
اصولا دیپلماسی همین است که شما یک چیزی می شنوید، در حالی که منظور چیز دیگری است. این روزها کلمات و اتفاقات کاملا دارند از هم فاصله می گیرند، مثلا وقتی کسی می گوید ما دوست داریم بزودی رابطه برقرار کنیم، یعنی اینکه داریم شلیک می کنیم. یا وقتی گفته می شود، ما برای گفتگو آماده ایم، یعنی داریم موشک های مان را آزمایش می کنیم. به همین دلیل واضح و مبرهن و مشخص، کسانی که می خواهند بفهمند چه خبر است، باید به جای اعتماد کردن به گوش های شان، کمی هم از چشم شان استفاده کنند. در همان حالی که 21000 نیروی تازه نفس آمریکا وارد عراق شده است و خانم رایس هنوز از در بیرون نرفته، خانم کلینتون وارد می شود و نماینده دشت آزادگان از سقوط یک هواپیمای جاسوسی آمریکا در مرز دشت آزادگان خبر می دهد، خانم رایس در حالی که از شنیدن کلمه جنگ وحشت کرده بود و داشت پس می رفت، گفت: « حتی صحبت از حمله به ایران خطرناک است.» ایران هم در حالی که آمریکا فقط یک شرط دارد و آن، توقف ولو موقت نیروگاه نطنز است، بدون اینکه این شرط را بپذیرد، آمادگی خودش را برای گفتگو با آمریکا اعلام کرد. علی لاریجانی که دفعه قبل دچار مشکل سوختگی بینی در چین شده بود، پیام رئیس جمهور و رهبری را برای اینکه عربستان میان آمریکا و ایران میانجیگری کند، به پادشاه عربستان تقدیم کرد. و درست در همان حالی که این درخواست را داشت به عربستان تقدیم می کرد، وزارت خارجه و دولت هرگونه درخواست و میانجیگری و نامه و عربستان سعودی و صلح و مذاکره را تکذیب کرد. فقط مانده بود که سفر لاریجانی را هم به عربستان تکذیب کنند که چون نمی توانستند بگویند که پادشاه عربستان خالی بسته است، این یکی را تکذیب نکردند. عربستان سعودی هم که صبح با گردن شکسته آقای لاریجانی و عصر با چشم های دریده خانم رایس مواجه شده بود، ایکی ثانیه « نه» را گفت و نه ماه را به شکم نکشید. مادر! بیکاری، وسط جنگ بچه بزایی؟
طرح بوش و بوم تق توق
ظاهرا خلاصه طرح جدید بوش برای عراق این است که قرار است خواهر و مادر ایران و سوریه به عقد دائم آمریکای جنایتکار درآمده و بوش دامادمان شود. سعود الفیصل در دیدار با رایس گفت: « از اهداف استراتژی جدید بوش در عراق حمایت می کند.» مالکی هم به عنوان صاحب عزای طرح جدید بوش در عراق گفت: « درباره موفقیت طرح امنیتی بغداد خوشبین هستم.» البته دیروز صدای بلندی که همزمان با موفقیت طرح جدید بوش برای آرامش عراق در بغداد به گوش می رسید، اثبات کرد که ظاهرا طرح جدید بوش بسرعت موفق شده است. دیروز در بغداد صدای بلندی برخاست و در انفجاری که جلوی دانشگاهی در بغداد رخ داده بود، حدود 70 نفر کشته و صد نفر زخمی شدند.
مملکت یا انرژی هسته ای؟
این روزها نوشته های احمد زیدآبادی و زیباکلام را در مورد مسائل بین المللی بخوانید، این دو نفر عاقلانه و دقیق مسائل را می بینند. احمد زیدآبادی در مسائل بین المللی شاهکاری است. زیباکلام گفت: « اینکه ما بدون هیچ انعطافی در مقابل قطعنامه بایستیم، دقیقا همان چیزی است که بوش و رادیکالهای کاخ سفید می خواهند.» وی کلام زیبایش را ادامه داد و گفت: « دولت نهم کاری کرد که اجماع جهانی علیه ایران شکل گرفت.» وی سووال مهمی را که گاهی اوقات از شدت اهمیت آدم یادش می رود که باید به این سووال پاسخ دهد، پرسید که: « برنامه هسته ای برای مملکت است یا مملکت برای برنامه هسته ای؟» احمدی نژاد از وسط مراسم تحلیف ریاست جمهوری اکوادور در کیتو پاسخ داد، مملکت برای برنامه هسته ای.
عقب عقب، جلو جلو، زدی به دیوار
من مطمئنم که کل ماجرای انرژی هسته ای یک بازی وحشتناک است. شما می گوئید که توی جیب تان اسلحه دارید، طرف هم می گوید اسلحه را بده. شما هم نمی دهید، طرف هم از ترس مردن خودش شما را می کشد و بعد از کشتن شما طرف هرچه می گردد چیزی را پیدا نمی کند. شما می خواستید او را بترسانید، ولی کم کم خودتان از اینکه او ترسیده خوشتان آمده است. اگر یک محاسبه سرانگشتی کنید می بینید تا به حال یک میلیون سانتریفیوژ باید نصب شده باشد و به اندازه قنادی بی بی باید کیک زرد پخته باشند. از یک طرف قرار است جشن هسته ای در دهه فجر برگزار شود که مطمئنم خبری نیست و از طرفی ایران از جامعه بین المللی برای دیدار از تاسیسات هسته ای دعوت کرده است. جامعه بین المللی کجا بود؟ دوباره یک مشت کور و کچل از جزیره بالی و توگو جمع می کنند و اسمش را می گذارند جامعه بین المللی. دیروز، محمود فتنه، از راه دور ابلاغ قانون تجدید نظر در روابط با آژانس را امضا کرد. و قرار شد که برنامه هسته ای کشور سرعت پیدا کند و دولت در همکاری با آژانس تجدید نظر کند. در همان دیروز احمدی نژاد در اکوادور گفت: « توسعه نطنز گام به گام و به زودی انجام می شود.» محمود فتنه که یک ماه قبل گفته بود ما تا قله اتمی یک گام بیشتر نداریم، گفت: « در نطنز ما در مسیر تحقیقات قرار داریم و تا تولید برق هسته ای راه درازی در پیش است.» از یک طرف دیگر یک دیپلمات عالیرتبه آشنا با بازرسی های آژانس گفت: « هیچ مدرکی وجود ندارد که ایران نصب سانتریفیوژها را در نطنز آغاز کرده باشد.» آگاهان سه فرض را احتمال دادند:
اول: ایران تا یک ماه دیگر برق تولید می کند و در حالی که برق اتمی تولید کرده نابود می شود.
دوم: ایران تا یک ماه دیگر نابود می شود و بعد معلوم می شود هیچ سانتریفیوژی در کار نبوده.
سوم: ایران تا هفته آینده بمب اتمی تولید می کند و در حالی که بمب اتمی دارد، نابود می شود.
بابا، یواش قلی! بدو، لحاف یخ کرد!
این رفسنجانی هم مثل چاپ سیاه و سفید قدیمی یک سال طول می کشد ظهور کند، تازه وقتی هم ظهور می کند وسط جنگ، اول می خواهد یک دور تاریخ تمدن را بگوید و بعد یک دور مبانی فلسفه شرق و غرب درس بدهد و بعد آمادگی خودش را برای حضور در صحنه اعلام کند. هاشمی رفسنجانی دیروز پس از اینکه کلی سرفه کرد و صدایش را صاف و صوف کرد و آب خورد و لب و لوچه اش را ورچید، گفت: « صدقه دادن به فقرا عدالت به وجود نمی آورد.»
هفت سامورایی
در مورد دانیل اورتگا چه می دانید؟ یا حتی در مورد هوگو چاوز و اوو مورالس و یا رافائل کوره آ در اکوادور و باشله در شیلی؟ فکر می کنید نظر آنها در مورد دموکراسی در ایران چیست؟ به نظر شما آیا دانیل اورتگا تفاوت احمدی نژاد و اکبر گنجی و خاتمی را می داند؟ واقعیت این است که همانطوری که قطعا شما هنوز تلفظ اسم رافائل کوره آ را مثل من بلد نیستید، و مطمئنا هیچ اطلاعاتی در مورد اکوادور ندارید، اورتگای بدبخت هم اطلاعاتی در مورد ایران و احمدی نژاد و اصلاحات و از این چیزها ندارد. این وسط یکی پیدا شده و از آن طرف دنیا آمده و با او قرارداد می بندد و به او تبریک می گوید و قیافه اش هم مثل پابرهنه هاست و معلوم است که سه ماه است هیچ غذایی نخورده است. این حرف ها را به شما نمی زنم، به خودم می زنم که سه روز است دارم از حرص احمدی نژاد و کارهای او، به اورتگایی که دوستش داشتم بد می گویم. البته طبیعتا یک سیاستمدار نمی تواند رفع مسوولیت کند و بغل دست یک فاشیست بایستد و او را آزادیخواه معرفی کند. البته چاوز از نظر من مارمولک قدرت طلبی است، ضمن اینکه اگر قرار باشد مثل کاسترو جلوی آزادی ملت را بگیرد و حاصل عدالت جویی اش همین زباله دانی به نام کوبا باشد، طبیعی است که رابطه چاوز با احمدی نژاد، به زیان ملت ایران است. اینها را گفتم که خودم حواسم باشد که اورتگا آدم نازنینی است و اشکال ماست که آنها نمی دانند در ایران چه خبر است. البته، اگر سفر احمدی نژاد همین یک فایده را داشته باشد که از این به بعد اگر یک دختر خانم خوشگل جلوی رئیس جمهور ما برقصد و رئیس جمهور ما در عوض اخم کردن لبخند بزند و انسانی رفتار کند، طبیعتا فردا هم اگر یک رئیس جمهور اصلاح طلب رفت نیکاراگوئه و یک کمی لامبادا رقصید دیگر به او گیر نمی دهند. اما بشنوید از مراسم امروز در اکوادور که برنامه به بهترین شکا اجرا شد و رافائل کوره آ در حضور یازده رئیس جمهور آمریکای لاتین و یک رئیس جمهور آسیایی قسم خورد و مشغول کارش شد. همزمان با این مراسم پزشکان اعلام کردند که حال فیدل کاسترو شدیدا وخیم است. گفته شد که کاسترو در حالت کما هم شعارهای ضدآمریکایی می داد. البته این چیز عجیبی نیست، چون تمام ملت کوبا الآن بیست سال است که در حال کما هستند و دارند شعار ضدآمریکایی می دهند. به این بیماری می گویند « تلاش مذبوحانه بیمار لاعلاج» . فکر می کنم تا فردا صبح خدا رحمتش کند.
استقبال در خارج، بحران در داخل
تقریبا همه جناح ها و رسانه های شان از سفر احمدی نژاد به آمریکای لاتین انتقاد کردند. خوش چهره گفت: « سفر احمدی نژاد به آمریکای لاتین در فصل بودجه توجیه ندارد.» اگر سه چهار روز دیگر اوضاع همین طور پیش برود و طرف برنگردد فکر می کنم همان جا بماند سنگین تر است. در حالی که ایران زیر فشار سنگین آمریکا در منطقه است، احمدی نژاد به رئیس جمهور اکوادور قول داد که در صورت حمله آمریکا از این کشور دفاع می کند. رئیس جمهور اکوادور هم احتمالا به ذهنش نرسید که بپرسد: چطوری؟ ولی دارم فکر می کنم سه ماه دیگر رئیس جمهور اکوادور وقتی اخبار ایران را می شنود، به خودش می گوید: منو باش که فکر می کردم این آقاهه راست می گه، دیدی بیچاره چی شد؟ اما بشنوید از این بیچاره که وزیر مسکن کابینه اش امروز در مجلس به سووالات نمایندگان پاسخ داد. سعیدی کیا، وزیر مسکن در مجلس گفت: « دولت برای کاهش قیمت مسکن لایحه فوریتی ارائه می کند.» اما حداد عادل که وقتی جیک جیک گرمای تشکیل کابینه بود، اصلا فکر نمی کرد با سرمای زمستان برخورد کند، گفت: « مردم و مجلس راه حل فوری تری نیاز دارند.» حداد عادل اضافه کرد: « دولت آبی بر آتش گرانی مسکن بریزد.» آگاهان اعلام کردند که دولت می تواند هیزم زیر آتش بگذارد ولی بلد نیست چه جوری آب روی آتش بریزد. نکته مهم این که من نمی دانم چه رازی است که این دولت وقتی می خواهد قیمت ها را بالا ببرد، این کار را دو ماهه می کند، بعد که می خواهد قیمت را سرجای اولش برگرداند، دو سال طول می کشد.
مجلس علیه دولت، دولت علیه ملت
فعلا چهل نماینده مجلس طرح استیضاح فرشیدی، وزیر آموزش و پرورش را امضا کردند. فرشیدی هم که عقلش به این چیزها نمی رسید، گفت: « نگران کنار رفتن خودم از قدرت نیستم» آگاهان گفتند: ما هم نگران کنار رفتن شما از قدرت نیستیم. از طرف دیگر با محوریت نمایندگان استان بوشهر در مجلس، طرح استیضاح وزیرکشور هم تهیه شد.
آخرین تانگو در تهران
به نظر من این آخرین خواستگار است. تا دیروز سولانا با آن قد و بالا نازش را می کشد، دیروز مرتیکه عرب با چهار تا زن، جواب رد بهش داد. فرانسه هم برای حل مشکل خودش و هم برای اینکه آخرین تلاش را بکند، اعلام کرد که وزیر خارجه اش را به تهران می فرستد. جان مادرتان! این یکی را رد نکنید، وگرنه می ماند روی دست مان.
آخرین قربانی هولوکاست
اگر شما به جای این خانم بودید چه می کردید؟ فکر کنید شوهر ایشان با یک من ریش و پشم، که مثل خیلی از یهودی های متعصب حتی وقتی که دارند به این سووال عمل می کنند که « چند تا بچه کافی یه» هم صورت زن شان را می پوشانند و نگاهش نمی کنند، به خانم گفته که من دارم برای کار مهمی به ایران می روم. بعد این خانم که هیچ وقت مورد ماچ شوهرش قرار نگرفته، ببیند همه روزنامه ها عکس شوهرش را در حالی که یک موجود دیگر با یک من ریش تا وسط لنگ و پاچه اش رفته و دارد فرنچ کیس اش می کند، چاپ کرده اند. طبیعی است که شما هم جای این خانم باشید طلاق تان را از این مرتیکه همجنس گرا می گیرید. همسر خاخام موشه آریه فریدمان بخاطر روبوسی شوهرش با احمدی نژاد از او تقاضای طلاق کرد.
یاواش یاواش، عجله نکن
به نظر می رسد به قول بهزاد نبوی « آرایش نیروهای سیاسی در شرف تغییر است.» من فکر می کنم باید نیروهای اصلاح طلب ضمن مدیریت دقیق و حساب شده مجموعه ای از استیضاح ها در مجلس و ایجاد فشار مردمی بر بدنه دولت برای تغییر وزارت کشور، و برخورد فعال در حوزه سیاست خارجی، خودشان را برای یک سال دیگر آماده کنند. بهزاد نبوی گفت: « برنامه اصلاح طلبان حضور فعال در انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری آینده است.» من فکر می کنم از این پس باید جناح بندی نیروهای سیاسی را اینطوری تعریف کرد: نیروهای میانه رو، نیروهای تندروی چپ، نیروهای طرفدار نظامیان، سکولارهای ملی گرا. جناح بندی خوبی است، البته شامل 98 درصد نیروها نمی شود.
اصولگرایان اصلاح طلب
من نمی دانم خودشان را هم مسخره کردند یا نه، ولی مطمئنم که ما را مسخره کردند. باد آمد و بوران آمد و ماه رمضان رفت و بالاخره یکی از زیرزمین سبز شد و کفتر را از توی کلاه درآورد. یک بیانیه مهم منتشر شد و یک جبهه که هیچ کسی عضو آن نیست، معرفی شد. در این بیانیه اعلام شده است: «جبهه اصولگرايان اصلاحطلب ايران اسلامی برخاسته از متن مردم و يک جريان مردمی و انقلابی است که دارای تفکر ولايی و انقلابی واقعی، عشق به ولايت و حمايت از دولت و ملت و وفادار به آرمانهای انقلاب اسلامی و سياستهای کلی نظام و دارای اراده خدمت به نظام و مردم است. جريان سومی که همواره صحبت از وجود آن میشود همان تفکر اصولگرايی اصلاحطلبانه است، يعنی جبهه اصولگرايان اصلاحطلب ايران اسلامی.» به نظر شما رایحه خاصی از این بیانیه استشمام نمی شود؟
مایوی اسلامی
یک طراح استرالیایی یک مایو برای زنان مسلمان طراحی کرده است که با آن مایو این زنان می توانند با رعایت حجاب کامل به دریا بروند. عکس این مایو منتشر شد، فقط مشکلش این است که اگرچه مایوی مذکور اسلامی است، اما مانکنی که آن را پوشیده هیکلش به نظر مسیحی می آید.
لطفا کمی دیگر ادامه دهید
دیروز نوشتم که دارم کمی در شیوه نوشتن این ستون تجدید نظر می کنم و از خوانندگان خواستم که نظر بدهند که آیا این ستون را به طرف طنزهای کوتاه، و بدون توجه متمرکز بر اخبار روز پیش ببرم، یا اینکه همین حالت را حفظ کنم و کمی از لحن عصبی آن و بیمزه بودنش کم کنم و همین غلطی را که می کنم ادامه دهم؟ از دیشب تا به حال حدود دویست ای میل دریافت کردم، تقریبا حاصل جمع نظرات این است که همین شیوه خبری باشد، ولی از طنز و کوتاه نویسی غفلت نشود. خواهش می کنم باز هم نظرات تان را برای من بفرستید. من هم دارم تلاش می کنم که تا هفته آینده شیوه نوشته را متناسب با آنچه مورد نظر شماست تغییر دهم. ضمنا قصد دارم سفری به آسیای میانه و بخصوص به تاجیکستان و ارمنستان بروم، از بروبکس ایرانی ساکن آنجا می خواهم در صورت امکان در مورد ایرانیان این دو کشور اطلاعاتی که مفید است برایم ای میل کنند. نظرات تان را برای من به آدرس زیر بفرستید:
ebrahim.nabavi@gmail.com
به نظر می رسد که یواش یواش وضعیت خطرناک کشوردارد جدی گرفته می شود. اصولگرایان هم دارند متوجه می شوند که احمدی نژاد دارد از انرژی هسته ای به عنوان سپر دفاعی در مقابل همه ناتوانی های خودش استفاده می کند. با این اوضاعی که پیش می رود، من در ناصیه این دولت چیزی که نشان بدهد احمدی نژاد سال سوم ریاست جمهوری را آغاز می کند، نمی بینم. فعلا اوضاع چندان تعریفی ندارد. بانک تجارت آلمان، که همان کامرز بانک آلمان می شود، اعلام کرد کلیه ارتباطات ارزی خود را با بانک ها و موسسات مالی ایرانی به حال تعلیق درمی آورد. این بانک هشتمین بانک اروپایی است که چنین کاری می کند. من فکر می کنم آمریکایی ها دارند اروپا را هل می دهند که بحران در رابطه اقتصادی ایران و اروپا ایجاد کنند و طبعا بعد از آن اروپا را با ایران درگیر کنند. درست در همان حالی که دکتر اینقدی نژاد، قرار است بعد از دو روز اقامت تهران، برای دیدن فامیل و شرکت در جشن مراسم ریاست جمهوری اورتگا به سفر آمریکای لاتین برود و از ونزوئلا، نیکاراگوئه و اکوادور دیدن کند، کوندالیزا رایس، پرونده ایران را زیر بغل گذاشته و برای سفر دارد به خاورمیانه می آید تا در مورد ایران با رهبران اسرائیل، فلسطین، اردن، مصر، عربستان سعودی و کویت دیدار کند. واقعا بامزه است، خانم رایس که برای عروسی آبجی اش به خاورمیانه نمی آید، قطعا برای این می آید که منطقه را علیه دولت ایران آماده کند، درست در همین حال، رئیس جمهور کشوری که در آستانه جنگ و در وسط بحران تحریم است، دارد برای شرکت در جشن به ونزوئلا می رود. یکی نیست از این شازده سووال کند که تمام سود سیاسی و اقتصادی رابطه با این سه کشور به اندازه هزینه این سفر هست؟ جز اینکه ونزوئلا و کوبا و نیکاراگوئه و چهار تا کشور درمانده ایران را تحریک می کنند که با آمریکا درگیر شود و آنها از زیر فشارهای آمریکا دربیایند، این چه نتیجه ای برای ما دارد؟ ما اصلا چه منافع مشترکی با ونزوئلا و نیکاراگوئه داریم؟ همسایه ایم؟ برادران دینی ما هستند؟ رابطه با آنها برای ما منافع اقتصادی دارد؟ جز خودخواهی شخص احمدی نژاد( و نه حتی جمهوری اسلامی) چه انگیزه ای برای چنین سفری وجود دارد؟ به نظر می رسد که این آقای غریق فعلا در حال تشبث به حشیش ونزوئلا و بولیوی و امارات است، مثل ملانصرالدین که هر روز یک جور گول می خورد، این دولت هم یک روز گول روسیه و چین و هند را می خورد و پولش را به باد می دهد و یک روز میلیارد میلیارد به عراق و لبنان و حماس پول می دهد و حالا هم یک هفته است که سیاست نزدیکی به آمریکای لاتین و امارات متحده را در پیش گرفته اند. منوچهر میم در دیدارش با وزیر خارجه امارات( که تصویرش شبیه پسر وزیر خارجه امارات بود) گفت: « برای تحکیم ثبات و امنیت آماده همکاری با همه کشورهای منطقه ایم.» وزیر خارجه امارات هم برادری و ارادت و حمایت بی دریغ خودش را به ایران نشان داد و گفت: « امارات برای سرمایه گذاری اقتصادی در ایران آماده است.» من حدس می زنم پوتین به وزیر خارجه امارات زنگ زده و گفته است: ما که سوختیم، ولی تو اگه پول مفتی می خوای برو تهران، هر عکسی که با وزیرخارجه و رئیس جمهورشون بگیری بهت صد میلیون پول مفت می دن.
بودجه بساز و بفروشی
یک آقای محترمی به نام کردبچه با یک لباس تمیز و سروروی مرتب و موهای شانه کرده در تصاویر خبری ظاهر شد و اعلام کرد که بودجه امسال آماده است. این در حالی است که در ماه گذشته دولت فقط یک جلسه از اوقات شریف را برای بررسی بودجه گذاشته است. آقای کردبچه توضیح داد که آقای محصولی( رئیس انجمن پابرهنگان میلیاردر که تخصص در بساز و بفروشی است) و سردار ممبینی به عنوان مشاور در تنظیم بودجه حضور داشتند. به عبارت دیگر دولت اصلا در جریان بودجه نیست و احمدی نژاد بودجه امسال را داده است دست یک بساز و بنداز که بودجه را حسابی عملیاتی کند. از طرف دیگر، آقای کردبچه تلویحا توضیح داد که مسوولیت بودجه امسال با سازمان برنامه و بودجه نیست. شما فکر می کنید چرا برای دیدار از ونزوئلا، رئیس جمهور باید در طول چهار ماه ده روز و در دو سفر وقت بگذارد، اما برای تصویب بودجه سال آینده با دو جلسه سروته بودجه هم می آید. من پیش بینی می کنم که احتمالا رئیس جمهور مجلس را موظف کند که جلسات بررسی بودجه را در شهرستانهای مختلف و در کاراکاس و لاپاز تشکیل دهد. من نمی فهمم واقعا مجلس هیچ مشکلی برای اینکه بودجه امسال هنوز ارائه نشده است، ندارد؟ البته چه فرقی می کند. امروز اعلام شد که دولت در سال گذشته 3.7 برابر بیش از حد تجویز شده از درآمد نفت استفاده کرده است. یعنی به جای 14 میلیارد دلار، مبلغ 52 میلیارد دلار از پول نفت در ده ماه گذشته نابود شده است.
عروسی که بلد نبود برقصد
فکر کن شما یک عروس خانم دارید که قبل از آمدن به خانه همه امور خانه را قبضه کرده و همه فامیل داماد را تا فاصله ده کیلومتری بیرون کرده است، هشتاد میلیارد جهاز برای این خوشگل خانم داده اند و حساب بانکی 40 میلیاردی ذخیره ارزی هم دستش بوده. هیچ کسی هم حق نداشته بدون اجازه او آب بخورد. حالا بعد از یک سال آمده ای به خانه می بینی که پرده ها پاره پوره است و جهاز عروس به باد داده شده، یخچال هم خالی است و برق و تلفن و گاز هم به دلیل عدم پرداخت قبض قطع شده. حالا، این عروس خانم ما بلد نیست برقصد، می گوید زمین کج است. بعد از اینکه کلی گشتند و گشتند تا دلیل گرانی را پیدا کنند، آقای دکتر قدم خیر، اعلام کرد که علت گرانی دولت قبلی است و افزایش قیمت ها از دولت قبلی به ما ارث رسیده است. معلوم نیست چرا چیزهای خوبش ارث نرسیده و همین یکی ارث رسیده؟ و اگر دولت قبلی عامل گرانی بود، چرا در زمان همان دولت گرانی وجود نداشت؟ احمدی نژاد که قول داده است تا یک ماه دیگر ایران را یک ماهه تبدیل به یک کشور اتمی کند، اعلام کرد که کنترل قیمت ها تا سال آینده طول می کشد. احمدی نژاد گفت: « انشاء الله تا یک سال آینده با همکاری سایر قوا به جایی خواهیم رسید که این نوسانات تند را کنترل و مهار کنیم.» عروس خانم گفت: «کسانی از رانت خواران با دامن زدن به نوسانات اقتصادی، می خواهند ملت ایران از آرمان های بحق خود دست بکشند.» وی درحالی که هیچ کس حتی رفقای خودش هم از او تعریف نمی کنند، اقدام به تعریف از دولت کرده و گفت: « امسال دولت موفقیت خوبی در کاهش هزینه های جاری خود داشت.» آگاهان توضیح دادند که در این یک سال دولت هزینه های جاری خود را کاهش داد و موفق شد 38 میلیارد دلار را برای هزینه های غیرجاری نابود کند. در همین راستا، آگاهان ساعت ها فکر کردند که این رانت خوارهای نامرد گرانفروش، که این همه دست دارند و می توانند دولت را متزلزل کنند، چرا اسم ندارند که محض رضای خدا عروس خانم ما لااقل اسم شان را ببرد. اسماعیل جبارزاده از فراکسیون اقلیت گفت: « احمدی نژاد رانت خواران را معرفی کند.» سرپرست مجتمع قضائی امور اقتصادی هم اضافه کرد: « منتظریم رئیس جمهور صاحبان ثروتهای نامشروع را معرفی کند.» رئیس جمهور هم که دچار بحران « خودشیفتگی- افسردگی» است، پی موضوع را فعلا نگرفته است. من شرط می بندم که تا یک هفته دیگر احمدی نژاد موضوع رانت خواران را فراموش می کند و یک دلیل دیگر برای گرانی پیدا می کند.
ان پی تی هسته ای حق مسلم ماست
روزنامه جمهوری اسلامی یک مقاله درست و حسابی در مورد انرژی اتمی نوشت و از احمدی نژاد خواست دیگر در مورد انرژی اتمی اظهار نظر نکند. نکته این که در روزنامه امروز کیهان برخلاف همیشه هیچ دفاعی از داستان انرژی هسته ای نشده و شریعتمداری که چند ماه ختم « اورانیوم» گرفته بود، اصلا به روی مبارک نیاورده که دارند قضیه را با گاز مالش می دهند. سخنگوی فراکسیون اکثریت مجلس هم تلویحا به احمدی نژاد اخطار کرد که فقط زیر نظر رهبری در مورد انرژی هسته ای حرف بزند. و در این شرایط گل و بلبل بازرسان انرژی اتمی وارد ایران شدند. حتما فکر کردید برای دیدن شاهچراغ و تخت جمشید به ایران آمدند. ولی نه، برای بازرسی مراکز انرژی هسته ای به ایران آمدند. علی لاریجانی هم در حالی که بعد از مشکلی که به قول نیک آهنگ کوثر در چین برای دماغش پیش آمده بود، خوشبختانه نظرات خودش را اصلاح کرد و گفت: « اصرار نداریم از ان پی تی برویم.» آگاهان گفتند: ما هیچ اصراری نداریم، آرامش خودتان را حفظ کنید. علی مذکور گفت: « تا مجبور نشده ایم بیرون نمی رویم.» آگاهان گفتند: ما که مجبورتان نمی کنیم، شما هم خودتان یکی را مامور کنید که جلوی دهان احمدی نژاد را بگیرد.
بخور و سماور حق مسلم ماست
من که اطمینان دارم که ایرانیان قطعا در تولید انرژی اتمی که کاری بسیار ظریف، دقیق و حساس و خطرناک است، دقت فراوان دارند و ما اگر در تولید و مصرف نفت و بنزین و گاز مشکل داریم، همه اش تصادفی است و اصلا نشان نمی دهد که ما بلد نیستیم این انرژی ها را مدیریت کنیم. اما ظاهرا این فقط نظر من است و نظر بقیه این نیست. رئیس فراکسیون محیط زیست مجلس اعلام کرد که: « گاز شهری آلوده است.» اما وزارت بهداشت که منتظر است 5000 نفر در اثر مسمومیت گازی تلف بشوند تا گزارشی از آلودگی گاز شهر به دستش برسد، گفت: « هنوز گزارشی مبنی بر آلودگی گاز شهری به وزارت بهداشت نرسیده است.» آقای پیرموذن هم که ما تا به حال فکر می کردیم چون قیافه اش شبیه محضردارهاست، دکتر نیست، معلوم شد پزشک است و به همین مناسبت، راه حل بسیار خوبی برای حل مشکل گاز آلوده پیشنهاد کرد و گفت: « هوای خانه ها در هنگام مصرف گاز شهری باید 40 درصد رطوبت داشته باشد.» به همین دلیل مجلس در حال تصویب لایحه ای است که مردم را مجبور کند در اتاق های خانه دستگاه بخور بگذارند یا همزمان با مصرف گاز دائما سماور روشن کنند تا در مصرف انرژی صرفه جویی بیشتری بشود. البته قرار است نیروی انتظامی هم یک پلیس بخور تشکیل بدهد که روزی یک بار خانه مردم را بازدید کنند که بخورشان به راه باشد. در همین راستا، آقای فتح الله امی، مدیر طرح جامع آلودگی هوای تهران گفت: « طبق آمار بانک جهانی دولت ایران در سال 2006 متحمل پرداخت 8 میلیارد دلار خسارت بابت آلودگی هوا شد.» به عبارت دیگر ما یک دهم بودجه مان برای اینکه بلد نیستیم چطور در شهر زندگی کنیم، نابود می شود. اما مهم تر از همه این ها اینکه دولت سرانجام فهمید که چگونه می تواند با مشکل آلودگی هوا مبارزه کند. این پیروزی بزرگ را به همگان تبریک می گوئیم. پیروزی بزرگ این که دولت برنامه های هفته پاک را اعلام کرد. ما هم برنامه های زیر را به عنوان یک برنامه تضمینی برای کاهش آلودگی هوا پیشنهاد می کنیم.
اول: رئیس جمهور به مدت دو ماه از کشور خارج شده و تصویر و صدای او هم پخش نشود.
دوم: برگزاری جلسات مجلس فعلا متوقف شود.
سوم: صدا و سیما تا دو ماه هیچ خبری پخش نکند و فقط سریال و فیلم سینمایی نشان بدهد.
چهارم: سوبسید بنزین برای دو ماه حذف شود.
با بازگشت محمود احمدی نژاد، مسوول امور سیاحتی و زیارتی کشور به تهران، دولت پس از چند ماه تشکیل جلسه داد و در آغاز جلسه وزرا به شکلی کاملا تصادفی متوجه شدند که برای سال آینده باید لایحه بودجه را بدهند. به همین دلیل بررسی لایحه بودجه از دیروز در هیات دولت آغاز شد و بعد از ساعتها بحث و تبادل نظر، دولتی که هفته قبل در یک جلسه دویست طرح استانی را در خوزستان تصویب کرد، تبصره یک بودجه را به تصویب رساند. آگاهان احتمال می دهند که اگر احمدی نژاد دوباره از هفته دیگر هوس مسافرت به استان خراسان و شهرستانهای مختلف به سرش نازل نشود و به سفرهای خارجی دور و نزدیک نرود و جهت باد موافق و همه مخالفین در سکوت محض بسر ببرند، لایحه بودجه سال 1386 احتمالا تا پایان سال 1388 آماده می شود. در همین راستا، محمد عظیمی معاون پارلمانی نهاد ریاست جمهوری گفت: « بودجه 86 هنوز مراحل مقدماتی خود را می گذراند و تکمیل نشده است.» شاهی عربلو نماینده مجلس نیز در کمال خوش بینی و مسرت اعلام کرد: « به احتمال قوی بودجه بعد از عید تصویب می شود.» اما هادی حق شناس، یکی دیگر از نمایندگان نسبتا واقع بین مجلس گفت: « بررسی بودجه به هر حال باید در سال 85 انجام شود.»
2830 عراقی، 3600 ایرانی
رسانه ها اعلام کردند که در نیمه دوم سال 2006 میلادی 17 هزار عراقی در این کشور کشته شده اند. به عبارت دیگر در هر ماه از سال جاری حدود 2830 نفر از مردم عراق به دلیل جنگ کشته شده اند. همزمان با همین موضوع رئیس ستاد هوای پاک تهران شهرداری تهران اعلام کرد که تنها در ماه آبان سال جاری 3600 نفر از مردم تهران بر اثر آلودگی هوا کشته شده اند. آگاهان پیش بینی می کنند که احتمالا اگر جنگ ایران و آمریکا آغاز شود، ماهانه حداقل 770 نفر از مردم کشور کمتر کشته خواهند شد.
چرا استعفا نمی دهند؟
من اگر جای آقای فرشیدی بودم و نمی توانستم مشکل گرمای بچه های مدارس کشور را حل کنم، و یادم بود که وقتی نویسنده متوسط الحال روزنامه رسالت بودم، چه انتقاداتی از مسوولان وقت می کردم، حتما برای خدمت به دانش آموزان کشور استعفا می دادم و برمی گشتم به رسالت( یا سیدخندان) و به همان نویسندگی روزنامه ادامه می دادم. فرشیدی، وزیر آموزش و پرورش گفت: « استعفای من مشکل حریق را در مدارس حل نمی کند.» آگاهان گفتند: شما استعفا بدهید، که معلوم شود مسوولید وگرنه بله با استعفای شماها مشکل حل نمیشود. همین وزیر گفت: « تغییر ساعت شروع به کار مدارس حرفی خیابانی و کارشناسی است.» با گفتن این جمله اساتید زبان فارسی دچار مشکلات عمیقی شده و یک ساعت و نیم در مورد عبارت« حرف خیابانی» فکر کردند، آنان در حال فکر کردن بودند که وزیر آموزش و پرورش گفت: « با داشتن 150 هزار واحد آموزشی حتی نمی توان با قاطعیت گفت که هیچ سیمی اتصال نخواهد داشت.» با شنیدن این جمله برق از جاهای مختلف کارشناسان ادبیات فارسی پرید و کلیه کلاس های ادبیات فارسی دچار حریق شد. وزیر آموزش و پرورش گفت: « احتیاج به 670 هزار بخاری 85 هزار تومانی لیزری داریم.» آگاهان تذکر دادند که هزینه این تعداد بخاری با یک حساب سرانگشتی می شود معادل 50 میلیارد تومان یا به عبارتی 50 میلیون دلار، یعنی تقریبا 2 هزارم پولی که در سال گذشته دولت از ذخیره ارزی اش مصرف کرده است. وزیر آموزش و پرورش تصمیم گرفت به همان شکل که احمدی نژاد مشکلات بین المللی را حل کرده است، مشکل گرمای مدارس را حل کند. وی گفت: « مشکلات مدرسه ای را با نوشتن نامه به وزرای دیگر حل می کنیم.»
38 میلیارد دلار سوت شد
باز خدا را شکر که دست غارتگران بیت المال از قله های ثروت کوتاه شد
و باز ده بار خدا را شکر که در مملکت دیگر ریخت و پاش و اسراف وجود ندارد.
و صد بار شکر که در مملکت دیگر سرمایه داران مرفه بی درد در دولت نیستند...
و هزار بار شکر که رئیس جمهور وقتی به دفترش آمد فرش های نفیس را از آنجا جمع کرد.
و ده هزار بار شکر که رئیس جمهور فقط به اندازه یک کارمند معمولی حقوق می گیرد...
در همین راستا، اعلام شد که علیرغم افزایش پایه نفتی، به جای 48 میلیارد دلاری که یک سال قبل در حساب ذخیره ارزی بود، موجودی حساب ذخیره در حال حاضر فقط 10 میلیارد و 400 میلیون دلار است.
اسرائیل، فتح و حماس را آشتی بدهد
یک منبع خبری که از مدتها قبل سوراخ شده بود، اعلام کرد که اسرائیل قصد حمله به ایران را دارد. ایران در واکنش به این مساله اعلام کرد شدیدا تلافی می کنیم. اما اسرائیل بلافاصله اعلام کرد که قصد حمله به ایران را ندارد. با این وجود ایران اعلام کرد اسرائیل حتی اگر به ایران حمله هم نکند باز هم ما تلافی می کنیم. در پی این امر گروهی از بهائیان ایرانی در اسرائیل با اولمرت ملاقات کردند. اولمرت برای چندمین بار اعلام کرد: ما قصد حمله به ایران را نداریم. اما برخی منابع شدیدا حزب الله اعلام کردند که اسرائیل باید بخاطر بهائیان هم که شده است به ایران حمله کند تا ما شدیدا تلافی کنیم. در این راستا که نه، ولی در یک راستای دیگر درگیری میان فتح و حماس شدیدا بالا گرفت و نیروهای فتح به مغازه های طرفداران حماس حمله کردند. و طبیعتا در همین یکی دو روز گذشته تعدادی از طرفداران فتح و حماس همدیگر را زخمی کردند و کشتند. به نظر می رسد که تنها راه حلی که برای صلح میان فلسطینی ها مانده است این است که اسرائیل یک هیات صلح را برای آشتی میان فتح و حماس تعیین کند.
ای چشم تو زیبا و لب لعل تو خوش
حداد عادل گفت: « سید حسن نصرالله شجاع ترین مرد جهان است.» سید حسن نصرالله هم گفت: ایران بهترین کشور دنیاست. یکی از نمایندگان مجلس گفت: « صدام قهرمان دنیای عرب نیست، نصرالله قهرمان دنیای عرب است» سید حسن نصرالله هم گفت: مجلس ایران دو نوع خودش بی نظیر است. یکی از مقامات کشور که ربطی به هیچ مارمولک و تمساحی ندارد نیز گفت: « سید حسن نصرالله یک معجزه است.» سید حسن نصرالله نیز اعلام کرد: الهی قربون قد و بالای همه آقایون علما برم. گفت: نصرالله سنبل است... نصرالله گفت: ایران گل است... فعلا حزب الله لبنان و دولت ایران در حال شیدایی مطلق به سر می برند و احتمالا بعد از اولین تضاد منافع خشتک همدیگر را بر سر هم خواهند کشید، این خط، این هم نشان.
در خوزستان از هر نه نفر، ده نفر بیکارند
دفتر ریاست جمهوری اعلام کرده است که در جریان سفر به خوزستان یک میلیون نفر از مردم این استان به احمدی نژاد نامه نوشتند. این دفتر اعلام کرد که تا کنون( دیروز) 300 هزار نامه باز شده و تقریبا اکثر نویسندگان نامه ها درخواست کار داشتند. براساس آمار کشور، در کل استان خوزستان حدود 5 میلیون نفر( حدود 900 هزار خانوار) زندگی می کنند. نتایج زیر از این آمارها گرفته می شود:
اول: از هر خانوار در خوزستان بیش از یک نفر به احمدی نژاد نامه نوشته و بیکار است و دنبال کار می گردد.
دوم: تقریبا همه کسانی که در خوزستان سواد نامه نوشتن دارند، یا قدرت تکان خوردن و کار کردن دارند، یا بالاتر از سن پانزده سال دارند، هم بیکارند و هم به احمدی نژاد نامه نوشته اند.
سوم: با توجه به اینکه در طول یک سال فعالیت دولت احمدی نژاد، براساس آمار وزارت کار، 144هزار فرصت شغلی برای کل کشور( که 14 برابر خوزستان جمعیت دارد) ایجاد شده است، احتمالا اگر احمدی نژاد با همین سرعتی که تا به حال اشتغال ایجاد کرده است، پیش برود، 84 سال طول می کشد تا افرادی که به احمدی نژاد نامه نوشته اند، بتوانند سرکار بروند. تا آن زمان احتمالا کره زمین سرد شده و در خوزستان مردم با سورتمه سرکار می روند.
چهارم: احمدی نژاد در در توضیح آنچه دفتر خودش گفته است، یعنی این که تقریبا تمام مردمی که برای احمدی نژاد نامه نوشتند، دنبال کار بودند، گفت: « مردم از ما حفظ حقوق هسته ای را خواستارند.» آگاهان توضیح دادند که احتمالا منظور احمدی نژاد از حقوق هسته ای همان کار و شغل است.
انتخابات آمریکا باطل شد
آیت الله طاهری گرگانی، عضو خبرگان گفت: « انتخابات آمریکا باطل است.» ظاهرا دلیل باطل شدن انتخابات آمریکا این بود که در حین رای گیری حامیان رئیس جمهور آمریکا به دلیل فشارهای مخالفان دچار رایحه خوش خدمت شده و لذا انتخابات شان باطل شد.
سینه خیز وسط چکمه ها
شما فکر می کنید به چه دلیل همه حکومتهای عاقل نظامیان را از دخالت در سیاست منع کردند؟ به نظرتان همه شان اشتباه کردند؟ یا احتمالا اندکی هم عقل در کارشان قابل مشاهده بود؟ البته من معتقدم نظامی ها خیلی آدم های خوبی هستند، اما باید طاقت بیاورند و زیاد حرف نزنند. سردار ذوالقدر، معاون امنیتی وزارت کشور و یکی از کسانی که در زمینه برگزاری انتخابات بطور تضمینی تخصص ویژه ای دارد، اعلام کرد: « 80 درصد اصولگرایان، 18 درصد مدعیان اصلاح طلبی و 2 درصد از مستقل ها رای آوردند.» آگاهان گفتند: چشم سرکار، به راست راست. بعد که حضرت سردار داشت درباره بی طرفی وزارت کشور داد سخن می داد خبرنگاران به طوری که به زندان 59 نیفتند به هم اس ام اس زدند که از همین جمله و اعداد پیداست لازم به قسم خوردن نبود سردار.
در همین راستا، جانشین فرماندهی نیروی مقاومت بسیج هم یک تخم دوزرده اتمی رها کرد و گفت: «تسلط بر تنگه هرمز که تنها راه عبور بیش از 40 درصد انرژی جهان است، ما را به حدی از قوت و توانمندی رسانده که شیشه عمر اقتصادی و امنیت انرژی جهانی در پنجه های پولادین ایران است.» توضیح: شما فکر می کنید اولین اتفاق برای شیشه ای که در پنجه فولادین قرار می گیرد، می افتد، چیست؟
برای این که کلکسیون نظامی های امروز کامل شود، جمله وزیر ارشاد را دوهزار بار بنویسیم تا معنی سینما را عمیقا بفهمیم. صفار هرندی وزیر ارشاد، در یک جمله بطور خلاصه خودش را معرفی کرده و گفت: « سینمای پلیسی آینه تمام نمای جامعه است.»
ای خدا! کجاست آن مرد سوئدی که می گفت ما را از چکمه نظامیان نترسانید؟ عجب گرفتاری شدیم، وسط دوهزار تا چکمه به مدت چهار سال باید سینه خیز زندگی کنیم.
کاراکاس به دنبال تهران
تره به تخمش می ره حسنی به باباش. بالاخره این دو تا برادر باید یک شباهتی به هم داشته باشند. در پی افزایش حجم روابط ایران و ونزوئلا، بطور طبیعی اخلاق هوگو چاوز، برادر احمدی نژاد دچار مشکلات عدیده شد. چاوز شبکه تلویزیونی RCTV را که موضعی انتقادی نسبت به دولت داشت تعطیل کرد. وزیر خارجه ونزوئلا این اقدام را گامی در جهت حفظ آزادی مطبوعات دانست.
حالا دیگر وضع خطرناک است. از یک طرف ایران تا یک ماه و نیم دیگر فرصت دارد که در مقابل قطعنامه سازمان ملل کوتاه بیاد و دست از این رفتار آنارشیستی بردارد. از جانب دیگر دولت ایران و بازی انقلابیگری احمدی نژاد نیز در دنیای اسلام متوقف شده و اگر احمدی نژاد و دوستان نظامی اش دست از بازی برندارند، دولت هایی چون عربستان و پاکستان و مسلمانان اهل سنت، تبدیل به دشمنان اصلی دولت ایران و جنبش تندروهای شیعه می شوند. در داخل هم روزبه روز اوضاع نابسامان تر می شود، دولت انتخابات را باخته است و در حوزه اقتصادی هم ناموفق عمل کرده است. قطع برق، قطع گاز و گرانی کالاها حاصل دولت بی عرضه ای است که با وجود داشتن بیشترین درآمد در سال جاری، نه تنها طبق بودجه خودش عمل نکرده بلکه ذخیره ارزی کشور را هم تمام کرده است. احمدی نژاد هم سر در زیر برف زمستانی کرده و به بازی بازی دیدارهای شهرستانی خودش مشغول است و تلاش می کند تا با نمایش جمعیت استقبال کننده شهرستانهای کشور، بحران عدم اقبال عمومی اش را بپوشاند. با دولتی که نه در میان نیروهای سیاسی درون حکومتی طرفداری دارد، نه با اقبال مردم مواجه است، نه پشتیبانی منطقه و جهان اسلام را دارد و نه با سازمان ملل متحد کنار می آید، ایران در وضع خطرناکی قرار گرفته که حالا دیگر بسادگی آسیب پذیر است. حسین موسویان، عضو سابق هیات مذاکره ایران گفت: « بحران باید همین جا متوقف شود.» ظریف هم با ترکیبی از ظرافت، امید مبهم و نومیدی سرشار اعلام کرد: « هنوز خیلی دیر نشده است.» هفته پیش استاد چرچیل، معروف به هاشمی رفسنجانی در حالی که لب و لوچه اش را جمع می کرد، گفت: « این قطعنامه خطرناک است.» و یک روز بعد، خاتمی با نگرانی اعلام کرد: « هاشمی راست می گوید.» اما دکتر محمود پوپول که در شهرستانهای خوزستان جوگیر تشویق حضار شده است، در کمال خونسردی و بی تفاوتی گفت: «قطعنامه چیز مهمی نیست.» از طرف دیگر من نمی دانم به چه دلیل و براساس کدام علامتی که احتمالا علی لاریجانی در آسمان برای سولانا ول کرده است، خاویر سولانا دیروز برای گفتگو با آمریکا در مورد ایران عازم نیویورک شد.( توضیح: نیویورک را همین جوری از خودم درآوردم، چون حدس می زنم که سولانا در لاس وگاس با رایس ملاقات نمی کند.) شورای نوظهور ملی ایرانی آمریکایی که یک آقایی به اسم تریتا پارسی رئیس آن است اعلام کرد: « بوش بداند، بهای شکست در عراق بسیار بیشتر از بهای مذاکره با ایران است.» فعلا اوضاع شیرتوشیر است و حدس می زنم به قول مرحوم بروس لی « اژدها وارد می شود.»
چه کسی صدام را اعدام کرد؟
دارم به این نتیجه می رسم که احتمالا کسی که اعدام شده احتمالا یکی از بدل های صدام بوده که توسط یکی از بدل های طالبانی حکم اعدامش امضا شده و یکی از بدل های مالکی نخست وزیر عراق دستور اعدامش را صادر کرده است. بعد از اعدام هم یکی از بدل های بوش گفته است که در مورد اعدام صدام نظری ندارد، یکی از بدل های خالد مشعل هم اعلام کرده که حماس اعدام صدام را ترور سیاسی می داند. به دنبال اعدام صدام و واکنش هایی که پیرامون آن صورت گرفته بود، جلال طالبانی که در گفتگوی تلفنی با احمدی نژاد اعلام کرده بود که ما صدام را اعدام کردیم چون آمریکایی ها می خواستند او را فراری بدهند، گفت: « من در جریان اعدام صدام نبودم.» از طرف دیگر مالکی، نخست وزیر عراق هم دچار افسردگی بعد از اعدام شد و اعلام کرد که دوست ندارد نخست وزیر عراق باشد و از این مقام راضی نیست. سخنگوی ارتش آمریکا در عراق نیز اعلام کرد که ارتش آمریکا در اعدام صدام نقشی نداشته است. از طرف دیگر طرح فراری دادن صدام به اردن توسط آمریکائی ها فاش شد. ظاهرا آمریکایی ها می خواستند صدام را از خودشان بدزدند و به اردن بیاورند و به خودشان تحویل بدهند تا او را از دست خودشان نجات داده و در اختیار خودشان بگیرند.
حالا که رهبرت عراقی شده پول ما رو پس بده
سه روز پس از اینکه حماس اعلام کرد که « اعدام صدام یک ترور سیاسی بوده و حماس شدیدا با آن مخالف است.» و در پی اعلام این موضوع فلسطینی ها با خیابان رفته و در سوگ صدام تظاهرات کردند، یک وزیر حماس اعلام کرد که « ما با اعدام صدام مخالف نیستیم.» آگاهان گفتند به دنبال اعلام این موضع حماس، مردم فلسطین که تا نیم ساعت قبل در عزای صدام گریه می کردند، ناگهان عزاداری خود را قطع کرده و شروع به شادمانی و رقص کردند. اما چون از ایران به آنها اطلاع داده شد که رقص هم اشکال شرعی دارد، فقط دو دستی بشکن کلفتی زده و جشن گرفتند. دولت ایران نیز در همین رابطه به دولت های عراق و آمریکا و فلسطین اخطار کرد که از هر اظهار نظری در مورد صدام خودداری کنند، چون اعدام صدام مساله داخلی ایران است و هیچ ربطی به عراق یا کشورهای دیگر ندارد. همچنین احمدی نژاد که روز گذشته از خالد مشعل خواسته بود یا نظر موافقش را درباره اعدام صدام بگوید و یا پول ایران را پس بدهد، طی یک تماس تلفنی با حماس از پس گرفتن پول اعلام انصراف کرد. از طرف دیگر دولت عراق اعلام کرد که فیلمبرداری که صحنه اعدام صدام را فیلمبرداری کرده و آن را در سراسر جهان پخش کرده، دستگیر کرد. دولت عراق از مردم جهان خواست که فرض کنند که آن فیلم را ندیده اند. دولت عراق اعلام کرد که آماده است تا هفته آینده به شکلی متناسب با قوانین بین المللی صدام را دوباره اعدام کند.
طالبان یا طالبانی؟
احمدی نژاد اعلام کرد که در گفتگوی تلفنی با طالبانی، وی گفته است که چون ما می ترسیدیم که آمریکایی ها صدام را فراری دهند، او را بسرعت اعدام کردیم، یک روز بعد طالبانی اعلام کرد که من در جریان اعدام صدام نبودم. در پی این امر، آگاهان موارد زیر را در مورد احمدی نژاد اعلام کردند:
1) احمدی نژاد اصلا با طالبانی تلفنی حرف نزده بود، منتهی چون مدتی بود با هیچ خارجی حرف نزده بود برای دیگران خالی بست و این نقل قول را کرد.
2) احتمالا احمدی نژاد بدون مترجم با طالبانی تماس گرفته و متوجه گفته های او نشده و همین جوری یک چیزی توی هوا پرانده است.
3) طالبانی به احمدی نژاد یک جمله گفته و از او خواسته این جمله را به کسی نگوید، اما همانطور که احمدی نژاد جمله محرمانه کاسترو را الکی الکی نقل کرد و باعث سکته طرف شد، نقل قول محرمانه طالبانی هم لو رفت.
4) احتمالا کسی که احمدی نژاد با او حرف زده نماینده طالبان بوده، اما احمدی نژاد اشتباها فکر کرده طالبانی است.
آی ام اسلامیک، اوکی؟
نوزده نماینده مجلس در مورد حضور آقای مشائی در یک مجلس رقص به احمدی نژاد تذکر دادند. مشائی در پاسخ به این موضوع توضیحات مفصلی داد و گفت: من پس از رقص اعتراض کردم و گفتم نو اسلامیک. وی توضیح داد که در جوانی هم برخلاف بعضی ها متدین بوده است، اما چون زیادی متدین بوده به کلاس زبان نرفته و فقط نواسلامیک را یاد گرفته است. وی مشت محکمی به دهان دشمنان خود زد و گفت من مثل احمدی نژاد فکر می کنم و بهترین حمایت احمدی نژاد از من این است که من همچنان مشغول کارم هستم. وی به خبرنگاران خارجی گفت: آی ام سرونت آف پرزیدنت آف نیواسلامیک.
الهی قربونش برم من
عشق من دوباره ظهور کرد و حرف زد و ملتی را از افسردگی درآورد. آیت الله العظمی حسنی مرجع تقلید طنزنویسان ایرانی در یک مصاحبه شرکت کرد که چون گفته هایش بسیار دقیق و مهم است، بدون هیچ دخالتی( اعم از دست یا پا یا هیچ عضو دیگری) بخشی از آن را به اطلاع می رسانم.
حسنی گفت: « اصلاح طلبان می گفتند که می شود حتی علیه خدا تظاهرات کرد و امام زمان را استیضاح کرد.» وی در مورد اهمیت کشاورزی گفت: « باید کشاورزی را توسعه داد. من نمی فهمم در ادارات چه خبر است که همه می خواهند در آن ها استخدام شوند.» وی گفت: « به احمدی نژاد پیشنهاد دادم که به هر کشاورز مقداری از کویرها را بدهید، اما نمی دانم چرا به پیشنهادم جوابی نداد.» وی در مورد اهمیت تولید کشاورزی در کویرها گفت: « اگر کویرها را آباد کنیم ولی نتوانیم محصول تولید کنیم کویرهای آباد هم روی دستمان باد می کند.» حسنی در ادامه سخنان گهربارش گفت: « اگر دریاچه ارومیه کلا خشک شود مگر چه اتفاقی می افتد؟» وی به یک موضوع مهم فلسفی در تاریخ بشر اشاره کرد و درباره ضدانقلاب گفت: « باید نسل ها عوض شود و این ها از بین بروند و یا من.» آیت الله حسنی در کمال صداقت چیزهایی را که بقیه علما به آن اعتقاد دارند ولی روی شان نمی شود، آن را بگویند گفت: « آزادی در اسلام همیشه مورد نکوهش است... ما در اسلام آزادی نداریم...کسانی که امروز از آزادی حرف می زنند به نوعی ضدانقلاب هستند.» حسنی در مورد اینکه چرا طرفدار هاشمی است، اما معتقد است با وجود اینکه هاشمی بهتر از احمدی نژاد است، اما با این وجود این احمدی نژاد بهتر از هاشمی است، گفت: « من خیلی به این دولت اعتقاد دارم، البته من خودم به آقای هاشمی رای دادم و الآن هم فقط هاشمی را اصلح می دانم... احمدی نژاد هم کمتر از هاشمی نیست و به اعتقاد من مسایلی را که هاشمی نتوانست ریشه کن کند، احمدی نژاد ریشه کن کرد.» آگاهان در این راستا خیلی فکر کردند و دیدند اگر بیشتر فکر کنند مثل حجت الاسلام میشوند و احتمالا حکم امام جمعه ارومیه به نامشان صادر میشود، از ادامه کار صرفنظر کردند.
دارا و سارا و محمود و شمسی
آقا من نمی دانم چرا وقتی تصویر احمدی نژاد را در لباس های محلی می بینم یاد عروسک دارا و سارا می افتم. فکر کنید اگر احمدی نژاد کمی قدرت پیدا می کرد و طرفدارانی مثل شمسی پهلوون و غیره همچنان در شب یلدای احمدی نژاد، از صبح تا شب هندوانه زیر بغلش می دادند، احتمالا همین توهماتش ادامه پیدا می کرد و همه میدان های شهر پر می شد از مجسمه احمدی نژاد در لباس لری و کردی و عربی و بلوچی و غیره، کانون پرورش فکری هم دو تا عروسک درست می کرد به نام های « محمود» و « شمسی» یکی شبیه احمدی نژاد و یکی شبیه فاطی رجبی. در سه روز گذشته احمدی نژاد تمام بحران های روحی افسردگی پس از انتخاباتش را در سفر به کرمانشاه و خوزستان برطرف کرد. وی به تنهایی و بدون اینکه اتفاقی افتاده باشد، رسما اعلام کرد: « ایران امروز یک ایران هسته ای است.» آگاهان بعید نمی دانند که از فردا احمدی نژاد اعلام کند که ما الآن سه ماه است که داریم از نیروگاههای اتمی استفاده می کنیم. در همین راستا، دکتر پوپول در مواجهه با جمعیت سرمازده خوزستان که روی تابلوهایی که در دست داشتند نوشته بود: « نفت و گاز حق مسلم ماست» دو روز قبل اعلام کرد: « مشت های ملت به صورت هر زورگویی نواخته می شود.» وی یک روز بعد چون دیده بود که باید کمی تندتر برود، گفت: « کسانی که مقابل ایران بایستند با سیلی کوبنده مواجه می شوند.» آگاهان پیش بینی کردند که اگر اوضاع همینطور پیش برو احتمالا جملات زیر را در هفته های دیگر از احمدی نژاد در سخنرانی خواهیم شنید:
- ملت ایران شکم بوش را با چاقو جر می دهد و انگلیس را قیمه قورمه می کنیم.
- ما با کف گرگی توی دماغ بوش می زنیم.
- ای آمریکا، ای پفیوز پدرسگ، بیا تا خواهر و مادرت را( ادامه شعار در سفر بعدی...)
گاو های قبلی و بی سوادهای فعلی
این مجلس هفتم هم پدیده جالبی است، اول تصویب کردند که شرط نمایندگی داشتن فوق لیسانس است، بعد بررسی کردند و دیدند که بخشی از نمایندگانی که این طرح را تصویب کردند خودشان لیسانس ندارند، به همین دلیل شورای نگهبان طرح را تغییر داد و اعلام کرد که « از این به بعد نمایندگان باید فوق لیسانس یا حداقل لیسانس باشند.» جان مادرتان! آخر این هم شد قانون؟ اگر حداقل لیسانس است، چرا در قانون نوشته می شود، فوق لیسانس یا حداقل لیسانس؟ روزنامه کیهان هم نه گذاشت و نه برداشت و همانطور که به اعضای مجلس قبلی گفته بود « گاو» به نمایندگان این مجلس گفت« بی سواد»
در حالی که تمام جهان اسلام در حال انفجار است، در ایران مهم ترین موضوع روز داستان جذاب و دلپذیر حضور رحیم مشائی در یک مراسم رقص در ترکیه است. خبرگزاری فارس مدعی شد که رحیم مشائی به مدت 12 دقیقه در محل اجرای رقص بوده است، به همین دلیل رحیم مشائی که علیرغم چهره مظلوم و هیکل ریزه میزه اش به نظر می رسد که جزو گنده لات های مقیم مرکز است، پاشنه اش را ورکشید و گفت: « به موقعش خدمت خبرگزاری فارس می رسیم. به من تهمت زدند، پای تهمت هم باید بایستند.» وی از عماد افروغ و ابوطالب، نمایندگان مجلس شکایت کرد. عماد افروغ هم پاسخ داد که « رحیم مشائی توهم دارد.» و اضافه کرد: « تشنه دریافت شکایت آقای مشائی هستم.» و ادامه داد که« کوتاه نمی آیم، متقابلا شکایت می کنم.» از طرف دیگر غلومی، شوهر شمسی پهلوون، معروف به الهام، سخنگوی دولت گفت: « قضاوت در مورد سی دی مشائی با قوه قضائیه است.» اما مهم ترین اظهار نظر در این مورد توسط الهام صورت گرفت. وی به شکلی عجیب و باورنکردنی گفت: « آقای مشائی پس از متوجه شدن برنامه جلسه را ترک کرده است.» آگاهان در همین راستا، نوار صدایی را که در طول مدت رقص 12 دقیقه ای ضبط شده است، بدست آورده اند. این نوار گفتگویی است میان رحیم مشائی و یکی از دوستان که کنارش نشسته بود و با همدیگر رقص را نگاه می کردند. کارشناسان با گوش کردن این نوار فهمیدند که رحیم مشائی بینوا در تمام مدت رقص متوجه نشده بود که خانم مذکور در حال رقص است. بدینوسیله نوار مکالمه فوق الذکر که دقیقا پیاده شده است، منتشر می شود.
رحیم! یه بویی می آد، نکنه داره می رقصه؟
متن نوار گفتگو میان رحیم مشائی و محمد( یکی از دوستانش) در حال تماشای رقص
زمان و مکان واقعه: ترکیه، 15 ماه قبل
.... صدای کف زدن حضار می آید. بتدریج صدای موسیقی بالا می گیرد...
رحیم مشائی: ممد؟ یه صدایی می آد.
محمد: فکر کنم ترانه است.
رحیم: ترانه اش اسلامیه؟
محمد: فکر کنم، اگر اسلامی نبود می ریم بیرون.
رحیم: تو می گی این آقاهه چی کار می کنه؟
محمد: این که آقا نیست، خانومه، موهاش رو نمی بینی.
رحیم: پس چرا من چشمم خوب نمی بینه، فکر کردم آقاست. داره چی کار می کنه اون وسط؟
محمد: نمی دونم، فکر کنم داره می آد برامون قهوه ترک بیاره.
رحیم: فکر نکنم قهوه بیاره، چون توی دستهاش هیچی نیست.
محمد: شاید اومده برامون یک پیامی چیزی بیاره.
رحیم: نه، فکر نکنم، نگاش کن، چرا دست هاش رو بالا برده؟
محمد: ممکنه ژیمناستیک باشه، من شنیدم زنها هم ژیمناستیک می کنن.
رحیم: ولی فکر نکنم ژیمناستیک باشه، چون لباس ژیمناستیک نازکه.
محمد: من می گم نکنه اسکی روی یخ باشه.
رحیم: اسکی روی یخ نیست، وگرنه سردمون می شد.
محمد: من می گم ممکنه پرتاب دیسک باشه، چون دست هاش رو داره می چرخونه.
رحیم: آخه ممد، این چه حرفی یه می زنی! اگه پرتاب دیسک بود یه بشقاب دستش بود.
محمد: چرا اینقدر لباس تحریک کننده پوشیده؟ این که اسلامی نیست.
رحیم: ممد! نگاش کن، داره پاهاش رو می بره بالا، این چیه؟ نکنه...
محمد: من می گم شاید داره رژه می ره...
رحیم: رژه که این جوری نیست، ببین داره خودش رو چه جوری تکون می ده.
محمد: رحیم! دیگه نگاهش نکن، مسوولیت داره، شاید تئاتر باشه، اگه تئاتر باشه خیلی ناجور می شه.
رحیم: نه، تئاتر نیست، چون اگر تئاتر بود لااقل زنیکه دو کلمه حرف می زد.
محمد: ببین داره همه جاش رو تکون می ده، نکنه داره قر می ده.
رحیم: نه، قر نمی ده، من خودم قر دیدم، این جوری نیست.
محمد: رحیم! بیا بریم بیرون، سه می شه، بیرون مون می کنن.
رحیم: نه ممد، زشته، اینجا کنفرانس اسلامیه، کسی جرات نمی کنه چیزی بگه.
محمد: ولی من فکر کنم این زنه داره موسیقی می زنه....
رحیم: موسیقی می زنه؟ با چی؟ نه ممد، موسیقی اینجوری نیست.
محمد: حاجی! تو هم واردی ها، اگه موسیقی نیست، پس چرا من یه جوری شدم؟
رحیم: ممد! ببین خانومه داره دامن شو می زنه با پاش بالا، نکنه؟
محمد: نکنه چی حاجی؟ جون من بگو چی شده؟
رحیم: می گم شاید این زنه، بار یا کاباره باشه، تو چی می گی؟
محمد: نه بابا، کاباره که چراغاش خاموشه، تازه، توی نمایشگاه که کاباره نمی آرن.
رحیم: ممد! تو می گی واسه چی این زنه ده دقیقه است که داره همینجوری تکون می خوره؟
محمد: حاجی! یه چیزی بگم ناراحت نمی شی؟
رحیم: نه، بگو...
محمد: جون حاجی قسم بخور...
رحیم: به ولای علی ناراحت نمی شم.
محمد: من می گم ممکنه رقص باشه، چون همه جاش تکون می خوره.
رحیم: راست می گی. بزن بریم.
و بدین سان بود که آنان پس از 12 دقیقه فهمیدند که دارند به رقص نگاه می کنند. و بلافاصله پس از پایان رقص کف زدند و بعد از اینکه همه از سالن بیرون آمدند، بلافاصله از سالن خارج شدند.
جنگ جنگ تا پیروزی
همه دارند به جان هم می افتند، یکی این وسط حواسش باشد. از یک طرف فلسطینی ها در سوگ صدام به خیابان آمدند و در حالی که عکس صدام و عرفات را در دست داشتند، به دادن شعار علیه دولت عراق و آمریکا پرداختند. احمدی نژاد هم قرار است به خالد مشعل زنگ بزند و به او بگوید اگر یک بار دیگر به نفع صدام شعار دادید، باید پول ما را پس بدهید. از طرف دیگر لشگر جهنگوی پاکستان اعلام کرد که قصد حمله به رهبران و علمای شیعه و اماکن مقدس شیعیان را در پاکستان دارد. طالبان هم وعده داد که امسال حملات انتحاری و چریکی اش را به نیروهای خارجی افزایش می دهد. وسط این بازار شلوغ قذافی دیوانه هم از دهانش در رفت و گفت که یهودی ها و مسیحیان هم حق دارند به مکه بروند و طواف کنند. شورای عالی امور اسلامی مصر هم به حول و قوه الهی قذافی را تا اطلاع ثانوی تکفیر کرد. فعلا دارند دعوای شیعه و سنی و عرب و فارس را زنده می کنند، احمدی نژاد و حوزه علمیه قم هم شوخی شوخی دارند بنزین می ریزند روی آتش. فعلا روزی پنجاه مسلمان در جنگ با استکبار جهانی توسط همدیگر به قتل می رسند.
محمود به خوزستان می رود
باز هم محمود فتنه رفت شهرستان و نبرد با استکبار را ادامه داد. دیروز احمدی نژاد به خوزستان رفت و تا این لحظه هنوز منفجر نشده است. محمود فتنه بعد از دیدن مردم خوزستان گفت: «کشورهای غربی رو به نابودی هستند.» وی در همان حال که دولتش مشغول عقب نشینی در مورد خروج از ان پی تی است، در کمال صداقت اعلام کرد: « ما سر سوزنی از حقوق هسته ای خود عقب نمی نشینیم.» آگاهان گفتند: چشم، حتما بهش می گیم. وی که هنوز از صدام درس عبرت نگرفته است، گفت: « سرنوشت صدام برای جنایتکاران درس عبرت است.» وی در میان مردم شهرستان « فاطمه قلمبه» (سوسنگرد سابق)، حضور یافت و یکی دیگر از شیرینکاری های خودش را ارائه داد و چند جمله به زبان عربی برای مردم عرب زبان این شهر گفت. تا اینجا معلوم شده که احمدی نژاد تقریبا به همه زبانهای موجود در ایران، غیر از فارسی تسلط دارد و از هر کدام حداقل یک جمله بلد است.
دکتر گاف بازهم ارائه داد
آقا! یکی به این یارو بگوید که وظایفش چیست و چه کارهایی را حق ندارد بکند. دکتر گاف هر روز در حال ارائه یک گاف خفن است. دیروز احمدی نژاد حکم سرپرستی الهام را برای وزارت دادگستری و با حفظ سمت صادر کرد و اعلام کرد که بزودی وزیر دادگستری را معرفی می کند. اسماعیلی، عضو حقوقدان شورای نگهبان هم سه چهار ساعت بعد از اعلام این گاف رئیس جمهور اعلام کرد که « وزیر دادگستری را رئیس قوه قضائیه پیشنهاد کرده و رئیس جمهور از آن پیشنهادات یکی را انتخاب می کند.» اگر کار همینجوری پیش برود، از هفته آینده سفیر فرانسه و انگلیس در ایران را هم احمدی نژاد به وزارت خارجه معرفی می کند.
بادامچیان احتمالا زنده است
من فکر می کنم این اسدالله بادامچیان دچار احساس جاودانگی شده و همیشه احساس می کند بقیه در حال نابودی هستند و خودش تنها موجودی است که زنده است. یک مدتی گیر داده بود به مرحوم بازرگان و دائما می گفت: ملی گرایی مرده است. بعد از مدتی گیر داد به هاشمی رفسنجانی و رسما اعلام کرد که کارگزاران مرده اند. بعد از خاتمی هم گیر داد به اصلاح طلبان و روزی هفتاد و شش بار می گفت اصلاح طلبان مرده اند. دیروز هم یک جسد جدید کشف کرد و گفت: « رایحه خوش خدمت کارش پایان یافته و اگر هم بماند، تاثیری بر روی مسائل سیاسی نخواهد داشت.» آگاهان توضیح دادند که در حال حاضر تنها موجود زنده سیاسی در ایران جمعیت های موتلفه هستند که سن متوسط شان یک سال و نیم از خدا کمتر است. از طرفی مصطفی تاج زاده، مشت محکمی به دهان بادامچیان زده و گفت: « آن آقایی که چندبار مصاحبه کرد و گفت اصلاح طلبان مرده اند، تقدیر چنین بود که این آقا از تنها نامزد اصلاح طلبان شکست بخورد.»
یک گام تا ابرقدرت شدن باقی است
در راستای اینکه سردار رحیم صفوی هفته گذشته اعلام کرد که ایران بزودی ابرقدرت منطقه می شود، آگاهان گزارش کردند که از دیروز ایران یک گام به سوی ابرقدرت شدن برداشت و در همین راستا جریان گاز در 11 استان کشور قطع شد. لازم به یادآوری است که ایران مهم ترین منبع گاز جهان را در اختیار دارد.
سال 2007 میلادی آغاز شد و طبیعتا ما این سال جدید را به کلیه مسیحیان جهان، همه کسانی که تقویم شان را به سال میلادی است، به همه ایرانیانی که در فرنگ زندگی می کنند و عمونوروزشان تبدیل به بابانوئل شده است، تبریک می گوئیم. اگرچه سالی که نکوست از بهارش پیداست، ولی چون سال مسیحیان با بهار آغاز نمی شود، احتمالا اعدام صدام در پایان سال قبل و آغاز سال جدید، نمی تواند نشانگر همه سال آینده باشد، شاید هم باشد، مهم این است که ما نمی توانیم چنین پیش بینی هایی انجام دهیم.
درباره اعدام صدام
در دل هر تراژدی معمولا تعدادی کمدی وجود دارد که حال آدم را می گیرد و باعث می شود آدم در حالی که خنده اش گرفته، اشکش هم سرازیر شود. تراژدی اعدام صدام هم یکی از آنها بود. نکات عبرت آموز اعدام صدام و وقایع پس از آن به این شرح جهت ثبت در تاریخ و عبرت حضار ارائه می شود:
اول: در این مدتی که صدام دست آمریکایی های وحشی قاتل جنایتکار بود، آنها با صدام مثل آدم رفتار کردند، نه شکنجه اش دادند، نه جلوی حرف زدنش را گرفتند. بعد از صدور حکم صدام به مدت نیم ساعت به هموطنانش تحویل داده شد. عراقی ها هم صدام را به وحشیانه ترین شکلی که می شد تصور کرد، اعدام کردند. موقع اعدام با او جروبحث کردند، به کسی که قرار بود کشته شود توهین کردند، قبل از اینکه شهادتین اش را جاری کند اعدامش کردند و... واقعا چرا ماها اینقدر وحشی هستیم؟ ممکن است گفته شود که صدام هم به همین شکل وحشی بود. می پذیرم، کسانی که صدام را اعدام کردند مثل خودش بودند.
دوم: چرا صدام محاکمه نشد؟ چون احتمالا اگر عراقی ها می خواستند او را محاکمه و بازجویی کنند زیر شکنجه قیمه قورمه شده بود و آمریکایی ها هم همین هستند که می بینید. طبیعتا کلی اطلاعات نابود شد، چون کینه و درنده خویی با عدالت کنار نمی آید. با عقل هم همینطور.
سوم: کسانی که صدام را اعدام می کردند شعار می دادند: « زنده باد مقتدی، صدر زنده است،» و به شیوه شیعیان صلوات می فرستادند. شجاعت هم چیز خوبی است، تحسین برانگیز است، سی نفر آدم گردن کلفت یک نفر را که باید اعدام شود می برند در یک جای وحشتناک و به او که دست و پایش بسته است فحش می دهند و علیه او شعار می دهند. واقعا آدم از چنین شجاعتی احساس غرور می کند.
چهارم: دختر صدام حسین پدرش را شهید خواند. دختر صدام حسین غلط کرد. به قبر پدرش خندید. این مردک مرحوم این همه جنایت کرده بود، دخترش هم فعلا مشغول الواطی در بلاد اسلام است، به قبر پدرش خندید که او را شهید خواند.
پنجم: گروهی از ایرانیان هموطن که خواستار اعدام کسانی هستند که تا یک هفته قبل با هم در یک تشکیلات کار می کردند، در رثای صدام حسین کلی مقاله نوشتند. البته من هم وظیفه شناسی آنها را تحسین می کنم، من هم اگر بیست سال از صدام حسین پول گرفته بودم، لااقل یک مقاله پس از مرگش می نوشتم.
ششم: تاجیکستان از اعدام صدام اظهار نگرانی کرد. حماس این اعدام را ترور سیاسی نامید. قذافی عزای عمومی اعلام کرد. ایران می خواست سه روز جشن بگیرد. چاوز، آخرین کسی که قبل از سقوط صدام از عراق دیدن کرد، هنوز حرفی نزده است. نکته جالب اینکه دوستان ایران، مانند حماس و قذافی مواضع کاملا متضادی با ایران داشتند. من مطمئنم اگر جنگ ایران و عراق هنوز برقرار بود حماس و قذافی و چاوز کنار عراق علیه ایران می جنگیدند. البته وزارت خارجه عراق، اقدام لیبی را برای سه روز عزای عمومی برای صدام محکوم کرد و آن را دخالت در مسائل داخلی عراق دانستند. اما وزارت خارجه عراق مواضع حماس را که بسیار تندتر از قذافی بود محکوم نکرد.
هفتم: عراقی های طرفدار صدام، می گویند که آمریکایی ها و ایرانی ها صدام را کشتند. اما جلال طالبانی در گفتگوی تلفنی با احمدی نژاد گفت: « نگرانی این بود که برخی با همکاری آمریکایی ها صدام را از مجازات فراری بدهند و علیه ملت عراق توطئه کنند.» آدم نمی فهمد که آمریکایی ها علیه صدام جنگیدند و باعث روی کارآمدن طالبانی شدند، یا صدام و آمریکایی ها می خواستند علیه دولت طالبانی و نوری المالکی کودتا کنند و دولت عراق کودتا را کشف کرد و صدام را اعدام کرد.
هشتم: بعضی اوقات فکر می کنم آدمی که ذهنش فاشیست است، با فاشیست های دیگر احساس همدردی می کند، حتی اگر فاشیست دیگر قاتلش باشد. وب سایت اینرنتی بازتاب که انگار صدام حسین شوهر ننه محسن رضایی بوده، نوشت: « دهها هزار تن از مردم حویجه در غرب کرکوک اعدام صدام را محکوم کردند.... براساس این گزارش 250 عراقی در حالی که تصاویر صدام را در اختیار داشتند، با تظاهرات در این شهر، اقدام دولت عراق را مبنی بر اعدام صدام در روز قربان محکوم کردند.» معلوم نیست اگر در شهر حویجه عراق 250 نفر به نفع صدام تظاهرات کردند، از کجا معلوم است که دهها هزار نفر اعدام او را محکوم کردند. و آیا اصلا جمعیت شهر حویجه عراق ده هزار نفر هست که دهها هزارنفر در آن شهر اعدام صدام را محکوم کردند؟
نهم: دری نجف آبادی، دادستان کل کشور گفت: « سرنوشت صدام نشان داد جباران رسوا می شوند.» آگاهان توضیح دادند... که این جباران آدمهای عجیبی هستند، چون تا یک روز قبل از سقوط و دستگیری و اعدام شان هم فکر می کنند بقیه جباران هستند و خودشان قهرمانان آزادی هستند.
دهم: در این میان فقط یک نفر منطقی و نسبتا عاقلانه رفتار کرد. حافظ اسد « به مناسبت عیدقربان فرمان عفو عمومی صادر کرد.» آگاهان اعلام کردند که این عفو عمومی شامل کسانی که جرایم اخلاقی و یا سیاسی و یا نظامی و یا اداری دارند و یا به نحوی در گذشته و حال و آینده جرمی مرتکب شده اند، نمی شود، بلکه شامل سایر مجرمین می شود.
باز هم خاتمی یک حرف درست و حسابی زد و آبروداری کرد. خاتمی گفت: « نه تنها از کشته شدن صدام، بلکه از مرگ هیچ فردی حتی افراد جنایتکار خوشحال نخواهم شد.»
اگر دست به چیز بزنی غوغا خواهم کرد
آقاجان! بگذارید مودبانه حرف بزنم. دوستان! عزیزان! به قول ما ایرانیان مودب انسان که بدون پوشیدن لباس زیر و در حالتی که بخش زیرین وجودش دچار برهنگی است، آتش بازی نمی نماید؟ می نماید؟ خب، معلوم است که نمی نماید؟ تهدید بیخودی هم عامل آبروریزی می شود.
ایران: اگر آژانس انرژی اتمی ما را محکوم کند، از ان پی تی خارج می شویم.
آژانس انرژی اتمی با اکثریت اعضا ایران را محکوم کرد.
ایران: اگر ما را به شورای امنیت ببرند، از ان پی تی خارج می شویم.
پرونده ایران به شورای امنیت فرستاده شد.
ایران: اگر شورای امنیت ما را محکوم کند، از ان پی تی خارج می شویم.
شورای امنیت ایران را محکوم کرد.
ایران: اگر قطعنامه تحریم را تصویب کنند، ما از ان پی تی خارج می شویم.
قطعنامه تحریم ایران توسط شورای امنیت تصویب شد.
ایران: ما قصد نداریم از ان پی تی خارج شویم.
نتیجه گیری اخلاقی: آدمی که زیادی سخنرانی می کند و فریاد می زند گاز هم می گیرد، اما از ان پی تی بیرون نمی رود.
اول اونی که زائیدی بزرگ کن، بعدش برو کشاورزی
یک سال بعد از اینکه رهبری طی یک نامه مستقل و بسیار مهم اعلام کرد که دولت احمدی نژاد می تواند صنایع دولتی را به بخش خصوصی واگذار کند و در همین راستا دولت بارها اعلام کرد که قاطعانه چنین کاری می کند و بعد از یک سال فقط 6 درصد از صنایع دولتی به بخش خصوصی واگذار شد. دیروز احمدی نژاد گفت: « دولت آماده واگذاری کلیه امور کشاورزی به کشاورزان است.» آگاهان از احمدی نژاد خواستند همان را که قبلا زائیده بزرگ کند، لازم نیست که دو تا بچه دیگر پس بیندازد.
خوشگلا باید برقصن، خوشگلا باید برقصن
در پی کشف یک فیلم از رقص یک بانوی محترم در ترکیه در حضور آقای رحیم مشائی معاون رئیس جمهور، مملکت اسلام به هم ریخته و کلیه مسلمین در حالی که می جهنمیدند، برای جلوگیری از حضور هرگونه رقاص در محضر هرگونه وزیر دست به اقدامات انقلابی زدند. نکته مهم اینکه این فیلم مربوط به یک سال پیش بود و در این یک سال چون فیلم مذکور کشف نشده بود، اسلام به خطر نیفتاده بود، اما به محض کشف فیلم مربوطه اسلام شدیدا به خطر افتاد. یک منبع دولتی اعلام کرد که: « فیلم مونتاژ شده است و انتشار آن پس از 15 ماه از یک فتنه حکایت می کند.» اما سعید ابوطالب، نماینده مجلس که سابقه فیلمسازی دارد، با غیرت تمام « هرگونه شبهه مونتاژ در این فیلم را رد کرد.» عماد افروغ نیز توپ را بعد از 15 ماه پرت کرد توی زمین احمدی نژاد و گفت: « منتظر واکنش رئیس جمهور درباره مشائی هستیم.» البته به نظر می رسد که مشائی آدم باحالی است و نسبت به سایر وزرای مملکت قابل تحمل تر است. چون ایشان یک سال قبل در مصاحبه با یک خبرنگار ترک گفته بود: « استفاده از روسری در ایران اجباری نیست... ایرانیان در ترکیه می توانند هم مشروبات الکلی استفاده کنند، هم بی حجاب باشند و هم با مایو بگردند.» آگاهان از آقای مشائی بخاطر این مواضع منطقی شان تشکر کرده و اعلام کردند که اتفاقا ایرانیان هم به همین دلیل همین کارها را می کنند. اما عماد افروغ گفت: « حضور معاون احمدی نژاد در مراسم رقص زنان در ترکیه وهن جمهوری اسلامی است.» آگاهان توضیح دادند که تقلب در انتخابات و توقیف مطبوعات و کتک زدن خانم ها در خیابان اصلا وهن جمهوری اسلامی نیست و جمهوری مذکور فقط با رقص وهن می شود. در همین راستا سجادپور، معاون مشائی واقعیت بسیار مهمی را که هیچ کس تا به حال به آن پی نبرده بود، اعلام کرده و گفت: « ما که نمی توانستیم بخاطر رقص نمایشگاه را ترک کنیم.» رحیم مشائی هم در حالی که سرش را پائین انداخته و همان دو دقیقه تماشای رقص بعد از 15 ماه کوفتش شده بود، گفت: « اجرای رقص در میان برنامه ناگهانی بود.... و پس از آن مجلس را ترک کردم.» آگاهان به ایشان توضیح دادند که هیچ لزومی نداشت که بعد از رقص از مراسم خارج شوند، چون دیگر مشکلی نبود، می توانستند همانجا باشند و عکس بدون رقص هم بگیرند.
نمی دونه کجا بریزه، همین جا، همین جا
داستان فیلم مربوط به مراسم رقص در حضور مشائی، مدیر میراث فرهنگی و معاون رئیس جمهور ماجرایی پیدا کرده است. مملکت عجیبی داریم. در حالی که کلی از امت شهیدپرور پیشنهاد می کردند که بخاطر مرگ صدام سه روز جشن اعلام کنیم، مجلس و برخی از منتقدان دولت درخواست برکناری معاون رئیس جمهور را کردند. چون رحیم مشائی در یک نمایشگاه در ترکیه در مخلی نشسته بود که یک خانم خوشگل داشت می رقصید. من فکر می کنم این اقدام یکی از متمدنانه ترین اقدامات رحیم مشائی و دولت احمدی نژاد بود. فکرش را بکنید، اگر مشائی در هنگام رقص این خانم محترم و هنرمند از جایش بلند می شد و مثل حزب اللهی ها به او حمله می کرد و فریاد می زد « ای زن به تو از فاطمه اینگونه پیام است، ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است.» و از آن نمایشگاه بیرون می آمد، چه آبروریزی می شد. من که طرفدار این آدم و این اقدامش بوده و همچنین خواستار اجرای یک مراسم رقص بندری بانوان در جلسه هیات دولت هستم. فکر می کنم اگر هر هفته یک بار یک گروه از بانوان رقاصه عزیز هر هفته جلوی اعضای هیات دولت رقص بندری یا رقص شکم عربی بکنند، هیات دولت کلی رفتارش درست می شود و احتمالا بسیاری از نقطه ضعف هایش اصلاح می شود.
ما داریم ابرقدرت می شویم، هورا
در پی اعلام فرماندهی سپاه پاسداران در هفته گذشته مبنی بر اینکه ایران بزودی به ابرقدرت منطقه تبدیل می شود، برخی اخبار و نشانه های تبدیل ایران به ابرقدرت منطقه در روزهای گذشته مشاهده شد. در مرحله اول گاز هفتاد درصد از مشترکان خرم آباد قطع شد. در مرحله دوم در یک تصادف زنجیره ای صد اتومبیل در منطقه کوچصفهان در حوالی رشت به همدیگر خوردند و اتومبیل ها از بین رفتند. در مرحله سوم در ماه آذر سال جاری، پنج بار قطار راه آهن( یک قطار مسافربری و چهار قطار باربری) از ریل خودش خارج شد. در مرحله چهارم کریمی راد، وزیر دادگستری ابرفدرت ایران در جاده تصادف کرد و چون ایران در حال ابرقدرت شدن است، آمبولانس دیر رسید و وزیر دادگستری در این تصادف کشته شد.
شیب جاده سقوط دولت به انتهای دره ناکامی های قابل پیش بینی از این به بعد افزایش پیدا می کند. دکتر اینقدی نژاد، فعلا به سختی گرفتار مسائل زمستانی دولت است. یک طرف ماجرا داستان بودجه و مسائل اقتصادی است و از طرف دیگر مجلس و محافظه کاران هم تا پنج شش ماه دیگر باید خودشان را برای دموکراسی انتخاباتی مجلس هشتم آماده کنند. و در این آمادگی هرکسی خرجش را از دولت سوا کند، در افکار عمومی تا حدی جلوی سقوط خودش را گرفته. آبرومندانه ترین شکل خروج از بن بست احمدی نژاد این است که مجلس وزرای بی لیاقت را استیضاح کند و بعد خودش را برای دادن طرح عدم کفایت سیاسی آماده کند. چند روزی است که دوستان سابق احمدی نژاد در حال انتقاد جدی از او هستند. علاء بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی گفت: « دولت باید به جای حل مشکلات جهان به حل معضلات و مسائل مردم داخل کشور فکر کند.» تعدادی از نمایندگان مجلس هم از برپایی کنفرانس هولوکاست انتقاد کردند. استاندارکهکیلویه هم از اینکه احمدی نژاد در جریان سفرش به این استان قول هایی به مردم داده و به آنها عمل نکرده از وی انتقاد کرد.
شکست خوردگان جهان، متفرق شوید
همچنان کرکری خواندن های بعد از انتخابات بازار داغی دارد. در آخرین بیانیه جبهه مشارکت اعلام شده است که « مسیر سخت و دشوار دموکراسی تنها با معجزه حضور مردم هموار خواهد شد.» در این بیانیه اعلام شده که براساس نتایج انتخابات، از 1854 کرسی شورای شهر در 324 شهر از 28 استان مورد ارزیابی، 39.9 درصد اصلاح طلب، 29.7 درصد نیروهای مستقل، 27 درصد اصولگرا و 3 درصد فهرست رایحه خوش خدمت بوده اند. البته دست شان درد نکند، اما به قول آن داماد لر حالا اینقدر تیرهوائی درنکنید که داماد اشتباه کند و کار دست عروس بدهد.
جیک جیک هسته ای و زمستان بی بودجه
واقعا برای موجودی که تمام بهار و تابستان جیک جیک مستانش بود، حالا فصل زمستان سختی است. بعد از یک سال جیک جیک و سخنرانی و سفرهای داخلی و خارجی و استقبال و بدرقه، دولت رسما اعلام کرد که از اول دی ماه بودجه ندارد و تمام بودجه سالانه اش را خرج کرده است. کارشناسان اعلام کردند که دولت 72 هزار میلیارد کسری بودجه دارد و بودجه سال گذشته احمدی نژاد که تحت عنوان « اولین بودجه عملیاتی کشور» اعلام شده بود، شکست خورد. رئیس جمهور اعلام کرد از دی ماه درآمدهای بودجه ای دولت تمام می شود. آگاهان توضیح دادند که سال گذشته دولت بیشترین درآمد ارزی تاریخ کشور را در اختیار داشت و علاوه بر این درآمد از تمام ذخیره ارزی نیز استفاده کرده و فعلا قرار است اسکناس جدید یک میلیون تومانی با عکس احمدی نژاد چاپ شده و هرکدامش در بازار آزاد هزارتومان فروخته شود. اما نکته عبرت آموز خرتوخر عظمایی است که در دفتر رئیس جمهور نه تنها به چشم می خورد، بلکه چشم را هم کور می کند. علی اکبر محرابیان، نماینده ویژه رئیس جمهور« اعتبار متروی تهران را به اشتباه در اختیار سازمان شهرداری ها و دهیاری های کشور قرار داده است.» آگاهان احتمال می دهند که چون نماینده ویژه احمدی نژاد از مترو خوشش نمی آید، ولی مادربزرگش در روستا زندگی می کند و برادرش مسوول بسیج شهرداری است، خوشش نیامده که اعتبار بودجه را به مترو بدهد. یکی دیگر از آگاهان همچنین از راز تبدیل دلار به یورو خبر داد و گفت که چون برادر احمدی نژاد در یکی از سفرهای خارجی پانصد و چهل یورو از پولش را نگه داشته بود، برای افزایش نرخ یورو از احمدی نژاد خواست که نرخ دلار را به یورو تغییر دهد. اما از همه این موارد مهم تر، اظهارات یکی دیگر از نوابغ کابینه دکتر اینقدی نژاد در مورد کشاورزی ایران است. وزیر کشاورزی، در جمع خبرنگاران اعلام کرد: « ایران توان تامین غذای 300 میلیون نفر را دارد.» وی توضیح داد که با این وجود دولت ایران نمی تواند گندم را برای 70 میلیون نفر تولید کند، و فقط می تواند مواد غذایی را برای 300 میلیون نفر تولید کند. وی همچنین گفت: دولت نمی تواند قیمت هشتصد تومان برای سیب زمینی و 110 تومان برای تخم مرغ و قیمت نان را برای 70 میلیون نفر کنترل کند، اما همین کار را برای 300 میلیون نفر می تواند بکند. وزیر کشاورزی اعلام کرد که اصلا حال و حوصله کارکردن برای کشوری که 70 میلیون جمعیت دارد را ندارد و تا زمانی که جمعیت ایران به 300 میلیون نفر نرسیده، ایشان از تامین غذای مردم خودداری می کند. و اما بشنوید از آخرین معجزه دولت احمدی نژاد، که درست در همان زمانی که کسری بودجه اش اعلام شده و خرج ماه آینده را هم ندارد، « وزیر دارائی عراق در سفر به ایران یک یادداشت تفاهم برای دریافت یک وام یک میلیارد دلاری از ایران را به امضا رساند.» دولت ایران اعلام کرد که اگر بیست نفر دیگر از ماموران ایرانی دستگیر شده و دویست نفر از شیعیان عراق منفجر شوند و دوبار دیگر هم به سفارت ایران در بغداد حمله شود، میزان این وام را می تواند تا دو میلیارد دلار افزایش دهد.
یک توضیح کوچک: تمام پولی که تا امروز در این سه سال صرف بازسازی بم شده است، 80 درصد کمکی است که قرار است ایران به عراق بکند.
منوچ، کبوتر نامه بر
در پی تاثیر وسیع نامه های قبلی احمدی نژاد به بوش و مرکل که باعث شد کاخ های ستم را به لرزه آورده و اعتراض جهانی را علیه عمه مرکل و بوش برانگیزد، منوچهر متکی( معروف به کبوتر نامه بر) نامه احمدی نژاد را به پاپ بندیکت شانزدهم تحویل داد. پاپ پس از دریافت نامه مذکور گفت:
- سلام مرا به آقای احمدی نژاد، رهبر شیعیان جهان برسانید.
متکی گفت: عالیجناب! ایشان رهبر شیعیان جهان نیستند.
پاپ گفت: پس سلام مرا به آقای احمدی نژاد رهبر شیعیان ایران برسانید.
متکی گفت: عالیجناب! ایشان رهبر شیعیان ایران هم نیستند.
پاپ گفت: پس سلام مرا به آقای احمدی نژاد رهبر ایران برسانید.
متکی گفت: عالیجناب! ایشان رهبر ایران نیستند، رئیس جمهور ایران هستند.
پاپ فکری کرد و گفت: آهان! اون یارو! ببینم توی ایران هیچ آدمی بزرگتر از این نداشتین که برام نامه بنویسه؟
تغییر ساعت بانک حق مسلم ماست
به نظر می رسد مجلس دچار دوگانگی در برخورد با احمدی نژاد است، از یک طرف گروهی از نمایندگان مشکل جدی دارند، از طرف دیگر هنوز در مجلس فراکسیون مخالفان اصولگرای دولت از اکثریت جدا نشده است. من فکر می کنم به تدریج یک فراکسیون به رهبری کسانی مانند عماد افروغ یا خوش چهره در مجلس شکل خواهد گرفت. مجلس دیروز ساعت کار بانکها را برخلاف نظر دولت تغییر داد. دولت هم اعلام کرد« تغییر ساعت بانک حق مسلم ماست.» بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر( آدم فروشان مقیم مرکز) اعلام کردند که قصد دارند کفن بپوشند و زنجیره انسانی دور بانک ها تشکیل دهند تا با این کار مشت محکمی به دهان استکبار جهانی بزنند. از سوی دیگر انصار حزب الله تهران اعلام کرد آماده است تا برای جلوگیری از تغییر ساعت بانکها عملیات استشهادی انجام دهد. ائتلاف رایحه خوش خدمت نیز اعلام کرد تغییر ساعت بانکها توطئه مفسدین اقتصادی است که با این کار می خواهند جلوی خدمات دولت را به پابرهنگان جهان بگیرند. آگاهان پیش بینی می کنند که موضوع تغییر ساعت بانک تا چند روز دیگر مهم ترین موضوع جهان اسلام شود.
از سوی دیگر مجلس بعد از سالهای متمادی بالاخره طرح تجدید نظر در همکاری با آژانس بین المللی اتمی را تصویب کرد و دولت را ملزم به تجدید نظر در همکاری با آژانس کرد. محمد رضا باهنر، نایب رئیس اول مجلس دیروز گفت: « حرکات شتابزده و سیاستهای تند را در واکنش به قطعنامه شورای امنیت توصیه نمی کنم.» از طرف دیگر شورای نگهبان مصوبه مجلس را در مورد شرط فوق لیسانس برای نمایندگی رد کرد.
شمس الواعظین مجددا وارد می شود
بعضی اوقات فکر می کنم شوخی است و ما داریم خواب می بینیم که موجودی به اسم احمدی نژاد رئیس جمهور مملکت است. و جالب است که بیشتر زمانی که بیدار هستم و خبراقدامات دولت را می شنوم و می خوانم احساس می کنم خواب هستم، نه زمانی که می خوابم. وقتی می خوابم هنوز هم فکر می کنم که خاتمی رئیس جمهور است. شمس الواعظین که مدتی است بیشتر از قبل حرف می زند، و یخ پس از انتخابات تیر 84 اش آب شده، گفت: « دولت احمدی نژاد ناکارآمدترین دولتی است که با عوام زدگی می خواهد مشکلات خود را حل کند.» وی توضیح واضحات داد که: « بسیاری از مشکلات دولت ناشی از بی اطلاعی است.» آگاهان گفتند: بله، همین طور است، شما سعی کنید بیشتر چیز بنویسید.
بداخلاقی، غیر اخلاقی و زبان کلانتری
اخلاق هم موضوع مهمی است و ما از آن استفاده های زیادی می کنیم، مثلا وقتی می گوئیم « بداخلاقی های انتخاباتی» منظورمان تقلب در انتخابات است و وقتی می گوئیم فیلم « غیراخلاقی» منظورمان فیلم پورنو است. براساس اعلام نیروی انتظامی 90 هزار سی دی غیراخلاقی در تهران کشف شده است. اگر فرض کنیم چهار برابر همین مقدار سی دی کشف نشده در تهران در همین زمان پخش شده باشد، که بعید نیست، من حدس می زنم میزان توزیع و تولید و پخش سی دی های غیراخلاقی( مستهجن سابق و پورنوگرافی اسبق) از فرانسه و ایتالیا و آلمان هم بیشتر باشد. لذا در کمال امتنان این پیروزی بزرگ دولت احمدی نژاد را در کنار افزایش 18 درصدی تولید و توزیع فاحشه در کشور تبریک گفته و آرزو می کنیم که پیشرفت های هسته ای اخیر همچنان ادامه یابد. در ادامه همین پیشرفت های هسته ای نیروی انتظامی مشهد گروه خفاش های پیکان سوار که در مشهد اقدام به سرقت بانوان و اعمال غیراخلاقی با آنان می کردند دستگیر شدند. همچنین یک هفته قبل نیز یک پیرمرد هسته ای 65 ساله که با 37 زن و دختر دبیرستانی کارهای غیراخلاقی کرده و از آنان فیلمهای غیراخلاقی می گرفت، دستگیر شده و فیلم های وی برای تماشا توسط مسوولان ذیربط در اختیار آنان قرار گرفت. ظاهرا این 37 دختر و زن فریب خورده هیچ کدام شان نمی دانستند که وقتی آدم مورد اعمال غیراخلاقی قرار می گیرد، حداقل باید یک مشت و لگدی هم پرتاب کند. یکی از آگاهان توضیح داد که اصولا آدم برای جلوگیری از تجاوز به میهنش تا پای جان مقاومت می کند، نه برای جلوگیری از تجاوز به خودش. در همین راستا، یک پسر 16 ساله هسته ای هم که بنا به گزارش روزنامه ها سالها با عموی 23 ساله اش رقابت عشقی داشت( احتمالا از دو سالگی عاشق شده بود) عموی خودش را برای حل مشکل به قتل رساند.
ما رادیکال نیستیم
من از هیچ کس انتظار نداشته باشم، از لاریجانی انتظار دارم. این آدم هیچی نباشد، نابغه است، هم خودش و هم جوادشان که ممکن است جواد باشد، اما در نبوغش هیچ شکی ندارم. از این آدم دیگر نباید چنین حرف هایی شنید. علی لاریجانی، در کمال صحت و عقل و در حالی که اصلا به نظر نمی رسد قاط زده باشد، گفت: « ما دنبال رفتار رادیکال نیستیم، اما اگر آنها شروع به چنین رفتاری کنند خودشان باید پاسخگو باشند.» یکی از کارشناسان توضیح داد که اصولا ایران از نظر سیاسی کشور رادیکالی نیست، فقط می خواهد اسرائیل را از روی نقشه جهان حذف کند، آمریکا را از عراق بیرون کند، دولت لبنان را عوض کند و تنگه هرمز را ببندد و به حماس و حزب الله و سازمان های اسلامی منطقه پول و اسلحه می دهد که با پول شان همبرگر بخورند و با اسلحه شان گنجشک شکار کنند. و تازه بعد از این کارها اگر وقت کرد مسلمانان جهان را متحد کند تا دولت های شان را تغییر بدهند. چرا به دولتی که این کارهای ساده و منطقی را انجام می دهد، می گویند رادیکال؟
وزیر علوم در آستانه استیضاح
ظاهرا ماجرای وزیر علوم، به امید خدا دارد بیخ پیدا می کند و مجلس قرار است یقه اش را بگیرد، نماینده بندرعباس گفت: « زاهدی دانشجویان را به تجاوز به ناموس مردم متهم کرده است، در صورتی که اینان هیچ سابقه محکومیتی نداشته و وزیر علوم تنها قصد بی آبرو کردن دانشجویان را دارد تا کارهای خلاف خودش را پوشش دهد.» آگاهان هیچ توضیح خاصی در مورد زاهدی ندادند، چون شما خودتان عکسش را ببینید همه چیز را در مورد او می فهمید، نیاز به توضیح ندارد.
زبل خان اینجا، زبل خان اون جا، زبل خان همه جا
زریبافان، مردی که 30 هزار رای از دو میلیون رای را در انتخابات آورد، و در حال حاضر 20 ثانیه است که بیکار است و این مشکل بزرگ باید بزودی حل شود وگرنه تعادل خاورمیانه به هم می خورد، به عنوان عضو هیات مدیره باشگاه استقلال منصوب شد. وی که قبلا عضو شورای شهر بود و بعدا دبیر هیات دولت شد، احتمالا بعد از عضویت در هیات مدیره باشگاه استقلال مشاغل زیر را برعهده خواهد گرفت:
- مسوول بسیج هسته ای در سازمان آب و فاضلاب تهران
- نماینده کشاورزان خراسان جنوبی در کمیته مین یابی کل کشور
- عضو کمیسیون بازبینی سی دی های غیراخلاقی و مسوول جهانی کپی کردن از سی دی
- نماینده ایران در کمیته وزنه برداری سازمان کشورهای اسلامی
در تمام دنیا یک دستگاه سیاست خارجی وجود دارد که کارش این است که در بازی های سیاسی بین المللی منافع یک کشور را در برابر منافع کشورهای دیگر حفظ کند. من فکر می کنم سیاست خارجی ایران در یک سال و نیم گذشته حتی یک طرح موفق هم نداشته، یعنی حتی یک پروژه سیاسی وجود ندارد که دستگاه سیاست خارجی ایران، آنرا به نتیجه برساند. اره و عوره، شمسی کوره، جمع شدند و همه همسایه ها یاری کردند تا به داداش آبجی پروین مملکت داری یاد بدهند، آخرش هم هیچی به هیچی. این همه قرارداد با روسیه و چین و هند و فروش نصف قیمت مملکت به روس ها یک طرف مصیبت، آخرش هم نه تنها روسیه که غلفتی 1.5 میلیارد بابت نیروگاه بوشهر، پول مملکت را که باید خرج حماس و سپاه قدس می شد، گرفت و در میان 15 عضو شورای امنیت همه شان علیه ایران رای دادند. همه اینها به کنار، رضایت پوتین از قطعنامه تحریم ایران موضوع مهمی است. نکته جالب تر اینکه روسیه از ایران خواسته است که نسبت به قطعنامه واکنش نشان ندهد. هادی حق شناس، نماینده مجلس و عضو کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس هفتم گفت: « اعتماد بی جا به روس ها و چینی ها کرده ایم، 1.5 میلیارد دلار برای نیروگاه اتمی بوشهر به روس ها داده ایم... و برخلاف تصور ما در قطعنامه یک نفر هم رای مخالف نداد.... در سال پیش آمریکا دشمن ما بود، اما اکنون اروپا، آسیا و حتی روسیه به ضرر ما رای می دهند، آنها با هم اجماع کرده اند.... اکنون حساب ذخیره ارزی منفی است و پول در حساب ذخیره ارزی نداریم.» البته قضیه به این سادگی ها هم نبود، همانطور که ایران پیش بینی کرده بود که در صورت تصویب طرح تحریم ایران، قیمت نفت دو برابر می شود، این اتفاق افتاد و قیمت نفت 50 سنت افزایش یافت و از 63 دلار به همان 63 دلار رسید. مجلس هم در کمال جلال و جبروت، دیروز در جلسه علنی طرح بررسی الزام دولت به تجدید نظر در همکاری با آژانس را آغاز کرد. از حالا دیگر ایران هر کاری بکند، دچار دردسر بعدی می شود و بدتر از بد خواهد شد. منوچهر متکی هم که یک سال است ختم سانتریفیوژ گرفته و نذر کرده روزی هزار بار کلمه سانتریفیوژ را بگوید و صد تا صلوات هم بعد از آن بفرستد، برای دوهزارمین بار وعده داد: « سه هزار سانتریفیوژ بزودی آماده بهره برداری می شود.» اما تا اين لحظه هیچ کس در دنیا از این قضیه سانتریفیوژها – نه وقتی آقا علی لاريجانی گفت و نه وقتی حسين شريعتمداری جیغ زد و نه وقتی متکی پراند، نترسیده و واکنشی نشان نداده اند بنابراين به نظر می رسد برای جلب نظرشان باید کار دیگری کرد مثلا احمدی نژاد بزند در گوش چاوز یا برعکس. از طرف دیگر، با پیشرفت های عظیم ایران در کشوری که بیشترین انرژی جهان را در اختیار دارد، کارشناسان برق ایران اعلام کردند که بزودی بحران خاموشی برق در ایران آغاز خواهد شد. محاسبه شيرزاد هم جالب است که نشان می دهد با همه اين هزينه ها از بوشهر به اندازه يکی از همین نیروگاه های مادر مرده فعلی هم برق نخواهیم گرفت.
وزیر ما قشنگه، ایشا الله مبارکش باد
گاهی اوقات به این فکر می کنم که این همه نابغه خوشگل چطور همزمان در یک کابینه جمع شدند؟ واقعا اتفاق میمون و مبارک و چی توزی بود. سلیمانی، وزیر ارتباطات و یکی از نوابغ معاصر که تا به حال به دلیل اینکه حرف نزده بود، زیاد از او ناامید نشده بودیم، در یک گفتگوی مطبوعاتی اعلام کرد: « قطع اینترنت ربطی به وزارت ارتباطات ندارد.» آگاهان توضیح دادند که اساسا اینترنت( اعم از قطع و وصل) به وزارت نفت و حج و زیارت مربوط است. وزیر ارتباطات، که معلوم بود تسلط عجیبی به ارتباطات دارد، گفت: « دولت نهم بلندگویی ندارد که بتواند صحبت های خود را بیان کند؛ چرا که وابسته به هیچ حزبی نیست.» آگاهان با شنیدن این جمله از هوش رفته و بعد از یک ساعت که به هوش آمدند، توضیحات زیر را دادند:
اول: در ایران شش شبکه تلویزیونی و دهها شبکه رادیویی داریم که بنا به گفته مدیرعامل آنها، « صدا و سیما خانه رئیس جمهور است» ولی ظاهرا همه بلندگوهای این شش شبکه خراب است و دولت نیاز به بلندگوهای بیشتر و شبکه های بیشتری دارد که قرار است احداث شود.
دوم: در ایران تعداد زیادی روزنامه داریم که از رئیس جمهور طرفداری می کنند و تعدادی روزنامه داریم که این کار را نمی کنند و توقیف می شوند. ظاهرا این روزنامه ها هم بلندگوی شان خراب است.
سوم: در ایران اگر حزبی روزنامه یا تلویزیون یا رادیو داشته باشد، در عرض بیست ثانیه حزب و رادیو و روزنامه توسط حکومت منفجر می شود.
چهارم: من فکر می کنم وزیر ارتباطات یا معنی دولت را نمی داند، یا معنی حزب را نمی داند یا تا به حال بلندگو ندیده است. یا در اموری دخالت می کند که به کار فنی او مربوط نیست و در نتيجه زرد می شود.
تجاوز به حقوق ملت
من هم با افزایش سن انتخاب کنندگان به هجده سال موافقم، هم با افزایش تحصیلات نمایندگان از فوق دیپلم به فوق لیسانس، اتفاقا می خواهم پیشنهاد کنم حداقل تحصیلات نامزدهای مجلس بشود دکترا، اما آقای عبدالفتاح سلطانی، حقوقدان که مدتی محض تفریح متهم به جاسوسی شد، ولی چون معلوم نبود برای کدام کشور جاسوسی کرده، آزاد شد با نظرات من مخالف است. ایشان گفت: « مصوبه مجلس تجاوز به حقوق ملت است.» آگاهان توضیح دادند که اصولا مجلس هفتم در این مورد تخصص ویژه دارد.
زنده باد تجمیع انتخابات
جلالی، نماینده مجلس که گاهی اوقات حرف های منطقی هم می زند، اعلام کرد که طرح تجمیع انتخابات ریاست جمهوری و مجلس در کمیسیون رد شد. وی توضیح داد که چون با طرح تجمیع، انتخاب نمایندگان مجلس همزمان با انتخابات ریاست جمهوری انجام خواهد گرفت و این به معنی افزایش مدت نمایندگی از چهار سال به پنج سال برای مجلس هفتم است، و این کار برخلاف حقوق ملت است، به همین دلیل طرح تجمیع رد شد. من فکر می کنم که مجلس این دفعه به جای اینکه اینوری غش کند، آن طرفی غش کند. یعنی طرح تجمیع حتما اجرا شود، ولی به جای اینکه دو انتخابات همزمان با ریاست جمهوری انجام شود، هر دو انتخابات همزمان با انتخاب مجلس انجام شود. و احمدی نژاد هم سه سال رئیس جمهور باشد. البته گمان می کنم بطور طبیعی این اتفاق بیفتد، چون با این وضعی که سیاست مملکت در یک سال آینده پیش می رود، احتمالا همین مجلس تا یک سال دیگر طرح عدم کفایت سیاسی رئیس جمهور را تصویب می کند و انتخابات زودتر از موعد انجام می شود. به نظر من مجلس باید جدی تر به این موضوع فکر کند.
لیلا فروهر، نوش آفرین، حسنی بده بد بد
این مقامات مملکتی هم دل شان به چه چیزهایی خوش است. خودشان می گویند و خودشان از رایحه خوش شان می خندند. آقای رحمانی، رئیس دفتر حافظ منافع ایران در آمریکا، بعد از کلی که فکر کرد و آمار گرفت، رایحه خوش صادر کرد و گفت: « در آمریکا 8 تا 12 میلیون مسلمان وجود دارند که حدود 2 میلیون نفر آنان شیعه هستند. 85 درصد از این شیعیان ایرانی اند.» آگاهان ادامه دادند: این ایرانیان که 85 درصد شیعیان را تشکیل می دهند، همان شیعیانی هستند که از دست حکومت جمهوری اسلامی فرار کرده و به آمریکا رفته اند. این 85 درصد شیعیان، عمدتا در لس آنجلس سکونت دارند و نام تعدادی از آنان بدین شرح است: لیلا فروهر، نوش آفرین، محمد خردادیان، بهروز وثوقی، کامران، هومن، بلاک کتز، شهرام شب پره، ضیاء آتابای، هخا، شهبال شب پره، سیاوش قمیشی، شماعی زاده، هاتف، فرامرز آصف، فرامرز اصلانی، دی جی علی گیتور، پیروز، فتانه، عارف و داریوش سجادی. در ادامه این توضیح آمده است که این گروه که 85 درصد شیعیان آمریکا را تشکیل می دهند، صاحب 25 شبکه تلویزیونی هستند که هر روز برای شیعیان برنامه پخش می کند. البته نگفته شیعیان را در حال رقص باباکرم نشان می دهد. همچنین بخشی از این شیعیان در لاس وگاس مشغول بازی هستند که دارند نذر می کنند که اگر خدا یک شانسی به آن ها بدهد در بلاک جک یا شمن، شب جمعه [ ببخشید یکشنیه هفته بعد هم بیایند همان جا و سفره بیندازند].
آنها آدم فروش نبودند
آقا! ما یک زمانی خیر سرمان سه ماه رفتیم جبهه، حداقل پنجاه تا از رفقای ما هم در دانشگاه و بیرون از دانشگاه یا شهید شدند، یا معلول شدند یا سالها بخاطر دفاع از میهن شان اسیر بودند. حالا هم هر غلطی بکنیم و با هر کسی بد باشیم، ته ذهنمان نمی توانیم به آن بچه های خوب کشور که برای دفاع از میهن شان جان شان را فدا کردند، نامربوط بگوئیم. خیلی از این بچه ها بسیجی بودند، و خودشان هم نمی دانستند که بسیجی هستند، اصلا لازم نبود بدانند، می خواستند بروند کشورشان را از دست دشمنی که به کشورشان تجاوز کرده بودند، نجات بدهند. وقتی هم که برگشتند، البته اگر برمی گشتند و زنده می ماندند، چیزی نمی خواستند بگیرند. اصلا برای گرفتن نرفته بودند. رفته بودند که با دشمن کشورشان بجنگند. این آدمها حرمت دارند. زنده و مرده شان حرمت دارد. در تمام دنیا این جور آدمها حرمت دارند. همین امروز بعد از شصت سال که از جنگ دوم جهانی می گذرد، جانبازان جنگی احترام مخصوص دارند و در هر کشور روزی مخصوص آنهاست و همه دولت ها مثل دسته گل از کهنه سربازهای کشورشان و معلولین شان نگهداری می کنند و آنها را روی چشم شان می گذارند. ولی من نمی فهمم چرا ما داریم نام و حیثیت این آدم های خوب را به لجن می کشیم؟ بسیج شده است، نیرویی که با آن تقلب انتخاباتی می کنند. جانبازان می شوند کسانی که به اسم آنها تجارت خارجی می کنند و بسیج دانشجویی تبدیل می شود به آدمهای سرکوبگری که آدم می فروشند و دیگران را لو می دهند. اصلا معنی ندارد کسی که اسمش یعنی فداکار، به هیچ قیمتی آدم بفروشد. دیروز سایت بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی امیرکبیر را دیدم، رسما عکس و مشخصات دانشجویانی که به احمدی نژاد در دانشگاه اعتراض کرده بودند، منتشر کرده بود و به انجام عملی که در ایران به زبان فارسی به آن آدم فروشی می گویند مشغول بود. زشت است، حداقل اسم بسیج روی خودتان نگذارید و آبروی آن بزرگان را نبرید. آنها آدم فروش نبودند.
من هنوز نمی فهمم چرا اعضای شورای امنیت و اعضای مجمع عمومی سازمان ملل، چند کشور خاص هستند، اما دولت ونزوئلا و ساکنان جزایر بالی، جهانیان هستند؟ بنا به گزارش دفتر احمدی نژاد که مستقیما از منابع غیبی اخذ شده است، کلیه اعضای شورای امنیت پس از صدور رای علیه ایران، دچار پشیمانی و ندامت نمام شده و با گریه تمام چهار روز است که دارند به جای اشک خون می ریزند و هر چه می کنند این پشیمانی حاصلی ندارد. الهام، که به نظر می رسد این بار مورد الهام فاطی خانوم قرار گرفته است، در حالی که عین خیالش نبود، گفت: « اعضای شورای امنیت از صدور قطعنامه علیه ایران پشیمان هستند.» آگاهان از سخنگوی دولت پرسیدند: اگر اعضای شورای امنیت زار بزنند و رسما چیز بخورند، شما پشیمانی آنها را می پذیرید؟ اما سخنگوی دولت گفت: نه، هرگز. از طرف دیگر محمود پوپول( معروف به محمود پوپولیست) طی یک اظهار نظر معمولا عصبی در حالی که فکر می کرد اعضای شورای امنیت جلوی چشم او نشسته اند و همه سر به زیر انداخته و پشیمان هستند، گفت: « شما آبرویی برای سازمان ملل نگذاشته اید.... این چه شورایی است که دربست نوکر اسرائیل، انگلیس و آمریکاست؟» اما بهترین و حساب شده ترین نظریه را محمد سعیدی نابغه اتمی ایران و معاون امور بین الملل سازمان انرژی اتمی صادر کرده و اظهار داشت: « قطعنامه 1737 شورای امنیت براساس تصمیم چند کشور خاص اتخاذ شده که مبنای حقوقی ندارد و نمی توانند مفاد آن را به اجرا بگذارند.» آگاهان توضیح دادند که اصولا چون شورای امنیت سازمان ملل از چند کشور خاص تشکیل شده و نه یک کشور عام( مثل ونزوئلا) وجاهت قانونی ندارد. آگاهان اضافه کردند که شورای امنیت نباید از چند کشور خاص تشکیل شود، بلکه باید از کشورهایی مثل سوریه، ونزوئلا و کوبا و... ( آگاهان هرچه فکر کردند کشور دیگری یادشان نیامد.) به دنبال تصمیمات شورای امنیت اسامی افراد و شرکت هایی که نام آنها در تحریم آمده است، منتشر شد. در همین راستا، شیرزاد تنها سیاستمدار متخصص انرژی اتمی در کشور گفت : « در مساله انرژِی هسته ای به مرحله خطیر رسیده ایم.» حداد عادل هم که معمولا در مقابل هر موضوعی واکنش ادبی اخذ می کند، اعلام کرد: « ما نمی دانیم در برابر وضع موجود بخندیم یا گریه کنیم.» آگاهان گفتند فعلا هرچقدر دلتان می خواهد بخندید، بعدا وقت کارهای دیگر هم هست.
بازی بازی لجبازی
یکی از روش های موثر در سیاست خارجی ایران این است که وقتی ببینیم که وقت صلح کردن و کنار آمدن و امتیاز گرفتن است، شدیدا حمله می کنیم و جر می دهیم و شلوغ می کنیم و زمانی که باید حمله کنیم و درگیر شویم، یادمان می آید که باید با جهان برخورد دیپلماتیک آرام کرد. در همین راستا، بلافاصله بعد از تصویب قطعنامه شورای امنیت، مجلس شورای اسلامی که در طول یک سال قبل حداقل هفتاد بار طرح یک فوریت و دو فوریت و سه فوریت الزام دولت به خروج از ان پی تی را تصویب کرده است، یک بار دیگر این طرح را تصویب کرد. رئیس جمهور مجلس را ملزم کرد که طرح الزام دولت توسط مجلس بطور الزامی تصویب شود. همزمان با همین موضوع، ایران که شش ماه است اعلام کرده که سه هزار سانتریفیوژ مشغول کار هستند، برای بار هزارم اعلام کرد که سه هزار سانتریفیوژ راه اندازی شدند. نکته مهم این که به دنبال این اقدامات دولت ایران، همه دولت ها به رنگ زرد درآمده و از ترس مردند. خبرگزاری ها اعلام کردند که ژاپن از تحریم ایران شدیدا استقبال کرد. وزیرخارجه فرانسه نیز گفت: « سرکشی به انزوای کامل ایران می انجامد.» یک روزنامه روس هم در کمال میمنت و شادمانی اعلام کرد: « تحریم های محدود تهران نتیجه توافق مسکو و واشنگتن است.»
بهبود شرایط امنیتی
فکر کنید اگر خدای ناکرده رفتاری را که ما با دیگران می کنیم، دیگران هم با ما بکنند، چه فاجعه ای به سرمان خواهد آمد؟ مثلا یک ماه دیگر یک عده بریزند توی سفارت ایران در عربستان و همه کارمندان ایرانی را گروگان بگیرند، یا مثلا کارمند سفارت ایران را به دلیل اینکه دخترش روسری دارد، زندانی کنند و بعد از یک ماه آزادش کنند. یا مثلا تعدادی آدم را به عنوان کارشناس دعوت کنند به کشور و بعد آنها را به عنوان جاسوس بگیرند. فاجعه است؟ نه؟ در هر حال فکر می کنم داستان این طرح تحریم بدجوری بیخ پیدا کند. این آمریکایی های مستقر در عراق هم نه گذاشتند و نه برداشتند، چهار ایرانی را که به دعوت طالبانی رئیس جمهور عراق، برای بهبود شرایط امنیتی به این کشور رفته بودند، دستگیر کردند. حدس می زنم تا یکی دو روز دیگر ول شان کنند، اما اوضاع قمردرعقرب عظمائی می شود. گفته شده است که رئیس جمهور عراق از این موضوع ناراضی است. البته این رئیس جمهوری که من می شناسم بعید می دانم خیلی هم ناراضی باشد، بالاخره یک مدتی آب و نان و نمک ایران را خورده است و خودش این کاره است.
سازمان مدیریت بحران
یکی از مسوولان تولید انبوه بحران کشور، یعنی آقای پورمحمدی، وزیر محترم کشور اعلام کرد: «بایستی سازمان مدیریت بحران در کشور تشکیل شود.» در راستای همین اندیشه عمیق و مهم، برای کاهش بحران های کشور، موارد زیر پیشنهاد می شود:
اول: نیروی انتظامی اعلام کند که از امروز این نیرو هیچ کاری به هیچ چیزی ندارد و مردم هر کاری می خواهند بکنند.
دوم: وظایف وزارت کشور را از فردا سازمان توزیع گوشت و خواربار میادین تهران انجام دهد، سازمان تربیت بدنی انتخابات را برگزار کند، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مسوول سیاست خارجی کشور شود.
سوم: رئیس جمهور به مدت یک سال به جزایر بالی و توپو برود و در آنجا هر روز با طرفدارانش دیدار کند، اما حق حرف زدن نداشته باشد.
چهارم: برای از بین رفتن مطلق ترافیک و کاهش سریع دود و آلودگی هوا و رسیدن تصادفات به صفر به مردم رسما اعلام شود که به دستور دولت هیچ کس حق ندارد در خانه بماند و همه باید با اتومبیل به خیابان بروند.
گوانتانامو و ابوغریب و اوین
فرق ما با آنها همین است. ما حتی اگر بخواهیم هم نمی توانیم کاری را که با آن مخالفیم انجام بدهیم، اما آنها وقتی قرار است کاری را نکنند، واقعا نمی کنند. تمام شد. همین. لابد مثل همیشه فکر می کنید من یک غربزده هستم، این درست است، ولی ربطی به موضوع ما ندارد. زندان ابوغریب یادتان هست؟ این زندان دیگر وجود ندارد. البته هنوز زندان گوانتانامو و چند بازداشتگاه مخفی آمریکایی در سراسر جهان هنوز وجود دارد. سه سال بعد از اینکه قوه قضائیه اعلام کرد که دیگر زندان غیرقانونی و مخفی نداریم، دیروز مسوول امور زندانهای کشور اعلام کرد که « در ایران حدود صد بازداشتگاه غیرقانونی و نامعلوم وجود دارد.»
این شکست خورده ها
احمدی نژاد در کرمانشاه اعلام کرد عده ای درکار دولت دخالت می کنند و معاون وزیر عوض می کنند و تلاش می کنند تا دولت را ناکارآمد نشان دهند. به نظر شما این عده چه کسانی هستند؟ آیا اصلاح طلبانی هستند که خودشان قدرت ندارند؟ آیا اصولگرایانی هستند که مجلس را در اختیار دارند؟ آیا منظور کارگزاران است؟ من هرچه می کنم منظور دکتر پوپول را نمی فهمم. در همین راستا، دکتر غلامحسین پهلوان، شوهر خواهر شمسی پهلوان، اعلام کرد: « عده ای که از مردم شکست خورده اند، سعی می کنند برای دولت مشکلاتی ایجاد کنند. این عده به دنبال ناکارآمد کردن دولت هستند.» من هرچه فکر کردم فقط به این نتیجه رسیدم که منظور الهام از افراد مورد نظر که هم از مردم شکست خوردند، هم برای دولت مشکل ایجاد می کند و هم عامل ناکارآمدی دولت است، شخص احمدی نژاد است. اگر جواب دیگری پیدا کردید حتما به من اطلاع دهید. همین دکتر الهام مشت محکم دیگری به دهان رئیس جمهور که سه ماه قبل اعلام کرده بود، در ایران تورم کنترل شده است، زده و اعلام کرد: « دولت به دنبال کنترل تورم است.»
9 دلیل روشن، مردم بم در خانه شان زندگی می کنند؟
در مصاحبه مطبوعاتی دکتر الهام حقایق فراوانی در مورد زندگی مردم بم فاش شد. یکی از خبرنگاران گفت: تا آنجا که ما می دانیم کسی در بم زندگی نمی کند.
الهام گفت: اگر کسی در بم زندگی نمی کند، پس چطور این همه مردم رای دادند؟
خبرنگار گفت: مردم بم در کانکس زندگی می کنند...
الهام گفت: این گونه نیست( دلیل اول)، بنا به گفته رئیس جمهور( دلیل دوم) در بازدید ایشان از بم( دلیل سوم) مشکلات بم حل شده است( دلیل چهارم) و ما می دانیم( دلیل پنجم) و به ما گفته اند( دلیل ششم) که بسیاری از مردم بم( بسیاری یعنی همه، این هم دلیل هفتم) در خانه های خود زندگی می کنند. دانش آموزان بم به مدرسه می روند( کسی که به مدرسه می رود طبعا در کانکس زندگی نمی کند، دلیل هشتم) و در خانه های خود زندگی می کنند( دلیل نهم).
نتیجه گیری دولتی: و این بزرگترین افتخار در سراسر جهان است که مردم بم که چهار سال پیش زلزله خانه آنها را خراب کرده بود، در حال حاضر در خانه زندگی می کنند.
نمایندگان مجلس اینطوری باشند
در پی تصویب یک مصوبه مجلس مبنی بر افزایش سطح تحصیلات انتخاب شوندگان مجلس از فوق دیپلم به فوق لیسانس و معادل آن( منظور از معادل آن مصباح یزدی است)، مجلس در حالی که اکثریت آن در حال خواندن نماز وحشت انتخابات بودند، یک مصوبه دیگر را تصویب کرده و اعلام کردند که انتخاب شوندگان باید « پنج سال سابقه اجرایی، علمی، آموزشی یا مدیریتی در بخش های دولتی، نظامی انتظامی، عمومی یا خصوصی با تائید هیات های اجرایی و نظارتی استان ذیربط داشته باشند.»
آگاهان پیش بینی می کنند که در روزهای آینده مصوبات زیر در مورد شرایط انتخاب شوندگان مجلس به تصویب برسد:
مصوبه سوم: نامزدهای انتخاب شونده نباید سابقه چهار سال عضویت در مجلس ششم را داشته باشند.
مصوبه چهارم: نامزدهای انتخاب شونده باید دارای یک دستگاه اتومبیل زانتیا( یا معادل آن) باشند و نوع اتومبیل باید توسط هیات نظارت تائید شود.
مصوبه پنجم: نامزدهای انتخاب شده باید مادرشان( یا معادل آن) عضو بسیج باشد.
مصوبه ششم: نامزدهای انتخاب شده باید دارای تخصص در آتش زدن پرچم آمریکا( یا معادل آن) با یک کبریت باشند و این موضوع توسط بسیج و نهادهای نظامی و انتظامی گواهی شده و به تائید هیات نظارت برسد.
مصوبه هفتم: نامزدهای انتخاب شده باید مشهور به نورانی بودن( یا معادل آن) باشند و این موضوع علاوه بر اینکه باید به تصویب وزارت نیرو برسد، باید توسط هیات نظارت نیز تائید شود.
مصوبه هشتم: نامزدهای انتخاب شده در صورتی که چهار سال تجربه عضويت در مجلس هفتم را داشته باشند از ديگر محدوديت ها معاف و میتوانند همين طور يک راست وارد مجلس شوند.
مصوبات بعدی بزودی اعلام می شود.
ابوریحان، رازی، ابن سینا
در پی تهدید و اخراج و افشا و تهمت به دانشجویان سه ستاره توسط وزیر علوم، وزیر علوم سخنان خودش را تکذیب کرد و در مورد سخنان خودش اعلام کرد: « چنین صحبت هایی وقیحانه است.» دانشجویان سه ستاره هم در یک نامه شدیداللحن به وزیر علوم پاسخ دادند. حنان عزیزی بنی طرف، پسر یوسف عزیزی بنی طرف که پدرش متهم است که هم روزنامه نگار است و هم عرب است و هم از احمدی نژاد خوشش نمی آید، به دلیل فعالیتهای سیاسی و فرهنگی پدرش از تحصیل محروم شد. قوه قضائیه اعلام کرد منتظر است تا حنان عزیزی بنی طرف، مرتکب یک جرم بشود تا پدرش را مجددا زندانی کنند. در همین راستا، دکتر اینقدی نژاد، رئیس جمهور و نابغه آسفالت، دیروز گفت: « راه برای ظهور امثال ابوریحان ها و رازی ها و ابن سیناها بسته نیست.» بدنبال این اظهار نظر مقبره ابوریحان، رازی و ابن سینا بشدت لرزید. همچنین برای توضیح پیشرفت های علمی کشور، یک منبع نزدیک به یک نهاد امنیتی اعلام کرد: « شرایط به گونه ای شده است که ما هفته ای یک مدعی امام زمان داریم.»
خدا را شکر که بهتر شده
به دنبال اظهار نظر آیت الله مصباح یزدی مبنی بر اینکه باید جلوی آلودگی جوانان از سوی دنیای غرب گرفته شود، یک مقام نیروهای انتظامی اعلام کرد که در اثر پیروزی های جهانی و داخلی دولت، میزان زنان خیابانی دستگیر شده در پنج ماهه اول سال 85 نسبت به سال 84، به میزان 18 درصد افزایش داشته است. در همین راستا قرار شد رئیس جمهور و دولت کلاه شان را کمی بالاتر بگذارند.
کرکری خواندن ادامه دارد
کرکری خواندن رقبای انتخاباتی همچنان ادامه دارد. امیر محبیان که تا سیم ثانیه به انتخابات جزو منتقدین جدی دولت بود، طی یک اعلام نظر نسبتا جدی گفت: « اگر اصولگرایان یک لیست داشتند حتی یک نفر هم از اصلاح طلبان رای نمی آوردند.» آگاهان گفتند: ما هم اگر میلیاردر بودیم مشکل مالی نداشتیم. از سوی دیگر، اسدالله بادامچیان، پیشرو شعر نو راست، گفت: « ائتلاف رایحه(خ خ) برآورد غلطی از رای مردم داشت.» همچنین پروین جان، آبجی رئیس جمهور و ملکه زیبایی ارادان، در حالی که چادرش را دور کمرش بسته بود، اعلام کرد: « مگر لیست رایحه(خ خ) را دولت تنظیم کرده که اگر رای نیاورد، به معنی شکست دولت باشد؟» آگاهان توضیح دادند که لیست را دولت تنظیم نکرده بود، بلکه دولت را لیست تنظیم کرده بود، ضمنا عکس رئیس جمهور بالای لیست بود، همه افراد لیست معاون و مشاور رئیس جمهور بودند و آبجی رئیس جمهور هم نفر اول لیست بود. از همه اینها گذشته، شمسی پهلوون طی یک نامه عجیب و پر از شگفتی علائم شدید بیماری اسکیزوفرنیا را نشان داد. به دلیل اهمیت ویژه این نامه بزودی پاسخ آن را منتشر می کنیم.
دوربرگردان های انتخاب
آقا! من واقعا از این طنزهای وب سایت انتخاب لذت می برم، بسیار شیرین، بسیار جذاب و بسیار هوشمندانه است، دست نویسنده اش درد نکند. بسیار خوشحال می شوم وقتی چنین طنزهایی می خوانم. ضمن اینکه من با ایشان هزار تا اختلاف نظر هم ممکن است داشته باشیم، ولی کارش بسیار زیباست.
سرانجام، بعد از یک میلیون سال نوری، شورای امنیت سازمان ملل متحد طرح تحریم ایران را باتفاق آرا تصویب کرد. کیهان نیم ساعت قبل از تصویب تحریم اعلام کرده بود که « طرح تصویب نشد و تصویب آن به زمانی مبهم و نامعلوم موکول شد.» وزارت امور خارجه هم مطابق معمول اعلام کرد که « اقدام شورای امنیت فراقانونی، خارج از چارچوب و برخلاف مقررات صریح منشور ملل متحد است.» یک هفته قبل هم مجمع عمومی از نقض حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کرد. البته معلوم و واضح و مبرهن است که مجمع عمومی سازمان ملل یک مجمع عمومی آمریکایی است که همه کشورهای عضو آن قوانین بین المللی را نمی فهمند و از آن تخطی می کنند و فقط وزارتخارجه ایران به منشور سازمان ملل پای بند است.
هیچ ارزش ندارد
رئیس جمهور هفته قبل در کرمانشاه با اشاره به محکومیت ایران در سازمان ملل متحد، اعلام کرد که اصولا ابرقدرت ها هیچ ارزشی ندارند. وی سپس افزود: سازمان ملل متحد هم نزد ملت ها از جمله خودم هیچ ارزش ندارند. وی سپس گفت: شورای امنیت هم هیچ ارزشی ندارد. وی اعلام کرد: اصولا آمریکا و اروپا هم هیچ ارزشی ندارد، وی خاطرنشان ساخت: اصولا کسانی که بیرون از ایران زندگی می کنند هیچ ارزشی ندارند، وی با اشاره به اینکه حامیان دولت در انتخابات رای نیاورده اند، اعلام کرد: اصولا ملتی هم که به من رای نداده اند از نظر ملت ها هیچ ارزشی ندارند. وی با اشاره به مردم کرمانشاه که در حضور آنها سخن می گفت، اعلام کرد: کسانی که برای استقبال از من نیامده اند هم هیچ ارزشی ندارند. وی در پایان عصبانی شد و به مردم گفت: شما هم اگر دفعه بعد به استقبال من نیائید هیچ ارزشی ندارید. دفتر ریاست جمهوری اعلام کرد که رئیس جمهور هفته آینده به گیلان سفر خواهد کرد. این ذفتر اعلام کرد که به مناسبت سفر احمدی نژاد به گیلان، هفته آینده دانشگاهها، بازار، ادارات، مدارس، مهدکودکها، بیمارستان ها، اتاق های عمل، بخش سی سی یو، اتومبیلها، اتوبوس ها تعطیل است و حضور و غیاب کلیه دانش آموزان و کارمندان ادارات و نوزادانی که بیش از یک ثانیه از عمرشان می گذرد در محل سخنرانی رئیس جمهور انجام می شود.
محاصره می کنیم، خسته می کنیم، منزوی می کنیم
من فکر می کنم آمریکایی ها پروژه خسته کردن دولت احمدی نژاد و از نفس انداختن نیروی مسلمانان تندرو را در دنبال می کنند. به همین دلیل فعلا دارند کاری می کنند که دولت ایران وطبیعتا ایران را منزوی کنند. با این وضع که پیش آمده و بر اساس گفته احمدی نژاد که ایران در صورت تحریم مناسبات خود را با کشورهایی که از تحریم ایران حمایت کنند، مورد بازبینی قرار خواهیم داد، احتمالا رابطه ایران با چین و روسیه نیز به هم می خورد و از طرفی طرح رهبری مسلمانان توسط ایران هم با پروژه بلر مورد سووال جدی قرار می گیرد. از آن طرف هم آمریکا با دعوت عربستان، کویت، عراق و کشورهای عربی نیروهای خودش را در عراق حفظ می کند. وزیر دفاع آمریکا گفت: « با تمام قدرت در عراق و خلیج فارس می مانیم.» در این اوضاع و احوال خدا به داد ملت برسد، من که می ترسم.
بیایید خودمان را لو ندهیم
انتخابات تمام شد و هرچه باید اتفاق می افتاد، افتاد. معلوم است که چه کسی انتخابات را برد و معلوم است چه کسی انتخابات را باخت. و معلوم است که دولت چقدر با اقتدار انتخابات را برگزار کرد. فعلا راست ها قرار است اعلام کنند که شکست لیست حامیان دولت، به معنی شکست دولت نیست. و از طرفی اعلام کنند که اصلاح طلبان و میانه روها هم اصلاح طلب و میانه رو نیستند. باز خدا را شکر که همه می دانند چه اتفاقی در مملکت افتاده و اصلاح طلبان اگر پیش هرکسی دچار بدنامی شده باشند، پیش « صاحب رایحه» روسفیدند. در همین راستا موارد زیر را به اصلاح طلبان پیشنهاد می کنم:
اول: اصلاح طلبان از حالا تا انتخابات آینده به قول یکی از دوستان با چراغ خاموش حرکت کنند و اصلا لو ندهند که نامزدهای انتخاباتی شان در انتخابات آینده کیست. لیست شان را مشخص کنند، اما به هیچ وجه آدمهای خودشان را لو ندهند و آنها را حفظ کنند. به هیچ وجه آدمی را که برای آینده لازم دارند نسوزانند.
دوم: اصلاح طلبان نیاز به رسانه دارند، آنها باید رسانه را پیدا کنند، آن را قدرتمند کنند، مخاطب پیدا کنند، اما تا زمان انتخابات بعدی رسانه شان را اصلا سیاسی نکنند، بگذارند که در زمان آزادی فصلی انتخابات با قدرت به میدان تبلیغات بیایند.
سوم: من فکر می کنم مهم ترین کتابی که ستاد انتخابات اصلاح طلبان و حزب اعتماد و مشارکت باید بخواند، خاطرات کلینتون هاست( کتاب خاطرات هیلاری و بیل کلینتون)، در فصل مربوط به تبلیغات اتوبوسی کلینتون ها رمز یک سال کار مستمر روی تمام کشور برای جذب تک تک آدمهایی که در گوشه و کنار کشور باید رای بدهند، را می شود پیدا کرد. تازه وقتی این کتاب را خواندید می فهمید که احمدی نژاد و نیروهایش قبل از شما این کتاب را خوانده اند.
چهارم: قطعا ستاد انتخابات کشور در یک سال آینده تلاش می کند تمام نقطه ضعف هایش را برطرف کند و یک انتخابات موفق را برای بردن راست ها برگزار کند، و حدس می زنم نیروهای اصلاح طلب و میانه رو نیز تمام ضعف های خودشان و رقیب را خواهند شناخت و تلاش می کنند برای بردن در انتخابات از این شناخت استفاده کنند. برنده انتخابات مثل همیشه و در همه جا، کسی نیست که بهتر است یا حق دارد یا خداوند او را تعیین کرده است، بلکه برنده انتخابات کسی است که بازی انتخابات را بهتر انجام می دهد، افکار عمومی را به نفع خودش تغییر می دهد و پول بیشتری دارد و این پول را بهتر و درست تر خرج می کند و با حریف اش بهتر می جنگد.
یک کلام از مادر عروس و پدر داماد
اصلا مهم نیست، هر کسی می تواند هر چیزی که دلش می خواهد بگوید، حتی بادامچیان هم می تواند بگوید که « مسجد جامعی که گروه خونی اش به اصلاح طلبان نمی خورد، نجفی هم کارگزارانی است.» آگاهان پیشنهاد کردند آقای بادامچیان به جای اینکه خودش را ناراحت کند، زیر دوش آب سرد برود و مجموعه شعرنوی جدیدش را آماده کند. در همین راستای شعرنو، حجت الاسلام قوامی گفت: « اگر اصلاح طلبان رد صلاحیت نشوند، مجلس هشتم را در اختیار خواهند گرفت.»
رایحه عروس تعریفی و پدر داماد
اصولا وقتی از یک عروس خوب تعریف می کنند، باید مواظب رژیم غذایی اش باشد، باید مواظب باشد که در شرایط بحرانی انتخابات که ممکن است پروژه فشار از پائین و چانه زنی از بالا مورد استفاده قرار بگیرد، رایحه خوش خدمت صادر نکند و تلاش کند که احساس برش ندارد. در همین راستا، محمود احمدی نژاد که حامیانش در انتخابات 24 آذر شکست سختی خوردند، در کرمانشاه اعلام کرد که گروههای زیادی خواستند از عکس ما برای انتخابات استفاده کنند و با استفاده از نام ما در انتخابات پیروز شوند، ولی ما اجازه ندادیم. آگاهان اعلام کردند که در پی اعلام این نظر نام « پروین احمدی نژاد» به پروین هاشمی رفسنجانی» و سمت مهرداد بذرپاش به عنوان مشاور رئیس جمهور در امور جوانان، به عنوان دبیر جوانان جبهه مشارکت، و نام مسعود زریبافان، مردی که در انتهای لیست تهران گم شد، به مسعود کیمیایی تغییر کرده و رئیس جمهور اعلام کرد که هیچ کدام از این افراد را نمی شناسد و تا به حال آنها را ندیده است. شاید با توجه به همین موضوع عروس و تعریف و رایحه و فلان و بهمان بود که پدر داماد احمدی نژاد، که تصادفا دبیر کل جمعیت کارگزاران است، اعلام کرد: « همان خدایی که دولت را سرکار آورد بنا به عللی توی گوشش زد.... میلیاردها پول در اختیارتان بود، چکار کردید؟.... به خدا اگر کار ویژه بچه های نا نبود امکان نداشت همان دو نفر هم رای بیاورند. این شکست خدایی بود.» اما دکتر رامین، تئوریسین سیاسی جوان و دبیر سیاسی رایحه(خ خ) اعلام کرد: « پیروزی ائتلاف اصولگرایان به منزله پیروزی ما نیز تلقی می شود.» آگاهان توضیح دادند که این موضوع طبیعی است و اصولا پیروزی اصلاح طلبان هم عملا پیروزی محافظه کاران تلقی شده و پیروزی هاشمی نیز در عمل همان پیروزی مصباح یزدی است و اگر خدا بخواهد پیروزی آمریکا هم به عنوان پیروزی ایران و عراق تلقی می شود و از این پس اصولا پیروزی هر کسی به معنی پیروزی هر کسی که خواست تلقی می شود.
محمود پوپول: جرج! از کاخ شیشه ای بیا بیروووووون!
احمدی نژاد در جریان سفر کرمانشاه به جرج بوش گفت: « از کاخ شیشه ای بیرون بیایید و نفرت ملت ها را ببینید...» در پی این اظهار نظر آگاهان توضیحات مختلفی ارائه دادند:
اول: احتمالا منظور از کاخ شیشه ای معلوم نیست، احتمالا رئیس جمهور می خواست بگوید « از برج عاج بیا پائین»، ولی هرچه فکر کرد یادش نیامد که جنس برج از چه چیزی بود، به همین دلیل فکر کرد اگر از شیشه باشد خیلی بهتر است، برای همین گفت از کاخ شیشه ای بیا بیرون.
دوم: براساس تعاریف موجود از کاخ، ما طبیعتا نمی توانیم کاخ شیشه ای داشته باشیم، ولی آگاهان حدس می زنند که احمدی نژاد در سفرش به نیویورک تعدادی آسمانخراش شیشه ای را دیده است و تصور کرده که منظور از کاخ همین آسمانخراش های شیشه ای است.
سوم: اصولا کسی که در کاخ شیشه ای نشسته است، طبیعی است که چون کاخ مذکور شیشه ای است، بطور معمول می تواند نفرت مردم را ببیند و برای دیدن مردم لازم نیست که از کاخ شیشه ای بیرون بیاید.
چهارم: احتمال می رود که احمدی نژاد در جایی خوانده باشد که سیاستمداران امروز در ساختمان شیشه ای زندگی می کنند، که در این صورت منظور این است که همه چیز آنها در معرض دید دیگران است، در این حالت لابد کسی که بقیه او را می بینند، لابد او هم بقیه را می بینند.
پنجم: به نظر شما اگر بوش نفرت مردم را از خودش ببیند، مثلا ببیند که همه برایش جوک می گویند، همه مسخره اش می کنند، کسانی که یک سال قبل به او رای دادند، دیگر به او رای نمی دهند و... چه کاری می کند؟ شما فکر می کنید در این مورد احمدی نژاد و بوش فرقی می کنند؟ آقای بوش! آقای احمدی نژاد! بیایید و نفرت مردم را از خودتان ببینید.
سووال: وقتی احمدی نژاد به جایی سفر می کند، گروهی از مردم جمع می شوند، برایش دست می زنند، برایش پرچم تکان می دهند و .... در حالی که وقتی بوش به میان مردم می رود، گروهی از مردم جمع می شوند، برایش دست می زنند، برایش پرچم تکان می دهند.... چه فرقی می کند؟ رمضانزاده، سخنگوی دولت خاتمی ضمن توضیح اینکه وقتی خاتمی برای بازدید از جایی می رفت، مردم از او استقبال فراوانی می کردند، بدون اینکه جایی تعطیل بشود، در حالی که در جریان سفر احمدی نژاد به کرمانشاه حتی مدارس ابتدایی هم تعطیل بود، گفت: « مردمی بودن در انتخابات مشخص می شود نه در میتینگ های مقامات.»
یک پیشنهاد به حامیان رئیس جمهور
هفته آینده احمدی نژاد به گیلان می رود و قرار است مردم گیلان از وی استقبال شایانی به عمل بیاورند. پیشنهاد می کنم که احمدی نژاد برای اینکه واقعا خودش ببیند که چقدر از مردم واقعا برای استقبال از او می آیند، مثل همه آدمهای مسوول و نسبتا باشعور به استانداری اعلام کند که مدارس و ادارات نباید تعطیل شود و هیچ کس را نباید به زور به استقبال رئیس جمهور فراخواند.
بار دیگر شهری که زیر دود خفه شد
براساس آمارهای اعلام شده جهانی، ایران در میان 146 کشور جهان، به لحاظ وضع محیط زیست در رتبه 132 قرار گرفت. قبلا هم که به لحاظ فساد دولتی در رتبه 103 قرار داشت، از نظر مصرف مواد مخدر هم در رتبه اول قرار داریم و از نظر میزان تصادفات هم در رتبه اول جهان هستیم. دیروز اعلام شد که تهران همچنان در شرایط وارونگی هوا و در مه و دود خواهد بود. در هفته گذشته روزانه به دلیل آلودگی هوا روزانه 20 تا 25 نفر در تهران مرده اند. در همین حال، آیت الله مصباح یزدی اعلام کرد: « ما باید جوانان را از آلودگی هایی که در جهان ایجاد شده، مصون نگه داریم..» در همین راستا قرار شد آقای مصباح یزدی را یک سفر به ایران ببرند تا ایشان وضع آلودگی ها را ببینند و قضاوت کنند.
مگر زور است، ظهور نمی کنم
در پی فرارسیدن سال جدید میلادی، هفته قبل احمدی نژاد که برنامه ظهور ائمه و پیامبران را کنترل می کند، اعلام کرد که حضرت مسیح همراه حضرت مهدی ظهور خواهند کرد. همچنین رئیس جمهور میلاد مسیح را تبریک گفت. و برای محکم کاری تعدادی از مسیحیان در آستانه سال نو میلادی و ظهور حضرت مسیح دستگیر شدند. گویا حضرت مسیح پیام داده است که تا وقتی پیروان ما را در ایران آزاد نکنید ظهور نمی کنم که نمی کنم. حضرت مسیح گفتند که ایشان می ترسند که ظهور کنند و قوه قضائیه ایران ایشان را هم دستگیر کند.