیست
4) رضا ربع پهلوی و بنی صدر زن نمای فراری

سووال چهارم: برای اینکه بفهمیم « او در میان ماست» باید چه کار کنیم؟
1) همه را بازجویی کنیم تا او را لو بدهند
2) همه را در انفرادی زندانی کنیم، تا « او» خودش اعتراف کند
3) از حسین درخشان بخواهیم هرچه در موردش می داند بگوید
4) قضیه را به وزارت اطلاع دهیم که کارها از کانال خودش پیش برود

سووال پنجم: پاسخ صحیح « او در میان ....» کدام است؟
1) « او در میان دوغ»
2) « او در میان شیر»
3) « او در میان پنیر»
4) « او در میان ماست»

Posted by من @ 15:7 |
افول چپ ها شروع شد
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 17 اردیبهشت 1386 [2007.05.07]

po_nabavi_01.jpg

بالاخره انتخابات فرانسه هم در میان شور و غوغا و شرکت فرانسوی هایی که کشورشان را دوست دارند و نمی خواهند به آشغالدانی تبدیلش کنند، انجام شد و سارکوزی با 53 درصد آرا برنده انتخابات فرانسه شد. ژان رنو که نقش پلیس خشن رمز داوینچی را بازی کرده بود و جانی هالیدی خواننده دوران جوانی کسانی که پیر شده اند، پیروزی سارکوزی را تبریک گفتند. نتیجه این انتخابات مشت محکمی بود توی دهان چاوز و مجاهدین خلق و القاعده و فیدل کاسترو و احمدی نژاد و چپ هایی که می خواهند دنیا را به توالت عمومی خودشان تبدیل کنند. نیکولا سارکوزی که اولین رئیس جمهور فرانسه است که پدرش مهاجر است و خودش یکی از ضدمهاجرترین روسای جمهور فرانسه است، گفت: « پیروزی امشب، پیروزی دموکراسی بود.» فعلا فرانسوی ها در خیابان های پاریس جمع شده اند و توی زیر زمین خانه شان عروسی است. تا به حال نشده بود که ببینم اینقدر فرانسوی ها بریزند توی خیابان و شادی کنند. به نظرم می آید که این انتخابات مسیر زندگی امسال جهان را عوض می کند. دو تا جمله در مورد سارکوزی می خواستم بگویم که نمی گویم. اما این را می گویم که تلویزیون داشت سخنرانی سارکوزی را برای فرانسوی ها پخش می کرد. سارکوزی گفت: « شانزده می روز پیروزی جمهوریت در فرانسه است. من به شما قول می دهم که به شما خیانت نخواهم کرد، به شما دروغ نخواهم گفت و ما باید به اینکه فرانسوی هستیم افتخار کنیم.» او در پایان سخنرانی اش گفت: « فرانسه به من همه چیز داده است و حالا روزی است که من بدهی خودم را به این کشور بپردازم.» در آخر سخنرانی هم میری ماتیو سرود « مارسیز» را خواند. من فکر می کنم حسین درخشان اگر پاسپورت و ویزایش درست شده باشد، احتمالا از پاریس رفته هاوانا و دارد رابطه اسرائیل، موسویان خائن و جهانبگلوی جاسوس و فیدل کاستروی عزیز را بررسی می کند.

لاریجانی: منوچهر رفته؟
آقا، مکافاتی است! منوچهر متکی فعلا دربدر دارد فرار می کند و علی لاریجانی دمپایی در دست به دنبالش. ظاهرا سرخود راه افتاده و رفته شرم الشیخ و به علی آقا خبر نداده. آگاهان گفته بودند که علی لاریجانی خبر شرکت متکی در اجلاس شرم الشیخ را از زبان خبرنگاران در بغداد شنید. همین آگاهان گفتند که بعد از شنیدن این خبر لاریجانی گفت: منوچهر؟ تنهایی؟ کی اینو فرستاده؟ از این گذشته، منوچهر که فعلا احساس « خود وزیر بینی» اش عود کرده، در مصاحبه با مجله تایم شرکت کرد و گفت: « ایران آماده مذاکره مستقیم با آمریکاست، اما هیچ نشانه ای بر حسن نیت آمریکا وجود ندارد.» به دنبال اعلام این خبر کاخ سفید تکان عجیبی خورد و یک دفعه همه به خودشان آمدند، البته دقیقا معلوم نیست که به خودشان آمدند یا در خودشان رفتند. یکی از آگاهان اعلام کرد که قرار است آمریکا برای اثبات حسن نیت خودش کارهای زیر را انجام دهد:
اول: از این به بعد به جای زن ویولونیست از مرد استفاده کنند، به جای ویولن هم از سه تار استفاده کنند، سه تار را هم ننوازند، بلکه به جای آن حاج رضا هلالی و امینم( خیلی که فرق ندارند؟) با هم در مراسم مذاکره نوحه رپ بخوانند.
دوم: قرار است آمریکا، از این به بعد فقط متکی را به عنوان وزیرخارجه ایران بشناسد.
سوم: قراراست آمریکایی ها برای نشان دادن حسن نیت شان، به القاعده بگویند که به الجزیره بگوید که از آیت الله سیستانی عذرخواهی کند و دیگر به ایشان و سابر مراجع اهانت نکنند و فقط ایرانی ها حق داشته باشند به مراجع تقلید اهانت کنند و به آنها بگویند شیخ ساده لوح.
چهارم: قرار است آمریکایی ها بسرعت و تا 24 ساعت دیگر برای اثبات حسن نیت شان به ایران، نتیجه انتخابات فرانسه را عوض کنند و سگولن روآیال به جای سارکوزی رئیس جمهور شود و روآیال هم قول بدهد که در یک هفته سکته کند و وقتی سکته کرد، ژان ماری لوپن رئیس جمهور فرانسه شود.
پنجم: قرار است آمریکایی ها برای اثبات حسن نیت شان به متکی، تا هفته دیگر از کودتای 28 مرداد علیه مصدق خائن و مرتد عذرخواهی کنند و به جای آن علیه شاه و مصدق کودتا کنند و آیت الله کاشانی را نخست وزیر کنند.
ششم: قرار است آمریکایی ها تا هفته دیگر جدول زمان بندی شان برای خروج از عراق و ورود به ترکیه و پاکستان را به ایران تحویل دهند و تا 14 روز دیگر حکومت ترکیه و پاکستان را تغییر داده و حق ندارند در این مورد به علی لاریجانی چیزی بگویند.
هفتم: آمریکایی ها باید برای اثبات حسن نیت شان تا هفته آینده طرح مبارزه با بدحجابی را در میان ایرانیان لس آنجلس اجرا کنند و پلیس لس آنجلس تا اطلاع ثانوی باید زیر نظر نیروی انتظامی تهران بزرگ فعالیت کند.
هشتم: آمریکایی ها باید طرح جداسازی ادارات را به موجب بخشنامه وزارت ارشاد اسلامی اجرا کرده و نتیجه آن را به ایران اطلاع دهند تا ایران از آن تجربیات برای اجرای طرح مذکور در ایران استفاده کنند.

شرایط شهردارتهران اعلام شد
یکی از اعضای شورای شهر هفت شرط را برای انتخاب شهردار تهران اعلام کرد. این هفت شرط شامل شروط زیر است: « دینداری و امانتداری، مدیریت توانمند، شناخت مسائل تهران، تعامل با شورای شهر و ارکان نظام، انضباط مالی و اداری، پای بندی به برنامه ها، عدم استفاده ابزاری از شهرداری» آگاهان اعلام کردند که احتمالا منظور این عضو شریف شورا این بود که قالیباف و اعضای موجود در شورا و کسانی که تا به حال در جمهوری اسلامی سابقه مدیریت دارند، نمی توانند شهردار شوند. به نظر می رسد یا می خواهند کرباسچی را شهردار کنند و روی شان نمی شود، یا برای ژاک شیراک نقشه کشیده اند، البته شیراک از نظر شناخت تهران خیلی با قالیباف و احمدی نژاد فرقی ندارد، فقط مشکل دینداری دارد که با یک هفته آموزش حل می شود.

بین 7 تا 8 سال آینده
به نظر شما اینها ما را سرکار گذاشته اند؟ یا واقعا فکر می کنند ما را سرکار گذاشته اند؟ قرار بود یک نیروگاه هزارمگاواتی فسقلی که این برق برای یخچال های فامیل احمدی نژاد در ارادان هم کافی نیست، با کلی رفت و آمد روس ها بعد از چند دهه و کلی مکافات درست بشود، و اول فروردین افتتاح شود، که چون نشده بود، تصمیم گرفتند که طرح مبارزه با بدحجابی را اجرا کنند. دیروز آقای سعیدی، معاون بین الملل سازمان اهن و تلپ اعلام کرده است که : « نیروگاه 360 مگاواتی بین 7 تا 8 سال آینده ساخته می شود.» شما فکر می کنید 7 تا 8 سال آینده ایران در چه وضعیتی است؟ ضمنا این آمار را هم داشته باشید که ما در حال حاضر 45 هزارمگاوات برق تولید و طبعا مصرف می کنیم.

آرش سبحانی روی صحنه سان فرانسیسکو

گروه کیوسک کنسرت خودش را برگزار کرد. کلی تبریک. آبجیز هم قبل از کنسرت آنها برنامه اجرا کرد. تبریک به آنها به ما مربوط نیست. آرش سبحانی دومین آلبومش را به نام عشق سرعت منتشر کرد. ما که خیلی دوستش داریم. احتمالا شما هم گوش بدهید همین وضع را پیدا می کنید.

Posted by من @ 15:6 |
ویولن زن شرم الشیخ
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 16 اردیبهشت 1386 [2007.05.06]

po_nabavi_01.jpg

در پی دستگیری موسویان، اولین ملاقات ایران و آمریکا بین منوچ و کوندی در شرم الشیخ برگزار شد.
گزارشگران گفته اند در این دیدار که از دو ساعت قبل از آن کوندی داشت اشک می ریخت و انتظار دیدار منوچ را می کشید، کوندالیزا رایس هفت بار جلوی آینه رفت و یقه اش را مرتب کرد و هشت بار از مارگریت بکت پرسید: « به نظرت لباسم خوبه؟»
سرانجام در حالی که همه در سالن نشسته بودند، منوچ از در وارد شد و با صدای بلند به همه گفت: « السلام علیکم» و زیر چشمی نگاهی به کوندی کرد و گفت: « آبجی! یقه تو بپوشون!» ناظران آگاه گفتند که در همین هنگام کونالیزا رایس در حالی که پلک نمی زد و به منوچ خیره شده بود، و داشت پرتقال پوست می کند، دستش را برید. مارگریت بکت که به او نگاه می کرد، دستمالی به کوندی داد و گفت: « چی کار می کنی دختر؟ آبرومون رو بردی، اینقدر بروبر نگاش نکن!» و کوندی زیر لب گفت: « الهی قربون هیکلش بشم، دیدی چه جوری راه می رفت، باید براش اسفند دود کنم.»
ناظران آگاه که این ملاقات سه دقیقه ای را پس از 28 سال دوری و جدایی گزارش کردند، گفته اند که خانم رایس پس از چند دقیقه ای در حالی که به چشم منوچ خیره شده بود، به او گفت: « انگلیسی شما از عربی من بهتر است.» اما منوچ به این تعارف مودبانه رایس پاسخی نداد، فقط زیر لب گفت: « تازه ترکی استامبولی حرف می زنم که نتونی فرق من و ابراهیم تاتلیس رو بفهمی.» کوندی که متوجه زیر لب حرف زدن منوچ شده بود، گفت: « جان! چیزی گفتی عزیزم؟» منوچ در حالی که مواظب دوربین ها بود، گفت: « بسه دیگه، داره حالم یه جوری می شه، اینقدر به من خیره نشو.»
در هنگام شام یک خانم ویولون زن به سالن آمد، تا مثلا فضا را تلطیف کند، منوچ به محض دیدن این خانم ویولن زن که لباس مشکی کاملا بسته پوشیده بود، به اینکه چرا این خانم لباس قرمز باز پوشیده اعتراض کرد و هرچه برای او توضیح دادند که این لباس مشکی است و قرمز نیست، به حرف حضار گوش نکرد و رفت. مارگریت بکت، به دنبال این موضوع گفت که کوندی پس از خروج منوچ تعادل خودش را از دست داد. وی گفت: « اگه واقعا خاطرخواهش شدی پاشو برو دنبالش.» اما کوندی گفت: « عمرا! من آدمی نیستم که دنبال کسی برم، حتی اگر دو سال تو تاریکی کنج خونه بشینم و زار بزنم.»
پس از پایان این اجلاس منوچهر میم از پیشنهاد سوئیس در مورد ادامه گفتگو و بحث در مورد برنامه هسته ای ایران استقبال کرد. اما نماینده سوئیس در این دیدار گفت: « ما اصلا پیشنهادی ندادیم که ایشون استقبال کردن.»

جاسوسی برای مجاهدین یا اروپای متخاصم؟
داستان حسین موسویان بیخ پیدا کرد. به نظر می رسد که یا از او برای فشار آوردن برای هاشمی و تیمش استفاده می کنند، یا کاری می کنند که بزودی آزاد شود، از کشور بیرون برود و حالا حالاها برنگردد. مرتضوی اعلام کرد که پرونده موسویان دست وزارت اطلاعات است، با این حساب مشخص شد که بالاخره در یکی از همین روزها تا یکی دو سال دیگر تکلیفش مشخص می شود و اینطور نیست که مثل بقیه متهمین مرتضوی تا ابد بلاتکلیف باشد. وزارت اطلاعات هم رسما اعلام کرد که موسویان برای یکی از کشورهای اروپایی متخاصم جاسوسی می کرد. از طرف دیگر یکی از منابع نسبتا آگاه اعلام کرد که ما کشور اروپایی متخاصم نداریم. ظاهرا قرار است برای اینکه مشکل وزارت اطلاعات بزودی حل شود، ایران یک موشکی، چیزی به فرانسه یا انگلیس یا بلژیک شلیک کند تا ایران وارد تخاصم با اروپا شود و اتهام موسویان درست از آب دربیاید. اما آگاهان باوجود اینکه خودشان اطمینان نداشتند، اطمینان دادند که این کشور اروپایی متخاصم انگلیس نیست. چون احتمالا اگر موسویان جاسوس انگلیس بود، حتما تا یکی دو هفته دیگر برایش یکی دو دست کت و شلوار می دوختند و تصویر پینگ پنگ بازی کردنش را نشان می دادند و با رئیس جمهور ملاقات و از جاسوسی برای انگلیس ابراز ندامت می کرد و بعد هم می رفت خاطراتش را در لندن می فروخت به روزنامه ها. یکی دیگر از آگاهان نیز اعلام کرد که احتمال دارد وزارت اطلاعات، هنوز استقلال آمریکا را قبول نکرده و این کشور را جزو انگلیس حساب می کند و موسویان در حقیقت جاسوس آمریکاست، ولی آمریکا همان انگلیس است. از طرف دیگر وزارت اطلاعات گفت که موسویان متهم است که با یکی از دیپلمات های آمریکایی به مدت طولانی ارتباط داشته است. یک مقام آگاه گفت که اصولا دیپلمات های ایرانی نباید به مدت طولانی با مقامات آمریکایی ارتباط داشته باشند، بلکه باید وقتی کارشان را تمام کردند، زودی دربروند که جاسوس نشوند. اما موضوع بسیار مهم این که موسویان متهم است که به سیروس ناصری گفته است که به ایران برنگردد، چون می خواهند او را بگیرند، اما سیروس ناصری فعلا متهم به چیز خاصی نیست، چون وی به موسویان نگفته بود که زودتر بیا بیرون می خوان بگیرنت. در هر حال به نظر می رسد که جاسوسی موسویان موضوع زیاد جدی ای نیست، چون اگر واقعا جاسوس بود، حتما تا به حال ولش کرده بودند. همزمان با اعلام خبرهای مربوط به موسویان « یک کارشناس مرکز پژوهشهای مجلس که به جرم جاسوسی به سه سال حبس و دو میلیون و پانصد هزارتومان جریمه محکوم شده است به حکم صادره اعتراض کرد.» این جاسوس که برخلاف موسویان جاسوس حطرناکی نبوده، فقط اطلاعات مهم کشور را به مجاهدین خلق می داد و مجاهدین خلق هم به او تعهد کرده بودند که این اطلاعات را به کشورهای اروپایی متخاصم ندهند. یکی از سربازان کاملا گمنام امام زمان گفت که اگر موسویان اطلاعات را به جای دادن به اروپایی های متخاصم به مجاهدین خلق که اصلا متخاصم نیستند، داده بود، الآن ولش کرده بودند و می رفت سوئیس پیش سیروس ناصری که الآن در تهران است.

گاف رادیو فرهنگ
طبیعتا بدترین نمایشگاه کتاب تهران در 28 سال گذشته در مصلای تهران در حالی که جمعیت بسیار زیادی در خیابانهای دیگر تهران در حال رفت و آمد بودند، بدون هیچ حال و هوای خاصی برگزار شد. در اولین روز نمایشگاه، دعای باران وزیر ارشاد مستجاب شد و کتابهای موجود در نمایشگاه زیر آب رفتند و دیروز نیز کوتاه ترین بازدید آیت الله خامنه ای از نمایشگاه کتاب در سالهای گذشته صورت گرفت. وی به مدت دو ساعت از نمایشگاه کتاب بازدید کرد و چون از هرکدام از کتابهای موجود در نمایشگاه چند نسخه داشت، هیچ کتابی نخرید و رفت. رادیو فرهنگ پس از ذکر خبر دیدار رهبری از نمایشگاه کتاب، گاف داد و گفت: « البته احتمالا در آینده اتفاق در نمایشگاه افتاد، برای شما گزارش خواهیم کرد.»

دانشگاه اسلامی ایجاد باید گردد
به دنبال تصمیم قطعی و روشن و مشخص نظام مبنی بر حل مشکل دانشگاهها، قرار شد بسیج دانشجویی در مرحله اول مشکلات اساسی برای دانشگاهها ایجاد کند، بعدا وزارت علوم این مشکلات را حل کند. در همین راستا، و به فاصله یک هفته از اظهار نظر وزیر شبه محترم علوم مبنی بر اینکه دانشجویان سیاسی را نباید در دانشگاه بگیرند، صدرالدین شریعتی، رئیس دانشگاه علامه در حضور بسیج دانشجویی این دانشگاه که پس از سه هفته تبلیغات فقط 150 نفر در آن جمع شده بودند، گفت: « دانشگاه را برای مخالفین نظام ناامن خواهم کرد.» حاضران گفتند: « تکبیر». هاشم آقاجری نیز نسبت به عزم برخی جریان ها برای به راه اندازی انقلاب فرهنگی دوم هشدار داد. وی که قبلا یک بار دانشگاه را اسلامی کرده بود، گفت: مواظب باشید دوباره اسلامی نشود. در همین راستا، نورالدین زرین کلک، پدر انیمیشن ایران به اتهام توهین به حجاب از دانشگاه تهران اخراج شد. یکی از اعضای بسیج دانشجویی انیمیشن گفت: « ما پیرو قرآنیم، ما پدر نمی خواهیم» وزیر علوم نیز گفت: « استاد توهین کننده به حجاب اسلامی در دانشگاه تهران، حق هیچ گونه تدریسی ندارد.» در همین راستا یکی از مسوولین یک نشریه دانشجویی دانشگاه امیرکبیربازداشت شد و قرار شد اعتراف کند. بخشی از متن بازجویی وی که در هنگام بازداشت به او تفهیم شده بود، بدین شرح است:

بازجو: دقیقا توضیح دهید که چرا به رهبری اهانت کردید؟
دانشجوی مذکور: ما به رهبری اهانت نکردیم و اصولا این اقدام را محکوم می کنیم و خواستار شناسایی و مجازات عوامل آن هستیم.
بازجو: اولا که شما غلط می کنی این اقدام رو محکوم می کنی و ثانیا توضیح بده چرا کاریکاتور رهبری را با کمک عوامل آمریکایی و با گرفتن پول از موسسه هیفوس هلند چاپ کردید و قصد داشتید دست به عملیات انتحاری زده و آن را به گردن مسوولان کشور بیندازید و قبول دارید که این اقدامات را با تصمیم جمعی اعضای شورای مرکزی و با کمک استادانی که فهرست آن را در اختیارتان قرار خواهیم داد، انجام دادید؟

دانشجوی مذکور: من اصلا در جریان نیستم و ما اصلا این نشریات را چاپ نکردیم.
بازجو: پس قبول می کنی که در جریان چاپ این نشریات نیروهای امنیتی آمریکا و انگلیس با شبکه اینترنتی عنکبوت و روزنامه های زنجیره ای و حزب مشارکت و کارگزاران و چند سازمان سیاسی دیگر که بعدا فهرست آن تهیه می شود، انجام شده و شما قصد داشتید که از طریق چاپ این کاریکاتورها به کیان اسلام ضربه زده و از طریق ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی و با همکاری رادیوهای بیگانه اسلام را نابود کنید؟ قبول داری؟

دانشجوی مذکور: من اصلا در جریان نیستم، من به شعر و ادبیات مدرن و پائولو کوئیلو علاقمندم.
بازجو: پس اعتراف می کنی که بودجه چاپ این نشریات به میزان 75 میلیون دلار از طریق آمریکا پرداخت شده؟

دانشجوی مذکور: ولی ما فقط دویست هزار تومان در ماه و در سال 2 میلیون تومان هزینه می کنیم که معمولا از جیب خودمان می گذاریم.
بازجو: با توجه به اینکه اعتراف کردید که روزانه دو میلیون تومان یعنی حدود دو هزار دلار هزینه شماست که در سال می شود 730 هزار دلار، بقیه این پول را چه زمانی به تشکیلات زنان و کانون صنفی معلمان و انجمن صنفی مطبوعات تحویل داده و چه همکاری هایی در عملیات بلوچستان داشته و چرا می خواستید بین آذربایجان ایران و کشور جدایی انداخته و در راه جداسازی کردستان چه همکاری هایی انجام داده و قصد شما از دادن آدرس دفتر ایران در اربیل به نیروهای آمریکایی چه بود، پس قبول می کنید؟

دانشجوی مذکور: بله، قبول می کنم. حالا می شه ولم کنید کپه مرگم رو بگذارم و بخوابم؟
بازجو: زکی! فکر کردی خونه خاله است، اعتراف کردی، حالا دیگه آزادی، باید بری خونه خودتون بخوابی. برو گمشو بیرون. فردا صبح آدرسش رو می دم، باید بری خودت برای اعتراف کردن تلویزیون و بعد هم مستقیم می ری ایسنا. بیرون حاج رضا نشسته آدرس جاهایی که باید بری و اعتراف کنی، بهت می ده.

خطر را احساس کنید
فکر کنید در عرض یک ماه هم برف آمد، هم بوران آمد، هم ماه رمضان آمد. هم قرار شد بدحجاب ها تبعید شوند، هم ادارات زنانه و مردانه شوند، هم انقلاب فرهنگی شود. به این می گویند نهایت کارآمدی برای جلب رضایت مردم. البته خودمانیم این آقای ابطحی خوش تیپ هم واقعا بعضی اوقات حرف های بامزه ای می زند. به دنبال اعلام این که طرح عفاف در ادارات و کارخانه ها توسط شورای امنیت عمومی اجرا می شود و اینکه قرار است ادارات زنانه و مردانه می شود. و اجرای طرح مبارزه با بدحجابی و عرق خوری و مزاحمت نوامیس و جلوگیری از ماهواره ها و مبارزه با اینترنت و همه با هم، آقای زادسر گفت: « راه هدایت جوانان اول تذکر، بعد تشر است.» رئیس پلیس تهران گفت: چشم، بعد از اینکه کتک شون زدیم بهشون تذکر می دیم اگر اثر نکرد می گیم توی زندان بهشون تشر بزنند. ابطحی گفت: « خطر را احساس کنید، فشارها بر مردم زیاد است.» به دنبال اعلام این جمله احمدی نژاد نفس عمیقی کشید و در حالی که چشمهایش برق می زد گفت: « جان! دارم احساس می کنم.»

Posted by من @ 15:4 |
دولت روی شیروانی داغ
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 13 اردیبهشت 1386 [2007.05.03]

po_nabavi_01.jpg

می خواستم طنز بنویسم، قضیه جدی شد، راستش را بخواهید نمی توانستم این حرف هایی را که می خوانید، نگویم.

نادرشاه هفت سال پادشاه خوبی بود، ملت دوستش داشتند، هفت سال پادشاه بدی بود، پدر مردم را درآورد. گاهی اوقات مسوولان مملکت ما هنوز به یک سال نرسیده به هفت سال دوم نادر می رسند. از سه چهار ماه قبل که بحران دولت شدید شد و مجلس و منتقدان اصولگرای دولت چاره ای جز برخورد با این دولت نداشتند، احساس خطر بوجود آمد. دولت هم که در رویای جهانی شدن احمدی نژاد به سر می برد، مجبور شد خودش را جمع و جور کند و به نظر می رسد فعلا دولت دارد خط عوض می کند. به نظرم این مشخصات در دولت احمدی نژاد وجود دارد:

1) در درون حاکمیت دولت احمدی نژاد به عنوان دولتی ناکارآمد شناخته شده است. این ناکارآمدی تقریبا در همه حوزه ها اثبات شده است، دولت توانایی عمل کردن به هیچ وعده ای را ندارد.

2) در میان مراجع و روحانیون و مذهبی های سنتی، دولت احمدی نژاد دولتی است که نمی تواند ظواهر جامعه را درست کند.

3) در سطح جهان، دولت احمدی نژاد به عنوان دولت خطرناک شناخته شده است.

4) در میان مردم، گروههای مختلف صنفی هر کدام به دلایل مختلف با دولت مشکل دارند. زنان مشکل دارند، چون خواسته هایی دارند که این دولت به دلیل همان خواسته ها سرکوب شان می کند، دانشجویان نه می توانند نفس بکشند و سوسول بازی دربیاورند، نه می توانند سیاسی بشوند و مخالفت کنند، نه می توانند چپ باشند و در کنار دولت چپ احمدی نژاد قرار بگیرند، چون متهم به توده ای بودن می شوند و نه می توانند راست باشند، چون متهم به آمریکایی بودن می شوند. معلمان مشکل مالی و حقوق و دستمزد دارند. رانندگان و کارگران مشکل صنفی دارند. از همه بدتر، احمدی نژاد تا دهان باز می کند، یک دردسر جدید به وجود می آید. مثلا در هفته گذشته مردم اقلید خود بخود دشمن احمدی نژاد شدند و از دیروز مردم اهواز و آبادان به دلیل تغییر ناگهانی رئیس منطقه آزاد اروند مخالف دولت شدند. قضیه ساده است، آقای الف نون دهان باز می کند، عده ای تمام زندگی شان در معرض خطر قرار می گیرد. این خبر کوچکی نیست که در ده روز گذشته 60 نفر از مردم اقلید که هیچ مشکل سیاسی نداشتند، توسط گلوله نظامیان زخمی شدند و دو نفر کشته شدند. فقط بخاطر اینکه احمدی نژاد در جمع هیجانزده شد و حرفی را زد که نباید می زد. دولت بدون اینکه هیچ نیازی به دشمن داشته باشد، به دلیل ماهیت ناکارآمد و غیرمردمی اش تولید دشمن( و نه مخالف) می کند، از طرفی هم دوستانش را ناامید می کند. مثلا دیروز احمدی نژاد توسط حزب الله به دلیل بوسیدن دست خانم معلم دوران کودکی اش شدیدا متهم شد که رفتار غیر اخلاقی دارد، در حالی که مردم عادی نیز به دلیل این رفتار احمدی نژاد طرفدار او نشدند، چون همزمان دارند کار او را در برخورد با بدحجابی می بینند. مساله این است که دولت مثل بیماری که دچار مشکل عدم کنترل مجاری ادراری و اداری خودش است، دائما دارد یک جای جدیدی را کثیف می کند.

5) دولت از رقبای خود می ترسد و می خواهد رقبا را تبدیل به مخالف و مخالفانش را سرکوب کند، اما هیچ مخالف شناخته شده ای جلوی چشم دولت نیست، به همین دلیل دولت دارد دشمن می سازد. مخالفان دولت هم دائما اعلام می کنند که نه طرفدار براندازی اند و حتی برخی از آنها اعلام می کنند که طرفدار دولتند، اما دولت به آنها اتهام می زند که جاسوس دشمن هستند، مثلا حسین موسویان به عنوان دیپلماتی که دو روز قبل بازداشت شد، چندی قبل کلی دلیل آورده بود که اعمال دولت در حوزه هسته ای چقدر خوب است. یا مثلا نوشین احمدی خراسانی یکی از کسانی که کمپین یک میلیون امضا را حمایت می کند، در مصاحبه اش کلی توضیح می دهد که حرف های ما اصلا خطرناک نیست. اما دولت و قوه قضائیه به زور به او می گویند که قصد براندازی دارد. یا همین حسین درخشان بدبخت بیچاره، این همه مقاله می نویسد که اثبات کند که طرفدار دولت و حتی وزارت اطلاعات است، اما به او اتهام می زنند که عامل اسرائیل است. دانشجویان کشور اصلا سیاست را رها کرده اند و یک صدم بحرانی که در دوره خاتمی ایجاد می کردند، نمی کنند، اما یک دفعه از طرف آنها نشریه چاپ می کنند و آنها را مجبور می کنند که به رهبری اهانت کنند که بعدا بشود سرکوب شان کرد. به نظر می رسد دولت مثل لات های مستی که وسط کوچه دنبال نفس کش می گردند، عربده می کشد که کسی نفس بکشد، اما کسی حرفی نمی زند، با این وجود به هرکسی که از کوچه رد می شود، حمله می کند. مشکل این است که دولت آماده جنگ بیرونی و سرکوب داخلی است و ابزارش را هم دارد، اما کسی نیست که بخواهد بجنگد یا مورد سرکوب قرار بگیرد.

6) یک بحران بزرگ دولت این است که اگر بخواهد حمایت عامه مردم را به دست بیاورد، حمایت نظامیان و مراجع را از دست می دهد و اگر حمایت مراجع و نظامیان را بدست بیاورد، حمایت عمومی را از دست می دهد. اگر اولی را از دست بدهد، در انتخابات اگر نگوئیم از اصلاح طلبان و میانه روها، حداقل از رقبای اصولگرای خودش شکست می خورد. و اگر بخواهد حمایت مراجع را از دست بدهد، باز هم در انتخابات شکست می خورد، چون حمایت سیستم دولتی و آرای ساخته شده را از دست می دهد. احمدی نژاد حالا دیگر نه می تواند ادعا کند ضدامپریالیست است، نه می تواند ادعا کند مدافع تهیدستان است، نه می تواند ادعا کند طرفدار علم است، نه می تواند ادعا کند طرفدار اخلاق است، شده است یک وضعی که از هر طرفش را بگیرند، از طرف دیگر بحران بوجود می آید.

7) در حال حاضر دولت به ابزارهای شناخته شده قدیمی پناه برده است، می گوید که ضد امپریالیست است، اما این ضدامپریالیست بودن را از طریق سرکوب عوامل آن اثبات می کند و نه از طریق مبارزه واقعی یا جنگ با امپریالیسم. دولت هرکسی را عامل امپریالیسم می داند و می خواهد سرکوب کند، از طرفی بازی های نمایشی مردمی بودن با حضور استانی و شهرستانی و با دادن پول برای کسانی که برای رئیس جمهور نامه بنویسند می دهد، و از طرف دیگر با کشاندن پلیس در خیابان به بهانه مبارزه با بدحجابی وحشت عمومی ایجاد می کند. این رفتارها معمولا فقط یک نتیجه دارد و آن اینکه مردم را روز بروز از دولت منزجرتر می کند.

8) در داخل حاکمیت نیز یک معادله دو جانبه وجود دارد، دولت اگر بخواهد با دشمنان بجنگد انتخابات را از دست می دهد، اگر نخواهد با دشمنان بجنگد و در فضای آزاد زندگی کند، از سوی رقبا به سقوط نزدیک می شود. به نظر می رسد که دولت مثل گربه ای است روی شیروانی داغ، هر کاری بکند، با بحران مواجه می شود. این وضع را در زبان فارسی استیصال می گویند، مردم ایران در این موارد اخلاق بسیار بدی دارند، وقتی می بینند کسی به چنین بحرانی افتاد از او دور می شوند، نگاهش می کنند و سعی می کنند ضربه نخورند تا طرف کاملا از حرکت بایستد.

Posted by من @ 15:3 |
کارگران جهان! قایم شوید
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 12 اردیبهشت 1386 [2007.05.02]

po_nabavi_01.jpg

فعلا همه راهها به شرم الشیخ ختم می شود. به نظر می رسد که علی لاریجانی و متکی دارند آماده می شوند تا رابطه با آمریکا را یک جوری به یک جایی برسانند. بالاخره یاواش یاواش به نتیجه ممکن است برسد. علی لاریجانی به عراق رفت و با آیت الله سیستانی ملاقات کرد. وی در حالی که مواظب بود که هیچ ایرانی متوجه جملاتش نشود، تند و تند گفت: « هیچ جای نگرانی وجود ندارد، آمریکایی ها خوب می دانند که ایران همواره از روند سیاسی عراق حمایت می کند.» یکی دو ساعت بعد علی لاریجانی گلویش را صاف کرد و گفت: « آمریکایی ها می دانند که هر کشوری که تروریست ها از آنجا می آیند، کشورهای دوست آمریکا هستند. ایران از دولت عراق حمایت می کند و در همین راستا در نشست شرم الشیخ شرکت می کند.» ظاهرا علی آقا به سولانا گفته است: « بابا جون! خودم با آقا صحبت کردم، ایشون هیچ حرفی نداره، قول می دم که راست می گم، فقط اینو یه جوری نگی محمود بفهمه» محمود هم زنگ زده به منوچهر و پرسیده: « منوچ! حیف نون! قضیه شما با سولانا چیه؟» منوچ هم گفته: « به حضرت عباس من در جریان نیستم، به همین سوی قبله.» بعد محمود زنگ زده به بیت و با رهبری صحبت کرده و گفته: « حاج آقا! اگر ما کمی زیادی این وسط گذاشتیم شما حلال کنید، می دونیم قابل نبودیم که ما رو برای شرم الشیخ بفرستید، ولی اگر می فرمودین روی مین هم می رفتیم.» آقا هم تلفن زده به علی لاریجانی و گفته است: « صد بار گفتم، اصلا اسم از من نیارین، وگرنه من دوباره سخنرانی می کنم.» علی لاریجانی هم دیروز بعد از همه این مسائل در عراق گفت: « دولت عراق بعد از سقوط صدام دستاوردهای زیادی داشته که قابل توجه است.» از طرف دیگر آمریکا اعلام کرد که « ایران در صدر فهرست حامیان تروریسم آمریکا قرار دارد.» اما بوش هم با رایس ملاقات کرد و به او گفت: « ببین!» رایس گفت: « چی رو ببینم؟» بوش گفت: « ببین! می شه وقتی می ری ملاقات با این متکی باهاش مودبانه برخورد کنی؟» رایس هم گفته: « برو بینیم بابا! هر کی تو رو نشناسه فکر می کنه سه تا دکترای سیاست بین الملل از هاروارد گرفتی، تو اگه راست می گی مواظب باش از هواپیما پیاده می شی جلوی صد تا دوربین زمین نیفتی.» و بوش ادامه داده: « خواهشا باهاش دست نده، بوس نکن، بغل نکن، این ایرانی ها عصبانی می شن از این کارها بکنی.» و رایس جواب داده: « حالا چیه؟ خوبه یارو براد پیت نیست، وگرنه می خواستی خفه ام کنی.» فعلا قرار است ملاقات در شرم الشیخ صورت بگیرد، البته یک خبر هم این است که قرار است ملاقاتی در کار نباشد و فقط از دور رایس و متکی برای هم سرشان را تکان بدهند.

نظرسنجی با اعمال شاقه
تلاشهای مخالفان دولت و استکبار جهانی برای از بین بردن ته مانده های طرفداران دولت ادامه یافت و طرح مبارزه با بدحجابی به شکلی جدی دنبال شد. در همین راستا، پلیس اعلام کرد که کراوات و پاپیون را ممنوع نکرده است. آگاهان نیز از کلیه امت شهیدپرور خواستند که کراوات های شان را هر روز حتی اگر می خواهند تا سرکوچه بروند و ساندویچ بخرند، استفاده کنند. همچنین یکی از صدها سخنگوی نیروی انتظامی اعلام کرد که با وجود اینکه « بی حجابی مرد از بی غیرتی زن اوست» اما برای پلیس هنوز معلوم نیست که پسران بدحجاب چه کسانی هستند. قرار است فعلا دستگیر کنند و بعدا بشمارند و ببینند با حجاب هستند یا نه. شاید برای شمردن همین چیزها یا چیزهای دیگر بود که سردار رادان رئیس پلیس تهران در تلویزیون حضور یافت و در یک مصاحبه زنده شرکت کرد. سردار رادان در مورد طرحی که مردم اجرای آن را با چشم خودشان دیده اند توضیحاتی داد و از مردم خواست که نظرشان را در مورد اینکه « آیا با امنیت اجتماعی بطور کلی موافقند یا نه؟» اعلام کنند. طبیعتا ملت ایران باید 95 درصدشان اعلام می کردند که با افزایش امنیت اجتماعی موافقند، ولی از بس مردم به طرح مبارزه با حجاب علاقمند شده بودند، 39 درصدشان اعلام کردند که با افزایش امنیت اجتماعی مخالفند. سردار رادان هم نتیجه گرفت که چون 61 درصد مردم با طرح اجرا شده مبارزه با بدحجابی و جمع آوری ماهواره ها و مبارزه با برداشتن زیر ابرو و عمل بینی و گذاشتن ساندویچ آسفالت وسط خیابان ها موافقند، بنابراین پلیس برای اجرای اوامر مردم از فردا ماهواره ها را هم جمع می کند و به ادامه طرح مبارزه با بدحجابی می پردازد.

توطئه در دانشگاه امیر کبیر
گیر می دهند ها! بابا جان! حالا که کسی کاری به شما ندارد، فضای دانشجویی کشور هم طوری شده که فعلا دوستان دانشجو در دوران یخبندان بسرمی برند، مرض دارید دردسر درست می کنید؟ ظاهرا برادران بسیج دانشجویی دانشگاههای کشور امسال بودجه کم داشتند، هیچ دلیلی هم برای دریافت کمک از دولت نداشتند، کسی هم در دانشگاه چیزی نمی گفت که آنها با وی مبارزه کنند، خودشان کاریکاتور رهبری را تولید و منتشر کرده و سپس به دانشجویان حمله کردند. عبدالله مومنی گفت: « توهین به مقدسات مستمسک فضاسازی علیه دانشجویان است.» معاون دبیرکل جبهه مشارکت هم تاکید کرد: «وقایع دانشگاه امیرکبیر سناریویی از پیش طراحی شده است.» ظاهرا بابک زمانیان را دستگیر کردند و براساس نوشته کیهان قرار است اعتراف کند که از طرف سازمان غیردولتی هلندی « هیفوس» می خواست عملیات انتحاری انجام دهد. گفتن این که هیفوس می خواست در ایران عملیات انتحاری انجام دهد، مثل این است که کسی ادعا کند که فروشگاههای دریانی منطقه ستارخان می خواستند خلیج خوکها را بگیرند و از آن طریق آمریکا را از بین ببرند. این حسین درخشان برای حل مشکل خودش جوری در مورد هیفوس حرف زده که آن دیوانه های پارانوئید هم چنین تصوراتی پیدا کرده اند. البته من فکر می کنم اصل قضیه این است که دولت چون مخالفت زنان و معلمان و کارگران و روزنامه نگاران را کافی نمی داند، بدش نمی آید دانشجویان را هم فعال کند تا حتی الامکان اگر کسی هم نمی خواهد حرف بزند، لال از دنیا نرود.

دست معلم ار بود زمزمه محبتی...
احمدی نژاد که یک سال قبل در ملاقات با همسر رئیس جمهور یا نخست وزیر مالزی یا اندونزی یا همسر یک کسی دیگر در یک جایی دیگر، وقتی آن خانم محترم دستش را دراز کرده بود، این آقای غیرمحترم دستش را گذاشت روی سینه اش و مثل چیز زمین را نگاه کرد، دیروز به مناسبت روز کارگر، در حالی که تصادفا خانم معلم مدرسه اش در دفتر ریاست جمهوری حاضر شده بود تا احتمالا ببیند چرا این درس هایی که به این بچه داده، هیچ فایده ای نکرده، بر دستکش معلمش بوسه زد و در حالی که سعی می کرد خیلی احساساتی بشود، گفت: « امروز با دیدن معلم خود تحت تاثیر قرار گرفتم، اگر شرایط جلسه نبود یک ساعت گریه می کردم.» آگاهان گفتند: قبول نیست، تا گریه نکنی ما قبول نمی کنیم. کارشناسان پیش بینی می کنند که وی بعدا اعلام کند: « من کی گفتم تحت تاثیر قرار گرفتم؟ تاثیر؟ اصلا. من هرگز نگفتم گریه می کنم. گریه؟ من؟» به دنبال عملیاتی شدن ماچ کردن دست معلم احمدی نژاد توسط وی، کانون صنفی معلمان کشور اعلام کرد که کلیه مشکلاتش حل شده و دیگر هیچ مشکلی برای معلمین وجود ندارد. احمدی نژاد همچنین همراه با حداد عادل در مراسم افتتاح بیستمین جشنواره کتاب که همراه با باران و آبگرفتگی و در غیاب ناشرین اصلی کشور برگزار شده بود، شرکت کرد. احمدی نژاد گفت: « نه تنها در منطقه، بلکه در دنیا هم اول می شویم.» برای اثبات همین موضوع « بر اساس گزارش اکونومیست، توان دیجیتالی ایران از مکان 65 در سال گذشته به مکان آخر، 69 منتقل شد.» همچنین احمدی نژاد برای اینکه دلیل آبگیری سد سیوند که وجود آن برای آثار باستانی منطقه پاسارگاد و تخت جمشید خطرناک است، گفت: « تخت جمشید افتخار بشریت است.» ظاهرا قبلا قرار بود دولت دستور انفجار طاق بستان را بدهد، اما در بررسی های انجام شده معلوم شد که طاق بستان افتخار بشریت نیست، به همین دلیل طرح سیوند عملیاتی شد.

کارگران جهان! قایم شوید
مراسم روز کارگر، یعنی همان روز اول ماه مه در تهران برگزار شد. در همین راستا، رهبر انقلاب گفت: « دولت کارگران را بیشتر زیر حمایت خود قرار دهد.» دولت هم برای حمایت بیشتر از کارگران، اولا منصور اسانلو را مجددا و برای چندمین بار دستگیر کردند و دوما در جریان برگزاری روز کارگر در میدان هفت تیر، نیروی انتظامی برای حمایت بیشتر از کارگران با آنان درگیر و گروهی از کسانی که خیلی مورد حمایت قرار گرفته بودند، زخمی شدند. بنا به گفته آگاهان مشکل از اینجا ناشی می شد که نیروی انتظامی دائما از کارگران می خواست علیه دولت شعار ندهند. به همین دلیل کارگران شعار دادند: حقوق کارگر ایجاد باید گردد. در همین راستا نیروی انتظامی اعلام کرد که این شعار توهین به وزیر کار است. کارگران شعار دادند: قانون کار اجرا باید گردد. اما نیروی انتظامی توضیح داد که این شعار مخالف شورای نگهبان و مجلس است. سپس کارگران شعار دادند که محیط کار تمیز حق مسلم ماست. اما نیروی انتظامی این شعار را توهین مستقیم به رئیس جمهور است. در پی این دستور کارگران شعار دادند: کارفرمای بی عرضه اخراج باید گردد. نیروی انتظامی هم با کارگران درگیر شد و این شعار را اهانت به کل نظام و کلیه وزرا و رئیس جمهور اعلام کرد. در پایان کارگران دیگر شعار ندادند و فقط تعدادی از آنها زیر لب گفتند بی شعور عوضی. نیروی انتظامی این افراد را به دلیل اهانت به رئیس جمهور کتک زد و اعلام کرد که دیگر نباید شعارهایی که مستقیما به رئیس جمهور مربوط می شود، بدهند. در همین راستا در ترکیه نیز روز کارگر با درگیری میان پلیس و کارگران برگزار شد و پلیس صدها کارگر را دستگیر کرد.

راستی و صداقت و کیهان
واقعا همین صداقت صفار هرندی ما را کشته است. اصلا شوهر و غریبه هم سرش نمی شود، جلوی همه حرفش را می زند. صفار هرندی وزیر ارشاد اسلامی گفت: « رسانه ها باید صداقت و راستی را پیشه کنند.» قرار شد برای اینکه این اتفاق بیفتد، دوره آموزشی صداقت و راستی زیر نظر آقایان حسین شریعتمداری، حسن شایانفر، محمد ایمانی، ازغدی و سایر همکاران کیهان برگزار شود و کسانی که لازم است در خارج دوره ببینند هم از طریق حسین دال دوره صداقت و راستی را ببینند که مشکلات مملکت بزودی و بکلی حل شود.

تجاوز و دوران جنینی
طبیعی است که همین طور می شود. انتظار دیگری هم نباید داشت. اگر عروس و داماد مثل آدم ازدواج کرده بودند و حاصل آن یک دختر مامانی یا خدای ناکرده یک پسر بی ریخت بود، طبعا از همان یک ماهگی زیر نظر دکتر بزرگ می شد، به موقع آزمایشگاه می رفت و مامانش برای خوشگل شدنش روزی سه تا سیب هم می خورد. الهام، سخنگوی دولت و وزیر دادگستری و شوهر شمسی پهلوون گفت: « دولت نهم از دوران جنینی مورد نقد قرار گرفت.» آگاهان گفتند: طبیعی است دولتی که حاصل تجاوز به حقوق ملت است، از دوران جنینی همین مصیبت را دارد و تازه کله گنده زیر لحاف است.

انتخابات فرانسه، روآیال و مجاهدین خلق
عده ای تازه کشف کرده اند که سرمایه داری کثیف است و مارکس بعد از 200 سال در آنها ظهور مجدد کرده است، جلوی صحنه را که می بینی پرچم قرمز چه گواراست که در آسمان بال بال می زند. به همین دلیل است که چاوز بغل دست احمدی نژاد قرار می گیرد و خانم روآیال کنار دست حماس و حزب الله و برادران اقلیتی سابق که حالا در احزاب سبز کار می کنند با یک واسطه کنار طرفداران عرب و ضد آمریکایی ضد یهودی القاعده ای هستند که به نظر می رسد باید دشمن شان باشند. طبیعی است که در منظر جهانی احمدی نژاد با یک واسطه کنار دست مجاهدین خلق قرار می گیرد، چرا که هر دوشان در تحلیل نهایی در قبر استالین دفن می شوند. با این حساب حسین دال خودمان هم که خودش را برای خانم روآیال جر می دهد، می شود سخنگوی کیهان تهران و همفکر مجاهدین خلق. مشکل این است که این دوستان موقعی که باید « دولت و انقلاب» لنین را می خواندند، داشتند با انرژی هسته ای شان ور می رفتند و حالا پس از اینکه گند اردوگاه چپ درآمد تازه یادشان آمده که باید ضدامپریالیست باشند. خبر اینکه سگولن روآیال معروف به مادموازل گاف از مجاهدین خلق حمایت کرد و مجاهدین خلق هم از روآیال حمایت کردند.

گل آقا، قلمی برای خدا و مردم
دیروز سالگرد درگذشت گل آقا بود و هر جا که می رفتی کسی در مورد مرحوم صابری چیزی نوشته بود. یکی از آرزوهایم این است که یک کتاب خوب در مورد گل آقا بنویسم، یک کتاب فنی خوب که بتواند ارزش های ادبی و استیل و شیوه هایش را در طنز سیاسی نشان دهد، دیروز نگاه کردم، تعدادی از یادداشت های خصوصی اش را با خودم دارم، از آخرین نوشته هایی که در آن دو سال همکاری بین ما رد و بدل شد. شاید مقاله ای چیزی از آن دربیاورم، یک جورهایی حالم بد می شود وقتی می بینم تصویری غیرواقعی از گل آقا نشان می دهند. اصلا این سنت بد سرزمین ماست، یکی را دق می دهند و بعد بالای قبرش دسته گل می گذارند. در سالگرد گل آقا از قول او گفته شد که « من این قلم را در خانه خدا، با خدا معامله کردم.»

بالاترین به جای صبحانه

خدا را شکر بالاخره از شر این صبحانه ای که یک روز باید در تیفانی می خوردیم، یک روز در تورنتو، یک روز در تل آویو و یک روز در کوچه پشت شهرداری نزدیک دفتر کیهان راحت شدیم. یک سالی بود که حسین دال اختیار صبحانه را داده بود دست حزب الداتکام های نامعلوم الحال. هیچ اساسی هم در کار نبود، کامنت ها را کنترل می کرد، خبرها را انتخاب می کرد و تنها عامل انتخاب رفیق بازی و این آخرها داستانی است که تشتش از بام های تورنتو فعلا کف کوچه های پاریس افتاده است. این بالاترین حداقل تکلیف دارد، آدم می فهمد کدام مطلب وجود دارد، کدام خواننده دارد و همه چیز بر اساس بازی منطقی و طبیعی اینترنتی پیش می رود، البته انشاء الله که دوستان در آن ایرونی بازی در نیاورند و دوباره چایی نخورده پسرخاله هم نشوند. راستی من نمی دانم چطوری می توانم بعضی از نوشته ها و تصاویر و فایل های صدای خودم را در جایی بگذارم و به بالاترین بفرستم، هنوز یاد نگرفتم، یکی به من کمک کند. ضمنا اگر کسی فایل های اعتراف صدای آمریکای مرا دارد، جان مادرش برای خودم بفرستد، ندارم. ضمنا اگر وقت کردید سری به دوم دام دات کام بزنید. روز پنجشنبه هم در رادیو زمانه برنامه دارم، به سووالات تان پاسخ می دهم.

Posted by من @ 15:2 |
جملات ناقص
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 11 اردیبهشت 1386 [2007.05.01]

po_nabavi_01.jpg

نمی دانم تیترهای روزنامه ها و وب سایت ها اشکال دارد یا آنتن گیرنده ها اشکال دارد، در هر حال من ادامه جملات آقایان را از منابع نسبتا آگاه بدست آوردم و آنها را نوشتم.

سردار احمدی مقدم: لباس باید چهار مشخصه داشته باشد... پاره باشد، کثیف باشد و بو بدهد، دراز و پهن باشد که همه جا را بپوشاند، هیچی از هیچ جا بیرون نزده باشد.

حداد عادل: مجلس و دولت برای خدمت به معلمان آنچه می توانست انجام داد.... در نتیجه تعدادی از آنان دستگیر و زندانی شدند و وضع بقیه معلوم نیست.

احمدی نژاد: علم باید در زندگی مردم جاری شود... من خودم تلاش کردم تا می توانم علم را در زندگی مردم جاری کنم، البته بعد از اینکه کاملا جاری شد، بهتر است مردم خودشان را آب بکشند، چاوز هم در ونزوئلا علم را بر مردم این کشور جاری کرده است، ولی برای آنها نجس پاکی مهم نیست.

صفار هرندی: تاکنون کشور تا این حد یکدست نبوده است... نه، منظورم صرفا این نیست که همه کارها دست ایشان است، ولی فعلا کشور یکدست است.

احمدی نژاد: ما باید تا سال 1404 کشور نمونه منطقه شویم، ولی من معتقدم زودتر از آن هم می توانیم به این هدف برسیم. حتی می توانیم در عرصه جهانی نیز اول شویم... علتش هم این است که من دو سال دیگر که رفتم بالاخره یک آدم درست و حسابی می آید و تا سال 1404 ایران را کشور نمونه می کند.

رهبر انقلاب: گرایش اصلی نظام کمک به محرومان است... و ما برای کمک به محرومان، آنان را رئیس جمهور و عضو کابینه کردیم.

سردار رویانیان، معاون راهنمایی و رانندگی نیروی انتظامی: تلفات جاده ای ایران به زیر صفر رسید... حتی از سال آینده ما در جاده ها سالی حداقل 3 درصد افزایش جمعیت و زاد و ولد خواهیم داشت.

چمران: برای شهردار کردن احمدی نژاد 35 جلسه گذاشتیم... و در تمام این 35 جلسه این آدم یک کلمه حرف نزد که ما بفهمیم اینکاره نیست.

فرمانده ناجا: متاسفانه کسانی که لباس دینی برتن دارند، از طرح نیروی انتظامی حمایت نمی کنند... و وقتی می پرسیم چرا، می گویند می خواهیم آبروی لباس دینی را پیش مردم بیش از این از بین نبریم.

آیت الله موسوی اردبیلی: کاری نکنید مردم از دین زده شوند... البته من می خواستم این حرف ها را دو سال قبل بگویم، کمی دیر شد.

زاهدی: دانشجوی سیاسی بازداشت نشود، البته در دانشگاه،... بیرون دانشگاه هم که فاصله زیادی نیست، همان طرف خیابان که باشند، ما با انگشت اشاره می کنیم، مساله حل است.

توصیه بوش به رایس: با متکی مودبانه برخورد کن... ماچش نکن، بهش دست نده، گازش نگیر، زیاد بهش لبخند نزن و در مورد قزوین هم هیچی نگو.

خبرگزاری ها: الاغی در یاسوج دو بره را خورد و مرد... وی واقعا الاغ بود.

Posted by من @ 15:0 |
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 10 اردیبهشت 1386 [2007.04.30]


po_nabavi_01.jpg

جناب آقای مرتضوی
ریاست سابق دادگاه مطبوعات و کلیه امور مربوطه و ریاست ستاد پیشگیری از جرائم خاص

احتراما اینجانب سید ابراهیم نبوی، فرزند عزیز، متولد 22 آبان 1337 در شهر آستارا، نویسنده مساله دار و عامل استکبار جهانی و طرفدار اصلاحات سابق و مخالف براندازی نرم، گرم، سرد و ولرم و عضو افتخاری شبکه عنکبوت در روزنامه کیهان، چنان که مستحضر می باشید مدتی است در بلاد فرنگ، به آدرس بلژیک، بروکسل، خیابان سن ژیل، کوچه لیسبون، شماره 34، روبروی مغازه عبدالناصر فهیم مراکشی، نسبت به چند مورد تضییقات و محرومیت اینجانب از حقوق مربوط به مولفان و مصنفان که قرار است قانون آن بزودی اجرا گردد و چون اینجانب شما را می شناسم و به هیچ کس جز شما اعتماد ندارم، خواهشمند است حقوق اینجانب را که دستم از مملکت کوتاه و در اینجا غریب و از ابن السبیل می باشم، در نظر گرفته، حق مرا از این مرتکبین جرایم ستانده و به اینجانب اعاده فرمائید. در همین راستا آقای نعمت احمدی، وکیل ثابت و دائم و غیرقابل تعویض خود را در کلیه امور معرفی و از آن برادر که ید بیضا داشته، خواهانم که حق مرا بدهید. توضیحا به عرض می رسانم که گاهی اوقات اینجانب نکاتی را به صورت طنز و شوخی( سازنده) نوشته و در اینترنت منتشر می نمایم و به عنوان مثال طرح ابتکاری در مورد انتقال اسرائیل به اصفهان داده که مورد توجه جهانیان از جمله آقای کوفی عنان ریاست سابق سازمان ملل متحد قرار گرفته، با رفتن وی حقوق من نیز توسط یان کی مون خائن به نفع یک نفر کروی جنوبی ثبت شد. و در حال حاضر ملاحظه می نمایم که برخی وزرا، وکلا، معاونین وزرا، استانداران و غیره طنزهای مرا به عنوان طرح ابتکاری خودشان مطرح می نمایند که فعلا در دو مورد شکایت صریح دارم که به آنها رسیدگی تا بعدا بقیه را اعلام نمایم:

مورد اول: اینجانب خواهان، در پی انتشار خبری مبنی بر اینکه استانداری استان خراسان شمالی طرح جابجایی یک کوه برای تسهیل در فرود هواپیما در بجنورد را مطرح کرده است، و آقای «موسی‌الرضا ثروتی» نماینده بجنورد گفته است که «منظورآقای همتی استاندار این بوده که ده متر از ارتفاع کوه بابا موسی که در هنگام فرود هواپیما مانع دید خلبان است، باید کوتاه شود.» اشعار می دارد که طرح کوتاه کردن و برداشتن کوه از جلوی هواپیما، به جای تغییر محل احداث هواپیما از جلوی کوه که کاری بسیار سخت است، و صرفه با این است که آدم کوه را بردارد تا این که فرودگاه را دو کیلومتر آنطرف تر بسازد، اولین بار در تاریخ 27 بهمن 1380 توسط اینجانب در روزنامه مرحوم و محترم « بنیان» تحت عنوان « گفت و گو با رئیس محترم هواپیما» مطرح شده است. لذا خواهشمندم این طرح را جزو ابتکارات اینجانب محسوب و دستور فرمائید استاندار محترم حقوق مربوطه را به وکیل اینجانب بپردازند. ضمنا اینجانب آمادگی دارم تا سایر طرحهای مربوط به حمل و نقل جاده ای هواپیما( برای کاهش سقوط آن) و طرح هواپیمای بدون سرنشین( برای جلوگیری از مرگ و میر در هنگام سقوط را نیز به ایشان تحویل نمایم.

مورد دوم: اینجانب خواهان، از آقای یوسفیان مخبر كميسيون حقوقي و قضايي مجلس هفتم که تهديد دادستان تهران( حضرتعالی) را مبني بر تبعيد زنان بدحجاب از پايتخت به لحاظ قانوني و قضايي بلاايراد خوانده است شکایت دارم. در حالی که اینجانب سه روز قبل از سخنان حضرتعالی موضوع تبعید خانمهای بدحجاب را هم به مناطقی از تهران و هم به شهرستانها و هم به سیبری در روسیه در طرح مبارزه با بدحجابی را اعلام نمودم، بنابراین حق این مطلب به عنوان حقوق مولف و مصنف متعلق به اینجانب است. ضمنا اینجانب قبلا طرح تقسیم ایران به شمال و جنوب را برای سکونت خواهران در شمال کشور و برادران در جنوب نیز در روزنامه طوس اعلام نمودم که مثل بسیاری از طرح های ابتکاری من مورد بی اعتنایی قرار گرفت، اما مطئنم بعدا همین آقایان بدون دادن حقوق مولف و مصنف از همان طرح ها استفاده می کنند.

لذا، خواهشمند است به شکایت اینجانب رسیدگی نموده و حق مرا احیاء و این نویسنده طنزنویس که شوخی هایش را به عنوان طرح های اجرایی جدی می گیرند، اما حق وی را نمی دهند، از مزدوری استکبار جهانی نجات دهید. لطفا در صورت دریافت حق اینجانب از اشخاص مورد شکایت( مدعی علیه) دریافت و به وکیل اینجانب آقای نعمت احمدی بدهید. زیاده جسارت است.

سید ابراهیم نبوی
فرزند سید عزیز، متولد آستارا، شماره شناسنامه 244 صادره از آستارا
هشتم اردی بهشت 1386

Posted by من @ 14:59 |
سعید سامورائی و آبجی ناجا
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 9 اردیبهشت 1386 [2007.04.29]

po_nabavi_01.jpg

در راستای این که جناب آقای علم الهدی، که هم علم دارد و ما می توانیم زیر علم ایشان سینه بزنیم و هم اهل هدایت کردن است، به عنوان امام جمعه مشهد گفت: « بی حجابی و بدحجابی از سرقت و آدم کشی هم بدتر است.» در همین راستا آگاهان توضیحاتی دادند که خواندن آن لازم است:

1) سارق مال آدم را می دزدد و باعث می شود که آدم جزو پابرهنه ها شود و احتیاج به دولت پیدا کند و طرفدار دولت شود و در راستای سیاست های نظام حرکت کند، بنابراین نتیجه عمل سارق به نفع حکومت است، در حالی که بی حجاب باعث می شود که مردم احساس کنند که زندگی کردن آنقدرها هم که دشمنان کشور می گویند بدنیست، به همین دلیل مردم امیدوار می شوند و وقتی امیدوار می شوند، دل شان می خواهد زندگی کنند، و وقتی دل شان می خواهد زندگی کنند، همه چیز می خواهند و دولت باید برای آنها همه کار بکند و چون دولت نمی تواند کاری بکند، بنابراین کشور ناامن می شود.
2) سارق بالاخره هرچه باشد از خودمان است، در حالی که بی حجاب و بدحجاب هرچی باشد از خودشان است. سارق را اگر نصیحت کنیم، متوجه رفتارهای زشتش می شود و بتدریج به جای دزدیدن تخم مرغ یواش یواش به دزدیدن شتر و در مرحله بعد، دزدیدن صندوق رای می پردازد، بنابراین جای امیدواری دارد، چون ممکن است آخرش به مقامات مهمی برسد، اما بی حجاب وقتی نصیحتش کنیم، جواب می دهد که اگر راست می گوئی برو دختر و خواهرت را نصیحت کن، و ما چون نمی توانیم این کار را بکنیم، به همین دلیل بدحجاب از دزد بدتر است.
3) سارق معمولا پدرومادر درست و حسابی ندارد، یا اگر هم داشته باشد با او رابطه خوبی ندارند، بنابراین چون آدم بی پدرومادری است، به او می توان اعتماد کرد. در حالی که بی حجاب یا بدحجاب معمولا خانواده دار است و خانواده اش هم از او حمایت می کنند، چون احتمالا یا مثل خود او هستند، یا مثل خودما، به همین دلیل بدحجاب قابل اعتماد نیست، چون به ما اعتماد ندارد.
4) سارق را وقتی دستگیر می کنیم معمولا دلیلی قانونی داریم در حالی که خیلی از کاری که کردیم خوشحال نیستیم، چون بالاخره هرچه باشد سارق است، اما وقتی بدحجاب را دستگیر می کنیم معمولا دلیل قانونی نداریم ولی از کاری که کردیم خوشحال هستیم، چون هرچه باشد بدحجاب است. دلیل از این محکم تر؟
5) آدم کش از بدحجاب بهتر است، چون آدم کش یک نفر را می کشد که مقتول به احتمال نود درصد اگر دست ما می افتاد یا باید زندانی اش می کردیم یا خودمان او را می کشتیم، به همین دلیل آدم کش معمولا زحمت دولت را کم و هزینه اش را کاهش می دهد، ضمنا می توان خودش را هم از بین برد، اما بی حجاب کسی را نه تنها نکشته است، بلکه احتمالا ممکن است بدنیا بیاورد و کسی که به دنیا می آورد به احتمال نود درصد برای ما دردسر درست خواهد کرد، به همین دلیل آدم کش در هرحال از بدحجاب بهتر است.
6) آدم کش معمولا قابل اصلاح است، و این موضوع در طول تاریخ انقلاب اسلامی دیده شده است، اما بدحجاب قطعا قابل اصلاح نیست، چون در طول تاریخ انقلاب اسلامی دیده نشده است.

سعید سامورایی مشاور رئیس جمهورمی شود
در پی انتصاب حجت الاسلام و المسلمین روح الله حسینیان، که زمانی برای توضیح دقیق گذشته خود گفته بود« ما خودمان زمانی آدمکش بودیم» و انتصاب اسماعیل احمدی مقدم که گفته است که انشاء الله امسال قرار است تعداد زیادی را اعدام کنند و با پیش بینی این که بزودی حجت الاسلام رازینی و سایر برادران دست اندرکار به عنوان مشاور منتصب شود، آگاهان ضمن پیشنهاد نام « گالری وحشت» به جای دفتر مشاورین رئیس جمهور، پیشنهاد کردند که افراد زیر نیز در صورتی که در قید حیات هستند، به عنوان مشاورین رئیس جمهور منصوب شوند.
سعید سامورائی، مشاور امور رسانه ها و تیغی و قمه
کامبیز ترکه، مشاور امور جوانان زیر هجده سال و امور فنچ
تقی بی ناموس، مشاور امور زندان ها و حقوق بشر
مجید قورباغه، مشاور امور میدان شوش و ژنو و کمیسیون اصل نود مجلس
اصغر لاشی، مشاور امور امنیت داخلی و سرپرست انتخابات کشور

طرح حجاب نقدی می شود
با توجه به اینکه درآمد نفت برای کشوری که رئیس جمهورش روزی صد تا گاف پر هزینه می کند، کافی نیست، مجلس پیشنهاد کرد که طرح مقابله با بدحجابی به صورت نقدی اجرا شود. در همین راستا موارد زیر از هفته آینده باید اجرا شود وگرنه دهان همه مان سرویس می شود:
روسری نازک و بدن نما، هر متر 15 هزارتومان
روسری کوتاه و زیر نیم متر، سرجمع 20 هزارتومان
روسری سوراخ دار بافتنی، برحسب گشاد بودن سوراخ، از 12 تا 25 هزارتومان
شلوار کوتاه گشاد، 5 هزارتومان
شلوار کوتاه تنگ چسبیده، بر حسب میزان تورم محل مذکور، از 20 تا 35 هزارتومان
شلوار کوتاه تنگ فاق کوتاه، برحسب میزان تورم محل مذکور، از 25 تا 40 هزارتومان
مانتوی کوتاه با دکمه باز کلفت جنس گلیم یا جاحیم، از 2 تا 5 هزارتومان
مانتوی کوتاه تنگ نازک، برحسب اندازه دورکمر و باسن، از 15 تا 30 هزارتومان
پیراهن داداشش که جای مانتو پوشیده باشد و تنگ باشد، از 20 تا 40 هزارتومان
چادر عربی با آرایش و عشوه، بر حسب میزان آرایش و عشوه، بین 10 تا 30 هزارتومان
چادر نازک، برحسب لباسی که زیرش پوشیده باشند، بین 20 تا 30 هزارتومان
آرایش غلیظ با رژ لب قرمز، کرم پودر، زیرابرو رنگی، با اکلیل اضافی، بین 25 تا 60 هزارتومان.
آرایش غلیظ با ابرونخی، برحسب اینکه ابرو چند میلیمتر باشد، بیت 40 تا 70 هزارتومان.
ابروتاتو، بطور کلی یکجا محاسبه شده، بین 25 تا 45 هزارتومان.
لب زنبوری با حط دور لب و رژ لب براق، 40 تا 50 هزارتومان اضافه بر جریمه.
پیراهن نازک برای مردان، بر حسب نوع هیکل و طرز راه رفتن، بین 15 تا 25 هزار تومان
شلوار فاق کوتاه سه دکمه و پنج دکمه( بر حسب ویو و دید شورت)، بین 25 تا 40 هزارتومان
کاکل با کلیپس بر حسب میزان خلافی ارتفاع از کف سر، سانتی 3 هزارتومان.
مدل تیفوسی با لب سیاه بطور کلی 20 تا 30 هزارتومان
مدل مو تیغی با تیپ متال و پشت پلک سبز و زیر ابرو برداشته و لنز اضافه، خداتومن

اداره تشخیص هویت آبجیناجا( واحد آرایش بدحجابان جریمه یی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران) اعلام کرد، در صورت مراجعه مردانی که قصد ازدواج داشته باشند، گواهی عدم خلافی صادر می کند.

Posted by من @ 14:58 |
مناظره بوش و احمدی نژاد
جمعه بیست و یکم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - پنجشنبه 6 اردیبهشت 1386 [2007.04.26]

po_nabavi_01.jpg

احمدی نژاد اعلام کرد که حاضر است در حضور رسانه های گروهی با جرج بوش مناظره کند. البته جرج بوش اول اعلام کرد که چنین مناظره ای را انجام نخواهد داد، اما پس از اینکه رایس و چند نفر دیگر به جای او فکر کردند تصمیم گرفته شد که مناظره صورت بگیرد، متن این مناظره به شرح زیر گزارش شده است.

گزارشگر: ما در حضور دو رئیس جمهور جنجالی جهان، مناظره ای را شاهد خواهیم بود که امیدواریم که در این مناظره دو دولت و دو ملت به همدیگر نزدیک شوند و در پایان به صلح و دوستی و آرامش جهان منجر شود. از دو رئیس جمهور می خواهم هر کدام در مهلت مقرر نظرات شان را بگویند و به سووالات احتمالی که در دیالوگ طرف مقابل است، پاسخ دهند.

احمدی نژاد: آقای بوش! من با تمام احترامی که برای ملت آمریکا قائل هستم، می خواهم به عنوان نماینده ملتم و از سوی پابرهنگان و گرسنگان آمریکایی از شما بپرسم که چرا نمی خواهید به راهی که حضرت مسیح و خداوند گفته است و ملت ها می خواهند، بروید؟ چرا در مقابل خواسته های ملت ها جز با زبان اسلحه سخن نمی گوئید؟ چرا در مسائل بین المللی دخالت می کنید و فکر می کنید دنیا بازیچه دست شماست و مردم جهان برده شما هستند، آیا می دانید مردم جهان از شما متنفرند؟

جرج بوش: من اصلا فکر نمی کردم شما اینجوری باشید، با این که عکس های مختلفی از شما را دیده بودم، خیلی به نظر عجیب تر می رسیدی. ولی این جوری که می بینم مثل اینکه خیلی هم آدم عجیبی نیستی. راستش رو بخوای به خودم هم گفتند که خیلی ها در دنیا از من متنفرند، ولی رایس می گه اکثر سیاستمداران همین طوری هستند، اخیرا که نظر سنجی کردند من و تو و اون یارو کره ای و یکی از آفریقایی ها از همه منفورتر بودیم، خب مردم اینجوری هستند. ولی خود تو هم در کشور خودت در انتخابات رای نیاوردی؟ ظاهرا توی انتخابات مجلس سنا بود، درست می گم؟

احمدی نژاد: البته من به اینجا نیومدم که با شما در مورد مسائل ایران و آمریکا حرف بزنم، اختلاف ما سرجای خودش، من می خوام به ملت آمریکا بگم که دولت ایران از شما حمایت می کنه، و همانطور که قبلا هم گفتم بسیاری از مردم آمریکا هر روز با ما تماس می گیرند و می گن که چقدر ما رو دوست دارند، حتی خیلی از ایرانی هایی که در آمریکا زندگی می کنند هم طرفدار ما هستند.

بوش: درسته، حرفت رو قبول دارم، ولی من هم به مردم ایرانی که هر روز با ما تماس می گیرند و از ما می خوان که به شما حمله کنیم خیلی احترام می گذارم، حتی شنیدم دوسه هزار سال قبل هم توی ایران روی سنگ در مورد حقوق بشر چیزهایی می نوشتند، چطوره که اگر آمریکایی ها تو رو دوست دارند، و ایرانی ها منو دوست دارند، تو بیا آمریکا من می رم ایران. اون جوری من به عراق نزدیک هستم و تو به چاوز، موافقی؟

احمدی نژاد: من حاضرم بیام آمریکا و مشکلات شما رو حل کنم، ولی تو نمی تونی بری ایران، چون ممنوع الورود هستی و ویزا نداری.

بوش: من که ویزا نمی خوام، من گذرنامه آمریکایی دارم، به هر کشوری می تونم مسافرت کنم، حتی می خواستم پاکستان هم برم، ولی چون کردی بلد نیستم نرفتم.

احمدی نژاد: ولی من کردی و انگلیسی بلد نیستم و اصلا هم مهم نیست، چون من وقتی ونزوئلا می رم هم با مترجم می رم و مترجم من گاهی اوقات یک ساعت بعد از اینکه من و چاوز با هم توافق کردیم تازه ترجمه می کنه که اون چی گفته. این فرق ما ایرانی ها با شما آمریکایی هاست.

بوش: حالا هرچی دلت خواست به من گفتی، لعنتی! این غنی سازی رو کی می خوای متوقف کنی، من بخاطر خودت می گم، چون اگر این کار رو نکنی من ممکنه نطنز و اصفهان و بوشهر رو با خاک یکسان کنم.

احمدی نژاد: من نمی خوام در مورد غنی سازی حرف بزنم، چون این حق مسلم ماست، قبول داری؟ اگه قبول نداری بگو؟

بوش: فرض کن قبول دارم، کی می خوای دکمه استاپ رو بزنی، ببین، اگر متوقف کنی من کلی بهت نفت می دم. چند بار به این سولانا گفتم که این حرف ها رو به رفسنجانی که قبلا مدیر تلویزیون تون بود بگه، ولی انگار بهت چیزی نگفته.

احمدی نژاد: من نمی خوام در مورد رابطه ایران و آمریکا حرف بزنم، ولی شما باید سر مصدق و کودتای 28 مرداد از ما عذرخواهی کنین. البته ملی کردن نفت رو آیت الله کاشانی انجام داد.

بوش: من نمی دونم مصدق کیه و در موردش چیزی هم نشنیدم، شاید کارتر این کار رو کرده، من می تونم ازش بپرسم، ولی آلبرایت گفت یک بار از شما عذرخواهی کرده، مگه تو کشور شما چند بار عذرخواهی می کنن؟ تازه کلینتون هم می خواست از خاتمی عذرخواهی کنه، ولی اون رفت توی توالت، نمی دونم بعدش کجا رفت.

احمدی نژاد: خاتمی به من مربوط نیست، مصدق رو شماها حمایت کردید و خودتون هم برش داشتین، این یعنی دخالت در امور کشورهای دیگه. ما می گیم شما باید از عراق برین بیرون، ولی شما نمی رین، برای چی؟ این سووال رو هر روز دانشجوها از من می کنن.

بوش: ببینم، تو اینقدر با دانشجوها سروکله می زنی و توی اون نامه هم نوشته بودی حوصله ات سر نمی ره، من چند بار دانشجوها رو دیدم همه اش حرف های عجیب می زنند، تازه، مگه دانشجوهای ایرانی تازگی ها عکس خودت رو آتیش نزدن؟ دیدی منم بلدم جوابت رو بدم؟ این یکی ، دوم هم این که ما نمی تونیم از عراق بریم بیرون، چون اگر ما بریم بیرون، شما می رین توش. اگر قول می دین که شما توی عراق نرین ما تا سال 2008 از عراق می ریم بیرون.

احمدی نژاد: ما که نمی تونیم از عراق بریم بیرون، چون عراق و آمریکا به هم چسبیده و ما هزار ساله که با عراق رابطه داریم.

بوش: ولی دولت عراق دوست نداره شما برین توی عراق، یکی از ملاهای عراقی خودش اینو به من گفت. طالبانی هم خیلی از دست شما ناراحته، تازه شما باید حقوق بشر رو رعایت کنید، من و لورا اصلا از قیافه فمینیست ها خوش مون نمی آد، ولی شما حق ندارین فمینیست ها و زنان ایرانی رو کتک بزنید، من خودم عکس هاش رو دیدم، رنگ بنزهای پلیس تون هم سفید و سبز هست.

احمدی نژاد: شما هم حق ندارین سیاهپوست ها رو تکه تکه کنین، ما تحقیق کردیم و یک گروه دویست سال در آمریکا سیاه ها رو تکه تکه می کردن.

بوش: همون هایی که رئیس شون اومده بودند تهران برای کنفرانس هولوکاست؟ کوکس کوکلوس کلان ها رو می گی؟

احمدی نژاد: نه، این هایی که می گی که با ما دوست هستند، مگه اون ها سیاه ها رو می کشتند؟

بوش: آره، البته الآن خیلی وقته این کار رو نکردن، ولی اگر بهشون چیزی نگیم بازهم می کنند. خب بگو ببینم، شما از کی می خواهید حقوق بشر رو رعایت کنید؟

احمدی نژاد: شما دیگه دم از حقوق بشر نزنین. شما خودتون حقوق بشر رو در گوانتانامو و ابوغریب نقض می کنید، ولی ما مسائل داخلی داریم با کسانی که تخلف می کنند و اونها رو مجازات می کنیم، شما برای چی از دشمنان نظام حمایت می کنید؟

بوش: اولا که ابوغریب تعطیل شد، خودم دستور دادم، توش عکس های پورنو می گرفتند و من وقتی دیدم خیلی ناراحت شدم، ولی شما هم زندان مخفی دارین، ما هم به زندان مخفی شما اعتراض داریم. در ضمن ما فقط از تلویزیون خودمون به فارسی حمایت می کنیم، من گفتم به اپوزیسیون شما پول ندن.

احمدی نژاد: ولی خودت خدائیش قبول داری من از تو محبوب تر هستم؟ من هرجا می رم پرچم شما رو آتیش می زنند و مردم می گن مرگ بر آمریکا. برای چی کاری کردید که مردم اینطوری بگن؟

بوش: من قبول دارم که محبوبیت من کم شده، ولی مال تو هم کم شده، مال نصرالله بالاست، الآن اوضاع همه خرابه، ولی من به این چیزها کار ندارم، من می گم شما نباید بمب اتمی بسازید.

احمدی نژاد: ببین جرج! تو چرا متوجه نمی شی؟ ما می گیم اطیعوالله و اطیعوالرسول و اولی الامر منکم، اولی الامر یعنی ولی فقیه، یعنی ما از مقام ولایت دستور می گیریم و ایشون گفته که بمب اتمی حرامه.

بوش: قربون دهنش! دستش درد نکنه، پس اگر گفته حرامه، چرا بمب اتمی می سازین؟ چه فایده داره؟ الآن همه دنیا با شما دشمن شدند بخاطر همین. سی ان ان و ان بی سی و فاکس رو نگاه کن تا بفهمی.

احمدی نژاد: اتفاقا مردم دنیا همه شون ما رو دوست دارند و هر روز مصاحبه های من رو پخش می کنند، تو اگر راست می گی شبکه اول و دوم و سوم و شبکه خبر رو نگاه کن تا بفهمی دنیا دست کیه. حتی روشنفکران آمریکایی هم با شما مخالفند، کسانی مانند نوام چامسکی یا شان پن در بوستون و کالیفرنیا.

بوش: تو می فهمی این نوام چامسکی چی می گه؟ من چند بار از رایس خواستم برام توضیح بده که این یارو چی می گه، اون هم خیلی توضیح داد، ولی متوجه نشدم، در حالی که معمولا حرف های مایکل مور رو می فهمم، مرتیکه خیکی!

احمدی نژاد: آقای بوش! هیچ وقت ظاهر مردم رو مسخره نکن، خلقت خداست، این نوام چامسکی می گه شما باید از عراق برید بیرون، ایران غنی سازی بکنه و آمریکا و اروپا دائما اختلاف داشته باشند. اینها رو می گه. فهمیدی؟

بوش: ولی رایس چیزهای دیگه ای می گفت، کاش کشورهای ما و شما دوست بودند، تو می تونستی این جور چیزها رو به من بگی. چون بعضی اوقات فقط حرف های تو رو می فهمم، مثلا این اروپایی ها که دائما در مورد حقوق بشر زرت و پرت می کنند، من که نمی فهمم چه مزخرفی می گن، می خوان دنیا رو پر از گی و لزبین بکنند.

احمدی نژاد: البته من هم از دست اروپایی ها ناراحتم، ولی ما گیر کردیم دیگه، چه کنیم؟ این گی و لزبین کجایی هستند؟

بوش: اینها همه جا هستند. من فقط از تو یک سووال دارم، این رو به من بگو، بعدا وقت بگذاریم با هم از این حرف ها بزنیم، تو گفته بودی من از کاخ شیشه ای خودم بیام بیرون و مردم رو ببینم، من از اون روز دارم فکر می کنم که منظورت از کاخ شیشه ای چی بوده؟ من تنها چیزی که از حرف هات نفهمیدم همین بود.

مناظره در این مرحله به پایان رسید و ادامه آن به زمانی دیگر موکول شد.

Posted by من @ 14:56 |
بدحجاب ها از ایران بروند
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 5 اردیبهشت 1386 [2007.04.25]

po_nabavi_01.jpg

دیروز من یک طرح مبارزه با بدحجابی را پیشنهاد کردم، اما یک آقای محترم و باحال و متفکر و اندیشمندی از اعضای ائتلاف آبادگران، به اسم سید مهدی طباطبائی روی دست من بلند شده و گفته است که « کسانی که نمی خواهند حجاب را رعایت کنند، از کشور بروند.». ضمن تائید این پیشنهاد، روشهای عملیاتی کردن آن را به شرح زیر اعلام می کنیم.

اول: فرض می کنیم که با محاسبات طبیعی مربوط به وضع جامعه و تعریف اصولگرایان از حجاب و جمعیت شهرها و روستاها، احتمالا هفتاد درصد زنان این کشور بدحجاب هستند، یا دوست ندارند حجاب را رعایت کنند، اما من مطمئنم به محض این که این پیشنهاد اعلام شود، حداقل 85 درصد از زنانی که حجاب دارند هم فورا حجاب شان را برمی دارند، تا بتوانند هرچه سریع تر بروند، اما یک مشکل مهم وجود دارد.

دوم: فرض می کنیم که 70 درصد زنان ایران که نمی خواهند حجاب را رعایت کنند، جمعیتی در حدود 25 میلیون نفر بشوند و قرار شود این افراد از کشور بروند، کجا بروند؟ در این دنیای تنگ و تاریک و شلوغ چطوری برای 50 میلیون نفر جا پیدا کنیم؟ الآن جمهوری اسلامی شش میلیون اسرائیلی را می خواهد از کشورشان منتقل کند، جایی برای آنها پیدا نمی شود، این 25 میلیون نفر باید کجا بروند؟ تازه این 25 میلیون نفر اکثرا یا شوهر دارند، یا بچه دارند، یا نامزد دارند، یا دوست پسر دارند، یا پدرومادر دارند و در هر حال هر کدام حداقل یک نفر دیگر را هم می خواهند با خودشان ببرند، می شوند پنجاه میلیون نفر، فکر می کنید این پنجاه میلیون نفر را در کجای جهان می شود جاداد؟

سوم: فرض کنیم که این پنجاه میلیون نفر هم از کشور ایران بروند، یعنی ایران بشود یک کشور 20 میلیونی با یک جمعیت یکدست، مثل کابینه یکدست آقای احمدی نژاد، این پنجاه میلیون هم بروند یک کشور برای خودشان درست کنند، این بیست میلیون نفر باقیمانده چطوری می خواهند مملکت را اداره کنند و از گرسنگی نمیرند و روزشان را شب کنند؟ فکر می کنید اگر بدحجاب ها با خانواده شان از ایران بروند، در آن مملکت دیگر ماشینی راه می رود و تلفنی زنگ می زند؟ تازه، اکثر این افراد پولدار هم هستند، اگر بخواهیم اموال شان را مصادره کنیم، طول می کشد، اگر بخواهیم مثل اسرائیل یک دفعه بریزیم شان با کامیون از مملکت بیرون، آن وقت تا هشتاد سال دیگر باید جلوی برگشتن شان را به کشور بگیریم.

چهارم: فرض کنیم که هفتاد درصد جمعیت ایران که اکثرا هم جوان هستند و طبعا خوش تیپ و مامانی هم هستند، همه از ایران بروند، و یک کشور با بیست میلیون پیرمرد و پیرزن زشت و بدقیافه بمانند که از صبح تا شب با ماشین شان با هم تصادف کنند و روزی یک هواپیمای آن سقوط کند و وبا و طاعون و ههمه این بیماری ها هم همه گیر شود، چون احتمالا وقتی بدحجاب ها بروند، لابد فقط 2 درصد پزشکان در کشور باقی می مانند که آنها هم باید از داروخانه ها و بیمارستانها نگهبانی بدهند.

پنجم: نمی خواهد این فرضیات را ادامه دهیم، قبلا یک آقای محترمی به بیست درصد ملت که برای شان مهم بود که عضو حزب رستاخیز نشوند، گفته بود: « هرکسی نمی خواهد عضو حزب رستاخیز شود، گذرنامه اش را بردارد و از ایران برود.» خدا رحمتش کند، دو سال بعد از این اظهار نظر، این آقای محترم داشت در پاناما دنبال کشوری می گشت که به او پناهندگی بدهد تا بتواند شش ماه آخر عمرش را راحت بمیرد و چنین کشوری پیدا نمی شد.

ششم: فرض کنیم که بدحجاب ها، دگر اندیشان، پولدارها، مخالفان سیاسی، مهاجرین از کشور، کسانی که با سیاست های اقتصادی کشور مخالفند و در فقر بسر می برند، را جمع کنیم و اینها بشوند 90 درصد مردم ایران، آیا بهتر نیست که اگر قرار است کسی برود، آن نود درصد که می توانند همدیگر را تحمل کنند، بمانند و آن ده درصد یک سرمایه ای از آن نود درصد بگیرند و از کشور بروند؟

هفتم: حکومت ایران تصمیم دارد شش میلیارد نفر از مردم جهان را که 98 درصدشان بدحجاب یا بی حجاب هستند، از دست استکبار جهانی نجات دهد و آنها را اداره کند، اما 70 درصد جمعیت کشور خودش را نمی تواند تحمل کند.

هشتم: لطفا قبل از دادن حکم خروج بدحجاب ها از کشور، حداقل ممنوعیت خروج آنها را لغو کنید که بتوانید از شرشان راحت شوید.

نتیجه گیری اخلاقی: در صورتی که احساس کردید گنجشک هستید و خواستید مناری را که با مافوق تان مشکل دارد، به جای دیگری فرو کنید، لطفا به گنجایش خودتان هم فکر کنید.

Posted by من @ 1:8 |
نیروی انتظامی حمایتت می کنیم
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 4 اردیبهشت 1386 [2007.04.24]

po_nabavi_01.jpg

بهتر از این نمی شد! من فکر می کنم که این بهترین وضعی است که می تواند پیش بیاید. احمدی نژاد دو سال سعی کرد نقش انقلابی ضدامپریالیست را بازی کند، اما واقعیت همین چیزی است که می بینیم و همه مخالفانش از روز اول گفته بودند. ملت نشسته بودند داشتند نرگس و شبهای برره و باغ مظفرشان را می دیدند و دل شان هم به این خوش بود که دیگر غارتگر بیت المال نداریم و بزودی مدیریت جهان را در اختیار می گیریم و به کوری چشم دشمنان ایران زمین، انرژی هسته ای هم تولید می کنیم. همه دنیا هم خبر از رئیس جمهوری می دادند که می خواهد با آمریکا بجنگد و عراق و افغانستان و ملت محروم آمریکا را آزاد کند. امروز خبر اصلی ایران خبر مبارزه با بدحجاب ها بود. من که فکر می کنم باید به این سردار رادان و سردار احمدی مقدم یک جایزه حسابی داد که کار انتخابات بعدی را راحت کردند. تمام نقطه قوت احمدی نژاد این بود که کاری به پوشیدن و نوشیدن و چیزهای دیگر مردم نداشت، مردم هم می گفتند حالا بی ریخته، چی کارش کنیم، بزرگ می شه خوشگل می شه. ولی حالا دیگر به نظر من آقای کروبی باید برود با خیال راحت بخوابد، آقای خاتمی هم برود سفر رم و برگردد و ببیند که دیگر مشکلی نیست و اصلاح طلبان هم از شر نیروی انتظامی راحت شوند. من فقط دلم می خواهد آن نابغه ای را که چنین فکری را شروع کرد، پیدا کنم و دستان مبارکش را ببوسم. البته من پیش بینی می کنم که این طرح تا یک هفته دیگر متوقف می شود و مثل هر سال دوباره همه چیز می رود سرجای خودش، ولی اگر خواستند طرح جدی و موفقی را برای مبارزه با بدحجابی پیش ببرند، طرح زیر را پیشنهاد می کنم:

اول: با توجه به اینکه آقای احمدی نژاد قبل از انتخابات گفته بود: « آیا مشکل کشور نوع لباس پوشیدن جوانان است؟» اولا نیروی انتظامی باید به بدحجاب های عزیز تذکر بدهد که منظور رئیس جمهور از جوانان کسانی است که زیر پنج سال سن دارند و دولت احمدی نژاد مشکلی با لباس آنها ندارد، یا اینکه از این به بعد به کلیه کسانی که دستگیر می شوند، اعلام شود که طبق آمارهای جدید کسی که بدحجاب است، نمی تواند کمتر از چهل سال سن داشته باشد، بنابراین جمله احمدی نژاد به شکل زیر اصلاح می شود: « آیا مشکل کشور نوع لباس پوشیدن جوانان است؟ نه، مشکل کشور نوع لباس پوشیدن افراد میانسالی است که می خواهند خودشان را جوان نشان بدهند.»

دوم: با توجه به اینکه لازم است که مردم طرفدار دولت باشند تا دولت بتواند با مشت محکم توی دهان استکبار بزند و در حال حاضر دولت دارد با مشت محکم توی دهان بدحجاب ها می زند، و برای تغییر چهره پایتخت پیشنهاد می شود، کلیه بدحجاب ها از تهران به شهرستانها منتقل شده و تعدادی از خوش حجاب های شهرستانی از روی نامه های ارسالی برای رئیس جمهور تعیین شده و جمعیت شهرستانها به تهران و بالعکس منتقل شوند، در این صورت دیگر در تهران بدحجاب هم نداریم، رئیس جمهور هم مجبور نیست هر روز برود شهرستانها سخنرانی کند، همه کارها در تهران صورت بگیرد.

سوم: با توجه به اینکه بدحجاب ها در شمال تهران زندگی می کنند و خوش حجاب ها معمولا در جنوب تهران به سر می برند، پیشنهاد می شود تا زمان انتقال کامل باحجاب ها به تهران، برادران را در جنوب تهران و خواهران را در شمال تهران متمرکز کنیم و مناطقی ویژه خواهران بدحجاب درست کنیم که دور آن دیوار کشیده شده باشد و هیچ کس هم نتواند وارد آن شود، هر هفته هم با هلی کوپتر برای آنها غذا بریزیم.

چهارم: با توجه به اینکه علت اصلی مبارزه با بدحجابی مشکل گرمای کشور است که باعث می شود خواهران با شکلی زننده( که مورد علاقه خودشان و دیگران است) ظاهر می شوند، اولا دولت تلاش کند تا بسرعت زیر خیابانها را گذرگاه زیرزمینی بکشد که هم برای حمله هوایی مناسب است و هم پس از ایجاد آن عبور و مرور در خیابان ممنوع شود، در این حالت دولت می تواند سیستم سرمایش در تمام کشور ایجاد کند، بطوری که هوای گذرگاهها، بخصوص جاهایی که برادران بسیجی می روند آنقدر سرد شود که همه مجبور شوند با پالتو سرکار بروند.

پنجم: یکی از راههای دیگر این است که دولت کلیه خواهران بدحجاب را شناسایی و ستاره دار کند و آنها را بر اساس یک قرارداد با روس ها( که خیلی به قراردادهای شان پای بند هستند) از اول خرداد ماه بفرستد به سیبری که هم جلوی چشم و در ام القرای اسلام نباشند و هم اینکه در سیبری به دلیل سرمای هوا مجبور باشند از اول صبح تا آخر شب پالتو و کلاه و روسری و شال و چیزهای دیگر بپوشند.

ششم: با توجه به اینکه یکی از مشکلات اصلی کشور این نیست که خواهران بدحجاب هستند، بلکه این است که برادران حزب الله آنها را می بینند و متوجه مسائل دیگری می شوند و اگر هوا گرم نباشد این برادران اصلا متوجه این مسائل نمی شوند، یک راه حل مهم این است که هر روز صبح برادران غیور یا بروند زیر دوش آب یخ یا همیشه یک کیسه یخ به همراه داشته باشند تا جوش نیاورند و حمله نکنند.

هفتم: دولت رسما اعلام کند که کلیه برادران و خواهرانی را که دارای برجستگی های غیرمتعارفی هستند که با سیاستهای اصولگرایانه نظام تضاد دارد، این خواهران بازداشت و متهم به جاسوسی شوند، خودشان وزن کم می کنند و مشکلات کشور کاملا حل می شود.

هشتم: با توجه به اظهارات دیروز آقای هاشمی شاهرودی به نیروی انتظامی درباره طرح برخورد با بدحجابی که فرمودند که « کشاندن پای زنان و جوانان به کلانتری ها غیر از ضرر اجتماعی منفعتی ندارد» از این به بعد به جای کشاندن پای زنان و جوانان به کلانتری ها، پای کلانتری ها را به زنان و جوانان بکشانیم، در این حالت، هم زنان و جوانان کنترل می شوند هم ضرر اجتماعی نمی رسد، هم چیزهای دیگر.

در پایان فقط از مسوولان نیروی انتظامی درخواست می شود که تا شش ماهی دست از این تلاش بی وقفه برندارند و اگر می توانند تا زمان انتخابات بعدی به کارشان ادامه دهد. ضمنا و با توجه به همه مواردی که گفته شد، آقای احمدی نژاد به اروپا گفت: « اروپایی ها روی پای خودشان بایستند» اروپا هم پاسخ داد: یعنی راه نرویم؟

Posted by من @ 1:7 |
پاریس، تگزاس یا مسکو؟
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - دوشنبه 3 اردیبهشت 1386 [2007.04.23]

po_nabavi_01.jpg

دیروز می خواستم مثل هر روز پای کامپیوتر بنشینم، خبرها را بنویسم و آنها را به طنز بیاورم، راستش را بخواهید اصلا حال خوشی نداشتم. از آن حال هایی بود که طنز از آن در نمی آید. بعضی روزها طعم دهان آدم چنان تلخ می شود که هیچ خنده ای نه آدمی را می خنداند و نه هیچ موضوعی در انسان طنز می سازد. در هر حال بخاطر دیروز مرا می بخشید. البته امروز هم کمی رشد کردم، از بدمزه گی دیروز درآمدم و بیمزه شدم، امیدوارم فردا خوب بشوم.

انتخابات 86 یا 87؟
مجلس امروز رای داد که عمرمجلس هفتم، هفت ماه شوخی شوخی اضافه شود و از دوره احمدی نژاد، چهار ماه شوخی شوخی کم شود. البته موافق بودم اگر از عمر آن یکی چهارماه کم می شد، اما به عمر این یکی اضافه نمی شد. به نظر می رسد که نمایندگان محترم مجلس قصد دارند تا حد ممکن انتخابات را دیرتر برگزار کنند تا احتمالا در این مدت به امیدخدا یک واقعه عجیبی رخ بدهد که مشکل حکومت را بکلی حل کند، یا در همین مدت جنگی بشود و راههای نجات باز شود، یا امام زمان ظهور کند و به عنوان تلاش برای براندازی نرم تحت تعقیب قرار بگیرد، یا بوش برود و یکی تندروتر از او بیاید، فعلا سیاست اسکارلت اوهارا در مملکت حکمفرماست. قائم مقام اعتماد ملی که هنوز خبر مجلس را نشنیده بود، گفت: « فضا برای رقبای دولت مساعد است... فاصله اصولگرایان زیاد شده.... اصلاح طلبان باید اکثریت خوبی را از مجلس به دست بیاورند.» البته آگاهان توضیح می دهند که اگر انتخابات مجلس و ریاست جمهور با هم برگزار شود، احتمالا تکلیف هر دو با هم روشن می شود، ولی این احتمال هم وجود دارد که با یک کرشمه دو کار خلاف صورت بگیرد( صورت پورمحمدی را در حال کرشمه تصور کنید.) هاشمی رفسنجانی اعلام کرد: « نارضایتی معلمان خطرناک است.» آگاهان توضیح دادند: نه، چیزی نیست، نگران نباشید، پول ندارند، از یک جا قرض می کنند، بعدا دولت بعدی به آنها پس می دهد.

پاریسی ها در چهار راه سرنوشت
این قضیه مهم است. بی شک یکی از مهم ترین دوراهی هایی است که در سال 2007 جلوی پای دنیاست و هر تصمیمی برای رفتن به یکی از این راهها گرفته شود، منجر به تغییر سرنوشت جهان می شود. البته تا همین حالا باید نتیجه مرحله اول انتخابات فرانسه اعلام بشود و معلوم بشود که فرانسوی ها گرفتار یک سوسیالیست مشنگ یا یک راستگرای دیوانه یا سوسیالیستی که هیچ کس قبولش ندارد می شوند، یا اینکه این آقای نیکولا کوچولوی مجاری الاصل متولد پاریس که پدرش پیش بینی کرد که « امکان ندارد یک سارکوزی رئیس جمهور فرانسه شود، مگر اینکه این اتفاق در ایالات متحده آمریکا بیفتد» رئیس جمهور فرانسه می شود و کشوری که مارکس گفته بود، همیشه آماده انقلاب است، زیر بلیط آمریکا می برد، یا فرانسوی هایی که سالهاست دیگر کاری به ولتر و دیدرو و دانتون و ناپلئون و حتی دوگل و پمپیدو ندارند، شاهد فاجعه ای به نام خانم رویال یا ژان پیر لوپن می شوند؟ البته به نظر می رسد که انتخابات در مرحله دوم با پیروزی سارکوزی به پایان برسد، اما در فرانسه همیشه انتخاب کردن پنیر و شراب هم کار سختی است، چه رسد به رئیس جمهوری که فرانسوی های غرغرو با اخ و پیف می خواهند انتخابش کنند. البته سگولن رویال که در این مدت بارها گاف های مختلف و متعددی در مسائل سیاست خارجی داد، حرفهای بامزه ای در مورد ایران زده است. فعلا منتظر می مانیم تا معلوم بشود که مستاجر بعدی کاخ الیزه کیست. فعلا که تا ساعت 8 شب که لحظاتی قبل بود، اعلام شد که 85 درصد از فرانسوی ها در انتخابات رای دادند. فیگارو هم اعلام کرد که سارکوزی با 30 درصد و روایال با 26 درصد آرا به مرحله دوم رفتند. با این حساب خطر لوپن برطرف شد، اما خطر چپ هنوز باقی است، البته خطر راست هم همینطور، اصولا چرا همه چیز خطرناک است؟

رستوران گردان برج میلاد
دومین روز مبارزه با بدحجابی هم به خیر و خوشی نگذشت. عکس های دیروز را دیدیم، به نظر می رسد مثل تمام این بیست سال که همیشه با توپ پر تهدید مبارزه با بدحجابی آغاز می شود و بعد از یک هفته خسته می شوند و می روند پی کارشان، بازهم به قول کرمانی ها، « همو خر سیا، را آسیا» می شود. سردار رادان که معلوم نیست این نتیجه را از کجا گرفته است، گفت: « مردم تهران خواستار مقابله با بدحجابی هستند.» آگاهان پرسیدند: اگر مردم تهران خواستار مقابله با بدحجابی بودند که خودشان بدحجاب نبودند و برای مقابله با آنها تمام پلیس و بسیج و خواهر و مادر پلیس به خیابان نمی آمد؟ البته به نظر می رسد بعضی چیزها را بعضی افراد متوجه نمی شوند. آیت الله مکارم شیرازی که سالها قبل خیلی آدم منطقی و باحالی بود، گفت: « حجاب دانشجویان آمریکایی از دانشجویان دانشگاههای ایران بهتر است.» در همین راستا، خطیب نماز جمعه مشهد گفت: « جست و خیز دختران والیبالیست با اللهم عجل لولیک الفرج مطابقت ندارد.» وی اضافه کرد: « برخی اقدامات در بدنه دولت، سنگ اندازی در مقابل ظهور امام زمان است.» در همین راستا آگاهان اضافه کردند که دختران والیبالیست می توانند به جای جست و خیز که باعث می شود تا سنگ بطرف امام زمان پرتاب شود، شطرنج بازی کنند، یا اصلا بازی نکنند. و در همین وضع « بگیر و ببند و اینو بگیر پاکش کن، اینو دراز کن و اونو کوتاه کن» از یک سو و مبارزه با کلیه مظاهر اشرافیت از سوی دیگر، نصب بزرگترین رستوران گردان دنیا در برج میلاد آغاز شد. نیروی انتظامی اعلام کرد که این نیرو چون ممکن است بازرسانش در رستوران گردان برج میلاد، سرشان گیج بخورد و حال شان بد بشود، لذا از کلیه مشتریان یک چنین جای گردانی که لابد بدحجاب هم خواهند بود، تقاضا کرد که پس از صرف شام یا ناهار خودشان به زبان خوش، خودشان را به نیروی انتظامی معرفی کنند. مسوول نیروی انتظامی همچنین اعلام کرد که چون دیروز سوژه کم داشتند و احساس می کردند هنوز به اندازه کافی مردم را برای رای دادن علیه احمدی نژاد و دوستانشان آماده نکرده اند، « دو نفر از خوانندگان رپ زیرزمینی ایران بازداشت شدند و یکی دیگر( هیچ کس) تحت تعقیب است.» نیروی انتظامی شدیدا به « بو دهندگان تخمه کدو» و « کسانی که سیم سه تار می فروشند» اخطار کرد که تا هفته دیگر ممکن است آنها هم به عنوان اقدام به براندازی نرم، مجازات، بازداشت، دستگیر، متهم و شناسایی شوند.

چی شد که احساس کردند؟
مسوولان قضایی اعلام کردند که چون متهمان قتلهای محفلی کرمان، احساس می کردند که کسانی را که کشتند مهدورالدم هستند، به همین دلیل اقدام آنان جرم نیست و می توانند به ادامه احساس خود مشغول باشند. در همین راستا با برادر قدرت الله محفلی یکی از احساس کنندگان که در قتلهای محفلی دست داشت و فعلا نه تنها دست ندارد، بلکه هیچ چیز دیگری هم ندارد، مصاحبه ای انجام دادیم که آن را می خوانید.
ما: چطور شد که احساس کردید مقتولین مهدور الدم هستند؟
قدرت محفلی: دو نفر بودند، یکی شان زن بود و یکی مرد. با هم سوار ماشین بودند و معلوم بود زن و شوهر هستند، اما ما احساس کردیم مهدور الدم هستند.
ما: از کجا چنین احساسی به شما دست داد؟
قدرت محفلی: از قیافه جفت شان احساس به ما دست داد، چون خوشگل بودند و ما احساس کردیم.
ما: هر کسی خوشگل باشد، مهدور الدم است؟
قدرت محفلی: نه، بعضی ها که در فیلم یا ماهواره یا خارج هستند یا زن خود آدم هستند، مهدور الدم نیستند، ولی کسانی که آدم آنها را می بیند، ممکن است احساس کند مهدور الدم هستند.
ما: این احساس چطوری است؟
قدرت محفلی: به قیافه آنها نگاه می کنیم، اگر خوشمان آمد، معلوم است مهدور الدم هستند، اگر مثل دخترعموی خودما باشند که خوشمان نمی آید، مهدور الدم نیستند.
ما: با توجه به اینکه آنها زن و شوهر بودند، چطور احساس کردید مهدورالدم هستند؟
قدرت محفلی: ما از آنها پرسیدیم که اگر زن و شوهر هستند دلیل بیاورند، اما آنها فقط سند ازدواج را نشان دادند، ما سند را نگاه کردیم، ولی بازهم احساس مان به جای خودش باقی بود.
ما: تا به حال موارد دیگری هم پیش آمده که احساس کنید زنها و یا مردهایی مهدورالدم هستند؟
قدرت محفلی: بله، هر وقت به خیابان می رویم و زنان را می بینیم، این احساس را می کنیم، بخصوص وقتی هوا گرم می شود.

گاوبندی و خسرو و شیرین
اصولا کارها را باید ساده کرد. مثلا شما حقوق ندارید به کارمندان بدهید، مقداری پول چاپ می کنید و به آنان می دهید. یا مثلا آمریکا در حال جنگ با شماست، شما اسرائیل را تهدید می کنید. یا مثلا می خواهید مردم در مراسم استقبال از شما حاضر شوند، نفری یک سکه طلا به هرکسی آمد می دهید، همه می آیند، این ها راه های ساده ای است که هرکسی به عقلش ممکن است برسد، برای همین شما باید تلاش کنید که کارها را ساده کنید. سفر احمدی نژاد به استان فارس تمام شد و 150 موضوع مهم از جمله ساخت استادیوم و فرودگاه و سد و از این جور چیزها در یک جلسه سه ساعته همه با هم تصویب شد. اما تصمیم گیری عالی و بی نظیر و دموکراتیک احمدی نژاد در دو مورد بی نظیر بود. احمدی نژاد اسم شهر « گاوبندی» را در جا به « پارسیان» تغییر داد. او در محل سخنرانی به مردم گفت: « می خواهید اسم شهرتان از این به بعد به جای گاوبندی پارسیان باشد؟» مردم هم گفتند « الله اکبر»، احمدی نژاد هم گفت: « اسم شهر از حالا عوض شد و از این به بعد اینجا پارسیان است.» وی در مورد روستای « خسرو وشیرین» که سالها بین آباده و اقلید برسر آن دعوا بود، وسط سخنرانی تصمیم گرفت و این روستا را داد به آباده ای ها، اقلیدی های حاضر در جلسه هم ناراحت شدند و از محل سخنرانی رفتند. احمدی نژاد در پاسخ به سووال دانشجویانی که می گفتند که خیابان های شهر را دو روز قبل از سفر وی آسفالت کرده اند، در کمال قدرت و شهامت، گفت: « از ظاهرسازی متنفرم، اصلاح حقیقی با خون دل خوردن همراه است.» آگاهان توضیح دادند که با گفتن این جمله مشکل بکلی حل شد و معلوم شد هیچ ظاهرسازی صورت نگرفته و همه سراغ خانه و زندگی شان رفتند. از طرف دیگر رئیس جمهور که در حضور مردم یک بار شعری از حافظ را اشتباه خوانده بود، گفت: « حافظ، سعدی و سلسله بزرگ دانشمندان، این دیار را به بشریت معرفی می کند، امروز نیز این موضوع قابل بازسازی و احیاء است.» آگاهان توضیح دادند که منظور احمدی نژاد از دانشمندان که طبعا شاعران و نویسندگان هم جزو آنان قرار می گیرند، هر آدم معروفی است و اصولا فرق خاصی بین دانشمندان مختلف و شاعران و خطاطان و بنایان نیست، جمعا که حساب کنی همه شان چون معروف هستند و اسم شان در کتاب نوشته می شود، دانشمند هستند.

هرنامه چهل هزارتومان
این هم یک روش جدید برای بردن نفت سر سفره ملت. دفتر رئیس جمهور، برای هرکسی که به رئیس جمهور نامه بنویسد، بدون اینکه ببیند در آن نامه چه چیزی نوشته شده، از دم نفری چهل هزارتومان می فرستد. قرار است سیاست های اقتصادی رئیس جمهور در قالب اشکال زیر ادامه پیدا کند.
اول: از این پس افرادی که برای رئیس جمهور طومار در حمایت از سیاستهای دولت بفرستند، به ازای هر ده امضا یک بشکه نفت در محل دریافت می کنند، کپی شناسنامه همراه با طومار ضروری است.
دوم: از این به بعد برای مراسم دیدار رئیس جمهور بلیط فروخته می شود، یعنی هرکسی که برای مراسم حاضر شود، باید بلیط مجانی دریافت و پس از پایان مراسم در مقابل هر لاشه بلیط بیست هزار تومان دریافت می کند. در صورت همراه داشتن نامه با پاکت پر چهل هزارتومان، با پاکت خالی سی هزارتومان دریافت می کند.
سوم: اگر کسی در مراسم حضور پیدا کند و عکس رئیس جمهور داشته باشد سی هزارتومان و اگر بالای دیوار یا بالای چراغ استادیوم برود، پنجاه هزارتومان دریافت می کند. به کسانی که روی زمین غلط بزنند، یا بیهوش بشوند و یا غش کنند و یا گریه شوق بریزند، در صورت دادن تست پزشکی، نفری هشتاد تا صد هزارتومان پرداخت می شود.
به دنبال توزیع مستقیم بودجه از طریق نامه، به عنوان عملیاتی ترین بودجه جهان، اعلام شد که پس از بنزین، گاز هم سهمیه بندی می شود.

طاعون در خاش و سراوان
در ادامه حضور دائمی رئیس جمهور محبوب کشور و عدم استفاده بهینه ایشان از حمام مناسب و سیاست حضور مستمر دولت در مناطق مرزی، به نظر می رسد که طی ماه گذشته رئیس جمهور بطور محرمانه و سرزده حداقل یک بار به استان سیستان و بلوچستان سفر و در شهرهای خاش و سراوان حضور پیدا کرده است. منابع بهداشتی درمانی اعلام کردند که پس از گذشت صد سال، علائم بیماری طاعون که یکی از نشانه های ظهور احمدی نژاد است، در برخی از مردم شهرهای خاش و سراوان دیده شده است. پزشکان توصیه کردند برای بهبود این بیماران، تلویزیون و رادیو را از اتاق بیمار بیرون برده و هر نوع روزنامه و یا رسانه ای که در آن خبر یا تصویری از احمدی نژاد وجود دارد، از دسترس بیمار دور کنند. مسوولان امور بهداشت محیط همچنین اعلام کردند که « سرانه موشهای تهرانی در مناطق جنوبی تهران به هر نفر شش تا رسید و این موشها 35 درصد از استاندارد جهانی چاقترند.»

ایران و هلند
من واقعا نمی فهمم فرق دولت هلند که با دولت ایران رابطه ای بسیار حسنه دارد، با دولت انگلیس و سوئد و آمریکا و آلمان و غیره چیست؟ نامه فرح کریمی مبنی بر اینکه اگر واقعا دولت هلند قصد براندازی دولت ایران را دارد، چرا دولت ایران به این دولت هشدار نمی دهد یا رابطه اش را با آن قطع نمی کند، منتشر شد و باعث شد یکی از نمایندگان مجلس با جدیت به خودش بگوید: « چرا دولت ایران با هلند قطع رابطه نمی کند؟» این نماینده به خودش جواب داد که اگر این طور باشد همه دولتها باید با هم قطع رابطه کنند. در حالی که فقط دولت ایران با اسرائیل و آمریکا رابطه ندارد که طبیعی است که نباید رابطه داشته باشد. من می خواهم ببینم، فرق رادیوهایی که به زبان فارسی و با پول دولت های انگلیس و آمریکا و آلمان و غیره اداره می شوند، با رسانه هایی که از بودجه دولتی هلند تغذیه می شود چیست؟ فعلا همه اینها به کنار، گفته شد که شبکه تلویزیونی « هما» منظور همان داریوش سجادی است، بزودی راه می افتد.

بیچاره شدیم، بدبخت شدیم
اصولا هر چاه نفت تازه ای به معنی افزایش سه سال خریت و رفتار هردمبیل در جامعه ایران است، یعنی تا وقتی نفت یا مفت داریم، مدیر الکی و رئیس جمهور الله بختکی و مملکت بی دروپیکر داریم. دقیقا مثل این می ماند که شما در تنبل خانه شاه عباس که سی سال است کسی در آن حال کار کردن و مرتب کردن خانه را ندارید، سی تا سکه طلا پیدا کنید و خیال تان راحت شود که یک سال دیگر هم نان و آب تان در اختیار دارید و در نتیجه اصلاح این خانه را می توانید یک سال دیگر به تعویق بیندازید. در همین هیری ویری اعلام شد که « یک میدان بزرگ نفتی با 1.6 میلیارد بشکه نفت درجا کشف شد.»

Posted by من @ 1:6 |
شلوارهای فاق کوتاه و براندازی نرم
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - یکشنبه 2 اردیبهشت 1386 [2007.04.22]

po_nabavi_01.jpg

سردار احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی فرمانده نيروي انتظامي دیروز مسائل مختلفی را در مصاحبه خود ارائه داد که لازم است توضیحاتی در مورد آن داده شود، به همین دلیل توضیحاتی که لازم است در مورد آن می دهیم.

ای دل غافل
سردار گفت: « بدحجابي تبلور محسوس آن چيزي است كه در پشت صحنه رخ مي‌دهد و ما از آن غافليم.»
توضیح: ظاهرا سردار تازه بعد از 27 سال متوجه شده کسانی که بدحجاب هستند، در پشت صحنه بی حجاب هستند و تا امروز فکر می کرد که آنها در پشت صحنه هم با حجاب هستند، ولی چون ایشان به پشت صحنه نمی تواند وارد شود، غافل از این موضوع بود.

تهدید ملی هفتاد درصدی

سردار گفت: « موضوع امنيت اخلاقي يك تهديد ملي است.»
توضیح: هفتاد درصد جامعه برای کل جامعه تهدید ملی محسوب می شوند و برای حفظ سی درصد از مردم از تهدید هفتاد درصد دیگر باید جلوی هفتاد درصد را گرفت.

براندازی خاموش از طریق خشتک
سردار گفت: « ترديد نكنيم كه فعاليت در حوزه امنيت اجتماعي نوعي براندازي خاموش است. »
توضیح کافی: فعالیت نویسندگان براندازی خاموش است، تجمع زنان براندازی خاموش است، تحصن معلمان براندازی خاموش است، فعالیت در اینترنت براندازی خاموش است، راه رفتن با کفش پاشنه بلند براندازی خاموش است، عرق خوری براندازی خاموش است، روسری نازک براندازی خاموش است، شلوار فاق کوتاه براندازی خاموش است، ماهواره براندازی خاموش است، مانتوی کوتاه براندازی خاموش است، شعر بلند براندازی خاموش است، انفجار اشکالی ندارد، تریاک کشیدن براندازی خاموش است، آدم کشتن با احساس مهدور الدم بودن طرف اشکالی ندارد...
سووال اساسی: این چه نظامی است که آمریکا و اسرائیل و اروپا و جهان نمی توانند آن را از بین ببرند، اما شلوار فاق کوتاه پسران و روسری نازک دختران و یک استکان مشروب آن را نابود می کند؟

تهاجم فرهنگی و عرق سگی
سردار گفت: « فاصله توليد تا مصرف مشروبات الكلي تنها 10 روزه است و به اين ترتيب توليد كنندگان تا زمان مصرف مشروبات حتي هزينه‌اي دريافت نمي‌كنند و تمامي ريسكها را مي‌پذيرند تا به اهداف تهاجم فرهنگي خود دست يابند. كشف بيش از4ميليون ليتر مشروبات الكلي در سال گذشته بسيار تكان‌دهنده است، اين در حاليست كه اين مقدار تنها 25 تا 30 درصد مقدار مشروبي است كه در كشور توزيع مي‌شود.»
توضیح: اصولا در ایران توزیع مشروبات الکلی هیچ سودی ندارد و کلیه کسانی که این کارها را می کنند، فقط برای تهاجم فرهنگی، که معلوم نیست کجای آن فرهنگی است، مشروب می فروشند و حتی اگر سودی هم ببرند، آن را برای کمک به ناشرین ضد انقلاب و روزنامه نگاران برانداز و فیلسوفان جاسوس می دهند.
توضیح دوم: آدمها اصولا دو نوعند، یا به فکر تغییر جامعه اند که برانداز هستند، یا به فکرحال کردن هستند که آنها هم برانداز هستند، نوع سومی هم وجود دارد که معتادند و اصلا توی باغ نیستند که آنها هم برانداز هستند، فقط می مانند فیلسوفان که آنها هم برانداز هستند.

چرا جلوی آن را نمی گیرید؟
سردار گفت: « تاثير مصرف قرصهاي روانگردان بيشتر از مشروبات الكلي و مواد مخدر است.» و اضافه کرد: « امروزه يك ميليون و 200 هزار معتاد روزمصرف در كشور وجود دارد كه اين آمار به اضافه 700 تا800 هزار نفري است كه به صورت تفنني مواد مخدر مصرف مي‌كنند.»
سووال: ایران بالاترین مصرف کننده مواد مخدر و مهم ترین مرکز عبور مواد مخدر در جهان است، به عبارت دیگر مواد مخدر از طریق ایران به بقیه دنیا می رود، خب، چرا جلوی آن را نمی گیرید؟

ماهواره هم براندازی خاموش است
سردار گفت: « بيشترين بهره‌برداري از برنامه‌هاي ماهواره‌اي بخشهاي غيراخلاقي است.»
توضیح: و به همین دلیل دولت فقط جلوی ماهواره ها و وب سایت های سیاسی را می گیرد.

چت کردن هم براندازی خاموش است

سردار گفت: « وبلاگها، سايتهاي اينترنتي و انواع آموزش‌هاي غيراخلاقي و برقراي روابط نامشروع از طريق چت و ... از جمله موارد تهاجم فرهنگي است كه نيروي انتظامي به طرق مختلف خواهان برخورد با آن است.»
توضیح: در صورتی که نه مشروب می خوردید، نه بدحجاب بودید و نه فیلم سکسی پخش می کردید و نه روسری سه سانتی و شلوار فاق کوتاه می پوشیدید، خیالتان راحت باشد، در این حالت به جرم ورود به اینترنت، چت کرده، وبلاگ نویسی و خواندن وب سایت ها می توانید براندازی نرم کنید و حتما مجازات شوید.

نظرسنجی ناموسی
سردار گفت: « طبق نظرسنجي‌هاي صورت گرفته برقراري امنيت ناموسي در كشور دغدغه‌ نخست مردم است، پس از اين مساله نيز مواد مخدر و امنيت جاني و مالي مطرح مي‌شود. حوادث در كشور زياد نيست، اما مردم بسيار نگران هستند.»
توضیح اول: اصولا نظر مردم خیلی مهم است و جمهوری اسلامی برای مردم و نظرات شان ارزش زیادی قائل است، از جمله شرکت در میتینگ ها، انتخابات آزاد، نظرسنجی های غیرانتظامی و رفراندوم که جزو انواع براندازی به شمار می آید.
توضیح دوم: برای مردم ایران طبیعی است که پوشیدن شلوار فاق کوتاه و روسری سه سانتی خطر بیشتری دارد، تا اینکه کسی آنها را بکشد و یا منفجر شوند.
توضیح سوم: این نظرسنجی ها کاملا معتبر است و نیروی انتظامی کاملا آن را تائید می کند.
توضیح چهارم: انرژی هسته ای اولویت اصلی ما نیست، بلکه امنیت ناموسی در صدر مسائل است.

متاسفانه تعداد فیلمها کم است
سردار احمدي‌مقدم به فيلمبرداري‌هاي مخفي از اتاق‌هاي پرو، استخرهاي زنانه، حمام خصوصي، سرقت فيلمهاي خانوادگي‌ و انتشار آن در سطح گسترده اشاره كرد و گفت: « متاسفانه نيروي انتظامي از درصد كمي از اين جرايم مطلع مي‌شود.»
علت تاسف: برادران مجبور می شوند به جای دیدن فیلم های جدید، همان قبلی ها را چند بار ببینند.

شلوارهای فاق کوتاه و پابرهنه ها

سردار گفت: « با پوشش نامناسب برخي از آقايان از جمله بلوزهاي كوتاه و تن‌نما، شلوارهاي فاق كوتاه برخورد خواهد شد.»
توضیح: لطفا برای جلوگیری از براندازی شلوار کردی یا پیژامه بپوشید و به جای بلوزهای کوتاه، برادران نیز مانتو استعمال کنند.

پلیس ننگ را با رنگ پاک می کند
سردار گفت: « پليس كاري با رنگ لباس ندارد.»
توضیح: و این مشت محکمی است به دهان یاوه گویانی که می خواهند بگویند در ایران آزادی اجتماعی وجود ندارد.

همه چیز با ضریب ده
سردار گفت: « طي اجراي طرح افزايش امنيت اخلاقي در سال گذشته، يك ميليون تذكر ارشادي به افراد داده شد، 100 هزار تن به نيروي انتظامي ارجاع و از اين تعداد نيز 10 هزار تن به مراجع قضايي منتقل شدند.»
توضیح: نیروی انتظامی با دقت تمام عمل می کند و تمام اقداماتش قابا تقسیم به 10000 است و الکی آمار ارائه نمی دهد.

احساس کن، بهت دستور می دم، احساس کن!

فرمانده ناجا وعده داد كه تا پايان سال، احساس امنيت افراد افزايش ‌يابد.
پیش بینی: طبیعی است با این برنامه دقیق و قابل اجرایی که ریخته شده است، حتما این احساس افزایش می یابد و اگر کسی احساس نکند که امنیت اجتماعی افزایش یافته، به عنوان مرتکب براندازی نرم دستگیر و به مراجع ذیصلاح معرفی شدید می شود.

نتیجه گیری فلسفی: شما اگر کار سیاسی کنید براندازی کردید، اگر کار فرهنگی کردید براندازی نرم کردید، اگر بچه سوسول باشید و اصلا کاری به هیچ چیز نداشته باشید هم براندازی کردید، اگر هم در خانه تان بکپید و تریاک بکشید و عرق بخورید باز هم براندازی کردید، پیدا کنید کسانی را که براندازی نمی کنند؟
تقدیر و تشکر: از سوی کلیه براندازان از اینکه معلوم شده است که هفتاد درصد ملت برانداز هستند، با این وجود هشتاد درصد ملت پشتیبان حکومت هستند، تشکر می نمایم.

Posted by من @ 1:5 |
انگلیس! از اون نظر!
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - چهارشنبه 29 فروردین 1386 [2007.04.18]

po_nabavi_01.jpg

به قول این نویسندگان بخش سرویس خارجی معلوم نیست این تهران با خودش می خواهد چکار کند؟ چهار ماه است گیر داده به معلمان و هر روز یک بساطی برای مدارس درست می کند، سه ماهی است گیر داده به زنان و هر روز عده ای را یک جایی احضار و بازداشت و تهدید و زندان می کند، دو ماهی است دارد قرم قرم راه می اندازد که از اول اردیبهشت با بدحجاب ها می خواهد مبارزه کند، یک ماهی است که کسانی که مشکل داروی ام اس دارند، وسط خیابان باید صف بکشند برای گرفتن داروی ام اس که دولت وارد نمی کند تا مردم مجبور شوند داروی داخلی را که پزشکان تائید نمی کنند، مصرف کنند، در عوض همین دولت به اندازه سه برابر برنج مصرفی کشور، امسال برنج وارد کرده و نمی داند با آن باید برای کی شله زرد نذری درست کند. خب! آقای محترم، عزیز دلم، خبر مرگت، به آن برادر سپاه که واردات برنج را در اختیار دارد بگو خبر مرگش یک صدم آن پول را بدهد برای وارد کردن دارو. نمی میرند که! فعلا در شهر خبرهایی است و هر گوشه اش یک بساطی. علویه خانم، بدون ولنگاری، می گوید که هنوز شروع نشده ولی به نظرم همین روزها گیر بدهند. این علویه خانم یک موجود نازنینی است که پنجره آپارتمانش جایی است که همه جای شهر را می بیند. سرهنگ «مهدی احمدی» رئیس مرکز اطلاع‌رسانی نیروی انتظامی گفت: « بدون شک هیچ شخصی حتی خانواده‌هایی که چندان به برخی مسائل پایبند نباشند، از مشاهده خانمی که مانتوی تنگ بسیار چسبان برتن کرده باشد یا شلوار کوتاه و روسری سه سانتی‌متری پوشیده باشد، خوششان نمی آید. » آگاهان موارد زیر را توضیح دادند:
اول: اصلا معلوم نیست، ممکن است خیلی اشخاص و خانواده ها که به خیلی چیزها هم پای بند هستند، اتفاقا از مانتوی بسیار چسبان با شلوار کوتاه و روسری سه سانتی خوش شان بیاید، اگر نمی آمد که نمی پوشیدند.
دوم: سالی یک بار دولت خواهران بدحجاب عزیز را تهدید می کند، بعد از یک هفته هم خسته می شوند ول می کنند. این خواهران بدحجاب عزیزتنها کسانی هستند که فعلا وقتی به ملت می گوئیم اوضاع چطور است؟ می گویند فرقی نکرده و ملت همانطوری مثل قبل به خیابان می آیند. به عبارت دیگر تنها چیزی که نشان می دهد زندگی در مملکت جاری است همین سه سانتی متر روسری است. چکارشان دارید؟
سوم: انقلاب اسلامی ایران اثبات کرد که نه آدمی مثل احمدی نژاد را می توان با زور اصلاح کرد و نه این خواهران عزیز درست بشو هستند، شلوارها هر سال یک سانت بالاتر، مانتوها هر سال یک سانت کوتاه تر و روسری ها هر سال یک سانت باریک تر می شود، با سنت تاریخی که نمی شود مبارزه کرد. حالا از من نمی شنوید، خودتان را بکشید تا یک ماه دیگر که خبرش را بدهم که خبری نیست.
البته سخنگوی نیروی انتظامی همچنین توقف خودروهایی که سرنشینان بی‌حجاب داشته باشند را توسط پلیس دخالت در حریم خصوصی افراد ندانست و گفت: « هرچند داخل خودرو حریم خصوصی افراد است، اما وقتی خودرو در انظار عمومی ظاهر شود، دیگر درون آن حریم خصوصی محسوب نمی‌شود.» آگاهان توضیح دادند که داخل خودرو فقط در شرایطی که خودرو داخل حیاط خانه پارک باشد و دیوار خانه فرونریخته باشد، حریم خصوصی است. البته مشکل نیروی انتظامی را یکی از نوابغ مجلس حل کرد. نیره اخوان بیطرف گفت: « باید عده ای زیر نظر نیروی انتظامی، به اماکنی که خانم ها در آنجا کار می کنند وارد شوند و آنها را زیر نظر بگیرند.» نیره اخوان بیطرف توضیح داد که اگر نیروی انتظامی به اندازه کافی نیروی مناسب برای ورود به اماکنی که خانم ها در آن کار می کنند، نداشته باشد، می توان خانم ها را برای کار کردن به استادیوم صد هزارنفری برد و در آنجا تعداد محدودی از نیروهای انتظامی آنها را دقیقا زیر نظر بگیرند. البته خانم اخوان توضیح نداد که وقتی نیروی انتظامی خانم ها را زیر نظر می گیرد، چه کسی باید نیروی انتظامی را زیر نظر بگیرد؟

انرژی هسته ای
مصیبت این است که وقتی می گوئیم که این دولت عرضه تولید تراکتور ندارد، چه برسد به برق هسته ای، آمریکا و انگلیس ننه مان را می برند مسافرت که ایران هم تا سه ماه بعد هم انرژی هسته ای تولید می کند و هم تا شش ماه بعد، بمب اتم می سازد. بسیار خوب، قبول، این دولت خطرناک و این رئیس جمهور علیرغم آنچه واقعیات نشان می دهد، آدم باشعوری است. چرا وقتی ایران اعلام می کند که ما به تولید صنعتی رسیدیم، این آقای مایکل لوی کارشناس مشهور «منع گسترش سلاح‌های اتمی و امنیت استراتژیک» می گوید: « پیشرفت‌های هسته‌ای ایران بسیار کم‌تر از چیزی است که مطرح می‌شود. بنا به گفته وی هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ایران توانسته تا حد تولید صنعتی غنی‌سازی اورانیوم دستگاههای سانتریفیوژ خود را به چرخش درآورد.» پس اگر نمی تواند شما چرا اینقدر دارید خودتان را دچار پارگی می کنید؟ آقازاده که معمولا همیشه کارهای مستمر و آرام می کند، برای مثال تا به حال در این 27 سال موفق شده 32 شغل عوض کند، گفت: « جریان مستمر نصب سانتریفیوژها در نطنز ادامه دارد.» از طرف دیگر یک شیر ناپاک خورده ای خبر داد که « همکاری اتمی ایران و کره شمالی افزایش پیدا کرده است.» ضمنا جهت اطلاع کلیه دوستداران غنی سازی و هسته آلبالو و هسته خرما و انرژی هسته ای، کلیه مشکلات جهانی تولید انرژی هسته ای حل شد و دولت گامبیا از حقوق هسته ای ایران حمایت کرد. این موضوع در دیدار یکی از مسوولان دولت گامبیا از تهران اعلام شد و احتمالا شش ماه دیگر که وزارت خارجه گامبیا ترجمه متن فارسی را در این مورد بخواند و این خبر را تکذیب کند، فعلا بیخ ریش شان مانده است.

انگلیس، از اون نظر
من مطمئنم که این فی ترنی بی ادب و دروغگو در مورد متکی و جمهوری اسلامی و نجارهایی که در زندان جمهوری اسلامی تابوت می سازند، یک چیزهایی به تونی بلر گفته است. وگرنه چه معنی دارد که این مردک خوش تیپ بی چشم و رو بعد از پنج تا بچه، برداشته جلوی صد تا خبرنگار اعلام کرده که: « اگر ايران روابط متفاوت بخواهد، ما نيز آمادگي آن را داريم.» آگاهان از شنیدن این جملات بسیار ناراحت شدند و گفتند: خواهرت روابط متفاوت می خواهد، مادرت روابط متفاوت می خواهد، بی ادب! ما هرگز روابط متفاوت نمی خواهیم، همان چیزی که خدا و پیغمبر گفته.

وصف بی مثال شیراز
فعلا شهر تهران جز مشکلات طبیعی که دارد، در امن و امان است و رئيس جمهور در استان فارس به سر می برد. این رئیس جمهور هم مثل اینکه واقعا معنی « سرعت» و این چیزها را نمی فهمد. باباجان! دولت بلر آمد سر کار در سه سال بیکاری را از 8 درصد مثلا به 5 درصد رساند. یا مثلا یک تونل می سازند به طول 8 کیلومتر در عرض سه سال. همیشه هم درست کار می کند. احمدی نژاد چون هنوز کسی باورش نمی کند، خودش هم دچار این مشکل شده که انگار دوماه قبل سرکار آمده یا تازه دو ماه دیگر می خواهد رئیس جمهور شود. احمدی نژاد در فارس گفت: « دولت مي‌خواهد با حداكثر شتاب ثروت ملي را در اختيار مردم قرار دهد.» آگاهان التماس کردند که نمی خواهد، شما با سرعت ثروت ملی را به باد ندهید، نمی خواهد با سرعت ثروت ملی را در اختیار مردم بگذارید. وي گفت: « سهم اوليه جوانان استان فارس از تسهيلات ارزان قيمت بيش از 2 هزار ميليارد تومان است كه اين تسهيلات بايد بدون پارتي‌بازي در اختيار جوانان قرار گيرد.» در همین موقع رئیس جمهور می خواست همه 2 هزار میلیارد تومان را جرینگی از جیب بیرون بیاورد و به مردم بدهد که جمعیت شعار دادند: « ما پیرو قرآنیم، پول نقد نمی خواهیم» و گروه دیگری هم فریاد زدند: « احمدی احمدی، نمی خواد نقدی بدی.» وي گفت: « شيراز مهد انديشه‌هاي متفكران و فيلسوفان و اديبان و هنرمندان و پايگاه استعداد و خلاقيت ايران زمين است و پيشروان اين ادب، هنر و ذوق در اين سرزمين هستند.» وی برای اینکه نشان بدهد خودش هم دستی در هنر و ادب دارد و چون شنیده است که شیراز یعنی حافظ و حافظ هم یعنی فال، اعلام کرد: « امروز صبح پيش از حركت به اين استان تفألي به ديوان حافظ زدم كه اين بيت آمد: خوشا شيراز و وصف بي‌مثالش - خداوندا نگهدار از زوالش.» البته منظور رئیس جمهور از « وصف» بی مثال همان « وضع» بی مثال است که این اشتباه خواندن و اشتباه گفتن در مورد احمدی نژاد طبیعی است، باز خدا را شکر که به جای شعر حافظ شعر فردوسی را نخواند. احمدی نژاد قدرتهای جهانی را تهدید کرد که باید سریعا با ایران دوست بشوید، وگرنه پدرتان را درمی آوریم. وی گفت: « بهتر است فضاي تخاصم را به فضاي دوستي تبديل كنيد، شما بايد بدانيد كه ملت ايران براي تحقق همه خواسته های قانوني و به حق خود ايستاده و سر سوزني عقب‌نشيني نخواهد كرد.»

احمدی نژاد و تئوری اعداد
مشکل احمدی نژاد این است که مفهوم اعداد را هنوز بخوبی نمی فهمد. وی که قبلا یک بار بودجه عمرانی را 70 درصد اعلام کرده و بعد از دو روز توضیح داده که منظورش از 70 درصد 25 درصد است که بعدا معلوم شده منظورش از 25 درصد همان 18 درصد است، با اشاره به اين نكته كه دولت مصمم به طراحي و اجراي برنامه‌هايي براساس اصل عدالت است، تصريح كرد: « بودجه عمراني سال 86 بيش از سه برابر بودجه عمراني سال 83 و 84 است.» وی تئوری جدیدی کشف کرد و گفت: « دولت مي‌خواهد از امسال حقوق كاركنان دولت را به صورت پلكاني افزايش دهد، به اين معنا كه آن كساني كه كمترين دريافتي‌ها را دارند، بيشترين افزايش حقوق را خواهند داشت و آن كساني كه بيشترين دريافت را دارند، كمترين افزايش دريافت را شامل خواهند بود. » آگاهان توضیح دادند که این نظریه احتمالا در همان لحظه به ذهن احمدی نژاد رسیده و ریاضیدانان و کارمندان زیاد به پله و حقوق و این چیزها فکر نکنند. همچنین احمدي‌نژاد در بخش پاياني سخنان خود به جلسه استاني هيات دولت كه قرار است در پايان هفته در شيراز برگزار شود اشاره كرد و گفت: « براي اين استان 25 تصميم اقتصادي، 60 تصميم زير بنايي (15 مورد در خصوص راه، راه‌آهن و فرودگاه)، 10 مصوبه در نفت و گاز، 35 مصوبه در امور فرهنگي، آموزشي و ورزشي و بيش از 20 مصوبه در مورد مسائل اجتماعي و بهداشت خواهيم داشت.» به عبارت دیگر در یک جلسه حداکثر سه ساعته قرار است در مورد 150 موضوع تصمیم گیری شود. یعنی برای هر مصوبه یک دقیقه وقت گذاشته می شود. احمدی نژاد برای اینکه حال استکبار جهانی را اخذ کند، به تخت جمشید رفت و دچار احساس شد و به زورگویان جهان گفت: « زورگویان جهان! به خرج ما به پاسارگاد و تخت جمشید بیایید و ببینید که در برابر قدرت هایی که ملت ما به زانو درآورده، عددی نیستید.» آگاهان در این مورد سووالات زیر به عقل ناقص شان رسید:
اول: حالا که ما می خواهیم حال زورگویان جهان را بگیریم و اثبات کنیم که عددی نیستند، چه مرضی است که خرج شان را هم ما بدهیم؟ خبر مرگ شان! این همه پول دارند، همان ویزا را هم بدهیم از سرشان زیادی است. به نظر می رسد احمدی نژاد از بس در این مدت با هر خارجی ملاقات کرده، اعم از ملوان و غیر ملوان، خرجش را از جیب ملت داده، فکر می کند حتی برای زدن توی پوز زورگویان هم باید ما خرج شان را بدهیم.
دوم: با توجه به اینکه استاد احمدی نژاد، نابغه معاصر قبلا اعلام کرده بود که زاویه آزادی ما 360 درجه است و گفته بود که دولت 500 برابر در افزایش کاهش دادن نسبت به ده سال قبل اقدام کرده و فرق 70 درصد و 20 درصد را نمی دانست و اصولا با توجه به مشکلات آماری این دولت، همین که احمدی نژاد می گوید عددی نیستید، زیاد نباید به دل بگیرند، این برادر ما با اعداد اصولا مشکل دارد.
سوم: من می دانم که منظور احمدی نژاد از قدرت های زورگو آمریکا و انگلیس و غیره است، اما زیاد متوجه نشدم که منظور احمدی نژاد از قدرت هایی که ملت ما به زانو درآورده است، کدام قدرت ها هستند؟ و مگر ما جز عراق قدرتی را به زانو درآوردیم، که آن را هم به زانو در نیاوردیم، بلکه آخرش صلح کردیم، ما با کدام قدرتی درافتادیم که بزرگتر از آمریکا بود؟
البته، طبیعی است که ما ملت بزرگ و شجاعی هستیم و در یک زمان می توانیم ده تا هندوانه را با هم حمل کنیم، یکی که چیزی نیست.

سد سیوند را احمدی نژاد شخصا آبگیری می کند
ای مخالفان آبگیری سد سیوند! ای برادرانی که همه پتیشن ها را امضا کرده و در همه نظرسنجی ها شرکت کردید! آقای احمدی نژاد دارد شخصا سد سیوند را آبگیری می کند، لطفا اگر می خواهید« همه سر به سر تن به کشتن دهید» و یا « جان تان را فدای خاک پاک میهن کنید» لطفا در مراسم مربوطه شرکت نمائید. ضمنا من متوجه نشدم که منظور از اینکه احمدی نژاد شخصا گلاب به روی شما می خواهد « آبگیری» کند، آیا می خواهد همان کاری را که در دو سال گذشته در مملکت انجام داده، بکند، یا می خواهد یک بلای جدیدی سرمان بیاورد. اگر همان قبلی است که داداش! داروخونه ما نفت نداره، شما « آبگیری» بکن و برو! در همین راستا سد ملاصدرا هم که در همین دو سال ایجاد شده بود و اصلا در گذشته کسی در ساخت آن نقشی نداشت، افتتاح شد.
منفجر شد
در ادامه پیشرفت شیعیان در سراسر جهان، تروريست‌هاي وهابي، مسجد و حسينيه بزرگ امام مهدي(عج) در نزديك بغداد را با خاك يكسان كردند. شاهدان عيني اعلام كردند: تروريست‌ها با كار گذاشتن صدها كيلوگرم مواد منفجره در اين مسجد و حسينيه متعلق به شيعيان، آن را بطور كامل ويران كردند.

معلمان و دانشجویان و زنان
فعلا جز دانشجویان که دستگیر می شوند و معلمان که زندانی هستند و زنان که به دادگاه احضار شدند و رانندگان و کارگران که قرار است دادگاه بروند و کسانی که در داخل برای خارج جاسوسی می کنند و کسانی که بیماری ام اس دارند و بقیه ملت، مشکل خاصی وجود ندارد. علی اکبر باغانی، دبیر کانون صنفی معلمان، سر کلاس درس دستگیر شد. در حال حاضر تعدادی از معلمان زندانی هستند... یکی از معلمان گفت: « انگیزه کلی کانون فقط حقوق و مزایا نیست، بلکه وضع عمومی آموزش و پرورش و محتوای آموزشی است.» به همین دلیل تعدادی از معلمان از تدریس خودداری کردند و احتمالا مدارس نیز در روزهای آینده تا حدی تق و لق خواهد بود. از طرف دیگر، در مجلس طرح استیضاح فرشیدی به جریان افتاد. در مازندران هم اوضاع توپ توپ بود. 15 دانشجوی متحصن در یک یورش شبانه نیروهای ناشناس امام زمان دستگیر شده و نه نفر آنها امروز آزاد شدند. دبیر انجمن اسلامی دانشجویان بابلسر هم بازداشت شد. در تبریز هم هوای بهاری و خوبی بود، بطوری که دانشجویان دانشگاه تبریز به دستگیری در دانشگاه مازندران اعتراض کردند. در تهران هم همه چیز عالی پیش رفت، فقط یازده فعال زن به دادسرا و دادگاه انقلاب احضار شدند. قرار است دولت فکری برای دانش آموزان، ورزشکاران، باغبانان، استادان دانشگاه و فروشندگان چینی آلات بکند که از هفته دیگر آنها هم تحصن کنند و زندان بروند.

جو سونگ هوی از کره جنوبی
ماجرای تیراندازی در دانشگاه ویرجینیای غربی که باعث کشته شدن 32 نفر شد، تقریبا بزرگترین حادثه از نوع خودش بود. حمله کننده جو سونگ هوی، 23 ساله و تبعه کره جنوبی است. این ذلیل مرده یک استاد برجسته رشته مهندسی فضا را نیز به قتل رساند. لیبو لیبرسکو استاد رومانیایی تبار دانشگاه، 75 ساله و تبعه اسرائیل راه او را سد کرد تا تعداد بیشتری از دانشجویان خودشان را نجات دهند. این خبر از آمریکای جنایتکار که فعلا همه در مورد آن ابراز تاسف کرده اند.

انتخابات در ایران
من که پیشنهاد می کنم همه آدم بزرگ های اصلاح طلب و میانه رو و حتی چهره های پرطرفدار مردمی مثل کارگردانان مهم سینما و هنرمندان و ورزشکاران برای نمایندگی مجلس نامزد بشوند. خاتمی که تا چند روز دیگر برای دیدار پاپ خواهد رفت، به نظر من برود برای رای اولی تهران، فوقش یک سال بعد، استعفا می دهد و می آید برای ریاست جمهوری. اصلا نباید تیم ضعیف فرستاد. در یک جایی نوشته شده بود که « با محوریت خاتمی، هاشمی و کروبی، پل ائتلاف اصلاح طلبان زده می شود.» آگاهان پیش بینی می کنند که شورای نگهبان حتما وسط پل ائتلاف حتما یک پی پی حسابی می کند. از سوی دیگر بادامچیان هم که به تازگی در انتخابات تهران حال همه را گرفته بود و بین سه نفر نامزدهای اصلاح طلب و محافظه کار سوم شد، اعلام کرد: « اگر تکلیف شرعی باشد و دوستان بخواهند برای انتخابات مجلس کاندیدا می شوم.» آقا! جان مادرتان! هیچ کس به این اسدالله میرزای ما تکلیف شرعی نکند و دوستانش هم تا روز انتخابات تا او را می بینند به جای حرف زدن در مورد انتخابات، در مورد شعرنو و ستاره شناسی و سریال باغ مظفر حرف بزنند، که هیچ بهانه ای برای نامزد شدن پیدا نکند. گفتم انتخابات، فرانسه هم در بد وضعی گیر کرده است. اگر سارکوزی بیاید، فرانسوی ها و خارجی های این کشور دهان شان سرویس است و لوله می شوند، اگر سگولن رویال بیاید، فرانسه برای هفت سال وارد تونل عقب ماندگی وحشتناکی می شود که احتمالا باید برود جای ترکیه و یا بشود جزو کشورهای آفریقایی. اگر لوپن بیاید که حالی می کنیم، فکر کنم حسین درخشان بشود وزیر ارتباطات فرانسه و کنفرانس بعدی هولوکاست را این دفعه در تل آویو تشکیل دهد. راستی یکی به این درخشان بگوید به من زنگ بزند من در مورد قائمی و معینی اطلاعات دارم، حاضرم به او بدهم. گفتم درخشان، این خبر هم جالب بود. « دولت اسرائیل از یک اسرائیلی مظنون به جاسوسی برای ایران بازجویی می کند.»

دانه درشت ها
آقا! ما در همان سه ماهی که زندان عمومی بودیم، در سالن شش آموزشگاه، اتاقی بود که در آن تخته بازها حکومتی می کردند و بروبچه های باحالی هم در همانجا بودند. کلی با آنها رفیق بودیم و بخش وسیعی از واژه نامه زندان را با کمک آنها نوشتم. حالا بامزه است، وقتی می خواهند اسم مفسدین اقتصادی را معرفی کنند، اسم آنها را اعلام می کنند. وقتی می خواهند اسم غارتگران بیت المال را معرفی کنند، اسم همین ها را دوباره معرفی می کنند. وقتی می خواهند اسامی رشوه گیران نفتی را اعلام کنند، دوباره اسم همین هشت تا را اعلام می کنند. برادر نقدی که پس از گذراندن زندان ناموسی و طی مراحل مقتضی فعلا ستاد مرکزی مبارزه با قاچاق کالا و ارز را اداره می کند، دانه درشت ها را که همان رفقای خودمان باشند، معرفی کرد: قاسم ممتاز، علی مشهدی اسماعیل، پیمان محبی، احمدی زمردی، عباس تقی زاده، قاسم خاکی، محمدرضا حکمی، مهرداد قطان. کلی یادشان کردیم، انشاء الله همیشه دانه درشت باشند.

Posted by من @ 1:4 |
لولی شنگول در شیراز
پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386
ابراهيم نبوي e.nabavi@roozonline.com - سه شنبه 28 فروردین 1386 [2007.04.17]

po_nabavi_01.jpg

در راستای سفر دیروز رئیس جمهور محترم کشور به شهر شیراز و استقبال گسترده تلویزیونی و عکاسی مردم از ایشان و به مناسبت این روز فرخنده و مبارک و میمون و چی توز که قرار است در آن سد سیوند آبگیری شده و پاسارگاد را در راستای 300 و 400 و غیره نابود کنیم، حافظ شیرازی که هرگز تصور نمی کرد که شهر شیراز به چنین مصیبتی دچار آید، شعری سروده است که تفسیر بخشی از آن را تقدیم می کنیم:

خوشا شیراز و وضع بی مثالش
خداوندا نگه داراز زوالش

خوشا: چه خوب، چه باحال، تیریپ صفا، عالی، این اصطلاح قبل از روی کار آمدن احمدی نژاد زیاد استفاده می شد.
شیراز: نام شهری با صفا که دیروز رئیس جمهور به آنجا سفر کرده است.
وضع بی مثال: در گذشته به معنی خیلی با حال بود، ولی در حال حاضر به معنی ضایع و ناجور نیز به کار می رود.
خداوندا: ای خداوند! ای خدا! معمولا وقتی دست آدم به هیچ جا بند نمی شود، از خداوند درخواست می کند که به او کمک کند. خداوند: آفریننده جهان، خالق هستی که معمولا از ایشان برای رفع کمبودهای دولت هم استفاده می شود.
زوال: نابودی، از بین رفتن، مثال: یک سد درست می کنیم و باعث نابودی یک اثر تاریخی که قرنها وجود داشت، می شود.

معنی: شیراز خیلی جای خوبی می باشد و وضع بی نظیری دارد و ای خدا، کاری کن که در اثر این رفت و آمدها و افتتاح سد و این چیزها از بین برود.
تفسیر: خدایا! عجب گیری کردیم، یک شهر تروتمیز داشتیم که فقط یک سد سیوند کم داشت که دچار زوال شود.

به شیراز آی و فیض روح قدسی
بجوی از مردم صاحب کمالش

آی: بیا، تشریف بیار، بیا دیگه، « آی» به جای « آخ» و « اوف» در هنگام خوردن ضربه به کار می رود. « آی» در اینجا به نوعی دعوت کردن همراه با درد و فشار گفته شده است.
فیض روح قدسی: معادل همان « هاله نور» و « معجزه هزاره سوم» است.
بجوی: جستجو کن، بگرد، تعقیب و مراقبت کن، کار اطلاعاتی کن.
صاحب کمال: گروهی از نخبگان و فیلسوفان و روشنفکران که بعدا اعتراف می کنند که جاسوس دشمن بودند و از فریدام هاوس یا بودجه نجس هلندی استفاده می کردند.

معنی: اوی! ای آقوی هاله نور! لطفا به شیراز بیایید و همزمان با آمدن تان حتما سعی کنید که روی نخبگان این شهر کار اطلاعاتی مناسب انجام دهید، تا مشکل گرانی مسکن هم کمتر شود.

که نام قند مصری برد آن جا؟
که شیرینان ندادند انفعالش

قند مصری: همان شیرینی دانمارکی سابق است که در آن زمان به آن قند مصری می گفتند، اما بعد از اینکه کاریکاتوریست روزنامه الاهرام مصر تعدادی کاریکاتور موهن کشید، اسمش را عوض کردند و گذاشتند شیرینی دانمارکی. البته قند مصری در گذشته به کسانی که در ایران مردم از آنها بدشان می آمد، ولی در مصر قهرمان ملی این کشور بودند هم گفته می شد.
شیرینان: کسانی که خودشیرینی می کنند. مجموعه ای از طرفداران دولت که خیلی موجودات شیرینی هستند، در زمان حافظ مثل برادر یا خواهر « شاخ نبات» و در زمان حاضر مثل برادر زری بافان و خواهر شمسی پهلوون و غیره، معمولا این شیرینان کارشان این بود که یا هاله نور می دیدند یا احساس معجزه می کردند.
انفعال دادن: ترتیب دادن، حال طرف را گرفتن، پوز زدن، مخش را در فرقون تیلیت کردن، دهان سرویس کردن.

معنی: چه کسی از عناصر معلوم الحال طرفداری از کاریکاتوریست های موهن کرده بود که طرفداران دولت حالش را نگرفتند؟
توضیح تاریخی جغرافیایی: ظاهرا در آن زمان هم یک عده ای دور و بر شاه شجاع و بقیه حکام شهر بودند که هر کسی حرف می زد، خودشان را شیرین می کردند و پوز طرف را می زدند.

صبا زان لولی شنگول سرمست
چه داری آگهی؟ چون است حالش؟

صبا: یک باد خنک که رایحه خوش خدمت هم از آن احساس می شد. در گذشته نام یک خبرگزاری هم بود، مثل « ایرنا» و « ایسنا» و « ایلنا» که فقط خبرهای دولتی را می دادند و نام « صبا» به عنوان مخفف« صادرات باد ایران» یا موسسه ای که خبرها را در جهت باد صادر می کرد، آورده شده است.
لولی شنگول سرمست: همان « م.ش.نگ» خودمان است که در گذشته ظاهرا یک جوان شهرستانی بود که زیادی قاط می زد و دائما هم به دنبال دادن خبرخوش بود.
آگهی: خبر، تبلیغات ریاست جمهوری، اطلاعاتی که از طرف دولت به مطبوعات بدهند و چاپ کنند.

معنی: ای خبرگزاری عزیز! لطفا کلیه اخباری را که از سفر اخیر ریاست محترم و شنگول و م.ش.نگ( منتخب شورای نگهبان) کشور دارید، زودتر همراه با عکس و اطلاعات لحظه به لحظه و گزارش و غیره منتشر کنید.
تفسیر: اصولا دادن اخبار تبلیغاتی سفر انواع موجودات مشنگ به شهرستانها برای کاهش گرانی ها و مبارزه با استکبار جهانی و افزایش حقوق معلمان لازم است.

گر آن شیرین پسر خونم بریزد
دلا چون شیر مادر کن حلالش

شیرین پسر: ناز پسر، مشنگ جان، خوشگل پسر، عزیز دل بابا، شیرین بابا، جیگر جان.
شیر مادر: نام نوعی شیر و پودر شیر که قبلا کارخانه بیسکویت مادر برای اطفال پخش می کرد و به جای شیرمادر همراه با سرلاک استفاده می شد.

معنی: در اینجا شاعر شدیدا بحران مالی و شغلی پیدا کرده و بکلی زده زیر همه چیز. فاطمه رجبی در همین رابطه گفت: « اگر صد بار هم از این تحفه الهی بگویم کم گفته ام.» الهی درد و بلای خودت و همه آشناهات بخوره توی سر من و بچه هام و شوهرم.

مکن از خواب بیدارم خدا را
که دارم خلوتی خوش با خیالش

از خواب بیدار کردن: یکی از کارهایی که مردم زیاد دوست ندارند و شاعر هم در آن مورد هشدار داده است.
خلوت خوش: محلی که در آن رایحه خوش صادر و تصمیم خبر های خوش گرفته می شود.
خیال: برنامه هایی که قرار است در پنجاه سال آینده در مورد انرژی هسته ای و قله های علمی و غیره اجرا شود.

معنی: خدای عزیز! اینجانب دارم تصور می کنم که با دوستان شیرین داریم به قله های پیروزی و افتخار می رسیم، لطفا تا اطلاع ثانوی مرا از خواب بیدار نکن.
تفسیر روانشناختی: یکی از بهترین حالات برای آدمها آرمانگرایی که قصد مدیریت جهان را دارند، ولی بلد نیستند کفش و جوراب خودشان را مدیریت کنند، این است که در میان دوستان شهرستانی و خارجی مورد تشویق قرار بگیرند، اما مجبور نشوند از خواب بیدار شوند.
توضیح روانشناختی: این شعر نشان دهنده وجود سندرومی به نام سندروم استکهلم، ترکیبی از مالیخولیا و پارانویا و حالت مانیا دپرسیو در شاعر است.

چرا حافظ چو می ترسیدی از هجر
نکردی شکر ایام وصالش؟

هجر: دور شدن، فراق، فاصله افتادن با چشم انداز بیست ساله، از وضع مناسب دور شدن و تا گردن در جای بد گیر کردن.
ایام: دوران، روزگار، دوره، عهد. مثال در جمله: « در ایام احمدی نژاد پدرشان بیرون رفت و مادرشان ازدواج کرد و برای خواهرشان نامزد پیدا شد.»
وصال: نزدیک شدن، به هم رسیدن، رفتن بالای قله، چسبیدن، وصل شدن، مثل سریش آویزان شدن.

معنی: ای دوست عزیز! تو که می ترسیدی به این وضع گرفتار شوی، برای چی انتخابات را تحریم کردی و فرق احمدی نژاد و خاتمی را نفهمیدی؟
هشدار بهداشتی: موقع انتخابات بعدی مواظب باشید شصت پای تندروهای راست توی چشم رادیکال های چپ تان نرود که بعدا خودتان ا لعن و نفرین کنید که این چه غلطی بود کردیم.

Posted by من @ 1:1 |